⁨ ⁨ امشب…
امشب، آخرین شبیه که قلبمون اینقدر نزدیک به هم می‌تپه…
باورم نمی‌شه این همه انتظار، این همه ذوق، این همه دعا، به آخرش رسیده.
سادات کوچولوی من…
من مادر شدنو با تو یاد گرفتم …. امشب آخرین شبیه که خونه‌ات قلب و وجود منه…
از فردا، همه‌ی دنیا خونه‌ی توئه، و آغوش من امن‌ترین پناهت
امشب شاید آخرین باره که دستم رو روی شکمم می‌ذارم و منتظر لگد کوچولوت می‌مونم…
آخرین باره که باهات بی‌صدا حرف می‌زنم و فقط خودمون دو نفر معنی حرف‌هامونو می‌فهمیم.
فردا…
دیگه دلتنگ این روزها می‌شم.
دلتنگ روزایی که تمام دنیام، زیر قلبم نفس می‌کشید.
اما دلتنگیم ارزشش رو داره…
چون قراره برای اولین بار ببینمت،
ببوسمت،
و اسمت رو با صدای بلند صدا بزنم…
«دخترِ من…»
اگر فردا اشک بریزم،
از ترس نیست…
از بزرگیِ معجزه‌ایه که خدا بهم هدیه داده.
تا چند ساعت دیگه،
دیگه هیچ فاصله‌ای بین آغوش من و تو نمی‌مونه…
و من،
برای اولین بار،
کامل‌ترین نسخه‌ی خودم می‌شم…
«مامانِ تو.» 🤍⁩⁩
برام دعا کنین خیلی محتاج دعاتونم مامانا🤍

تصویر
۱۶ پاسخ

چقد قشنگ .خدا دخترتو برات حفظ کنه عزیزم بسلامتی بغلش کنی

من بعد زایمان بزرگترین سوگ عمرم رو کشیدم اونم سوگ مادری بود

بسلامتی زایمان راحتی داشته باشید

قدمش مبارک باشه انشاالله

چقدر قشنگ...یاد اولین باری افتادم که آرین رو آوردن پیشم
سر عرشیا درد داشتم هیچی نفهمیدم اما آرین رو خوب یادمه

انشالله به سلامتی زایمان کنی دختر اشکمونو در اوردی اول صبحی

خیلیییی قشنگ گفتی تاثیر گذار بود واقعا عالی بود احسنت احسنت احسنت ❤️❤️❤️❤️😘😘😘خدا حفظش کنه همیشه

ای جونم ان شالله بسلامتی زایمان کنی

ان شاالله کوچولوی نازتو بزودی دز آغوش میکشی، منم از الان دلم برای این روزا که تپش قلبش با من هماهنگه تنگ میشه ، وقتی تو وجود خودمه خیالم راحته جاش امنه ولی بیرون بیاد هر لخظه مراقبشم که دنیای بیرون اذیتش نکنه
وای اصلا نمیتونم خودمو دور از فرزندم تصور کنم 💖🥹💞

🫠🫠🫠🫠🥺🥺

انشاالله به سلامتی بغلش کنی برا ماهم دعا کن

ایشالله که ب سلامتی بغل بگیریش بوش کنی نازش کنی بهترین حس دنیاس عزیزم

ای جونم عزیزم نمیدونم چرا گریم گرفت از نوشته ات 🥹🥹🥹

🥰🥹 واقعا قشنگ توصیف کردی

عزیزمم😍🥺ایشالا سالم و سلامت زایمان کنی و دوتایی کیف دنیا رو ببرین😍😍

واقعا قشنگین ترین لحظه لحظه آیی هست که به دنیا میاد صدای گریه اش رو می‌شنوی من از خوشحالی لکنت زبون گرفته بودمو گریه میکردم فقط

سوال های مرتبط

مامان علیسام 😍 مامان علیسام 😍 ۱۱ ماهگی
🌙 «امشب آخرین شبیه که علیهان تو دلِ منه… آخرین شبی که تکوناشو حس می‌کنم، آخرین شبی که با سکسکه‌هاش می‌خندم، آخرین شبی که دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با تمام وجودم مطمئن میشم تنها نیستم. فردا روزیه که بعد از ۲۰ سال انتظار، ۲۱ سال اشتیاق و دلتنگی، معجزه‌ی من میاد تو بغلم. فردا روزیه که صدای گریه‌شو می‌شنوم، بوی وجودشو نفس می‌کشم، و طعم شیرین مادری رو می‌چشم.

خدایا شکرت که منو لایق این نعمت کردی. از همه‌ی دل‌های مهربون می‌خوام دعا کنن فردا هم من و هم علیهانم سالم و سرحال باشیم. سال‌ها بود چشم‌انتظار بودم برای همین لحظه، برای همین روز… فردا شب دیگه تو بغلمه، فردا شب دیگه اشک شوقم می‌ریزه روی صورتش. خدایا خودت حافظ علیهانم باش.» 🌙

🌸 «خدایا… تویی که بعد از سال‌ها انتظار، درِ رحمتت رو به روی من باز کردی و معجزه‌ای به اسم علیهان رو در وجودم گذاشتی، التماست می‌کنم نگاهت رو از هیچ چشم‌انتظاری برندار. خدایا به حق همین اشک‌های شوق، همین دل‌های پر از امید، به حق شب‌های بیداری و دعاهای مادرانه، همه‌ی زنانی که سال‌هاست حسرت شنیدن صدای گریه‌ی نوزادشون رو دارن، همه‌ی دل‌هایی که با دیدن بغل پر از نوزادِ مادرای دیگه می‌شکنن، همه‌ی مادرایی که دلشون خالیه و هنوز منتظرن، به زودی زود دستشونو پر کن.

خدایا هیچ خونه‌ای خالی از صدای خنده‌ی بچه نمونه، هیچ مادری چشم‌انتظار نمونه، و هیچ دل امیدوار و صابری ناامید از درگاهت برنگرده. آمین.»
مامان مهوا🧸 مامان مهوا🧸 ۸ ماهگی
برای تو مینویسم ماه من...

این روزا هر بار نگات می‌کنم، یه بغض آروم میاد سراغم. انگار همین دیروز بود که برای اولین بار بغلت کردم و از شدت ذوق، اشک می‌ریختم. همون روزایی که ساعت‌ها فقط نگات می‌کردم و باورم نمی‌شد این فرشته کوچولو دختر منه.
اون موقع همیشه آرزو می‌کردم زودتر بزرگ شی؛ زودتر بخندی، زودتر بشینی، زودتر دنیا رو کشف کنی... اما هیچ‌کس بهم نگفته بود که بزرگ شدن تو، اینقدر می‌تونه دل آدمو بلرزونه.
حالا هر روز از بزرگ شدنت ذوق می‌کنم، اما همزمان دلم برای دیروزت تنگ میشه. برای روزایی که روی سینه‌م خوابت می‌برد، برای دستای کوچیکی که انگشتمو محکم می‌گرفتن، برای وقتایی که تمام دنیات آغوش من بود.
میگن بچه‌ها یهو بزرگ میشن و حالا می‌فهمم یعنی چی... چون من نفهمیدم آخرین بار کی اونقدر کوچیک بودی که کامل توی بغلم جا می‌شدی. نفهمیدم آخرین بار کی لباس نوزادیت رو پوشیدی. خیلی از آخرین بارها بی‌صدا رد میشن و وقتی می‌فهمیشون که مدت‌ها گذشته...
و شاید سخت‌ترین قسمت مادر شدن همین باشه؛ اینکه هر روز از بزرگ شدنت خوشحال باشی و همزمان برای کوچیک موندنت دلتنگ... 🥲
پ.ن:مهوای۲۰ روزه❤️