۱۴ پاسخ

توام با صدای بلند بگو آخه من فکر کردم سینکتون یه مدلیه که نمیشه دو نفره ظرف شست چون من همیشه تنها میشورم

خوب کاری کردی
ازین بع بعد هم یبار برو یبار نه
کمک کردن و محبت کردن به هرررررکسی از حد بگذره وظیفه میشه
به شوخی میگرفتی میخندیدی میگفتی عیبی نداره حالا ایندفعه رو فلانی تنها بشوره دفعه بعد باهم ...که بفهمه نباید بیکار بشینه

کار درستی کردی نرفتی
به مادرشوهرت بگو همیشه منم تنهامیشورم
خودت بد عادتشون کردی
طوری رفتارکردی که فکر می کنند وظیفه داری همیشه ظرفاروبشوری
هروقت دلت خواست بشور نه همیشه
برای خودت ارزش قائل باش.

چند بار این رفتار تکرار کن . چند بار ناراحت میشن عادت میکنن

خدا نسل هرچی مادر شوهره از رو زمین برداره

توام با صدای بلند میگفتی دستم بنده یا میگفتی چطور من میشورم نمیگی بیاد کمکم

وقتی جاریت هست تو هم بشین کاری نکن

عزیزم خوبی کردن زیادمیشه جزو وظیفت منم عین توبودم همیشه خوبی زیادمیکردم برای مادرشوهرم یکبارنکردم توروم گفت وظیفته بایدبکنی منم گفتم وظیفه من تنهاییست بازم عروس داری ازاونموقع دهنشوبست

من ی مدت وظیفم شده بود ظرف شستن، ب شوهرم سپردم بعد غذا موقع ظرف شستن صدام میکرد میگفت بیا کارت دارم یا بیا بریم بیرون و نمیذاشت ظرف بشورم، بعد اون دیگه اکثر اوقات نمیذارن بشورم

اگه میتونی خودتو الکی سرگرم کن و هیچ واکنش متفاوتی نداشته باش خیلی ریلکس باش مث همیشه
اگرم نمیتونی تحملشون کنی پاشو برو خونه با بهونه تمیزکاری یا کارای پسرت

به مادرشوهرت مسقیم بگو ناراحتی تو

کار خوبی کردی نرفتی،شوهرت چیزی نگفت؟

پاشو برو

خوب کاری کردی نرفتی بشوری

سوال های مرتبط

مامان پناه🤱🩷 مامان پناه🤱🩷 ۱۲ ماهگی