۲۰ پاسخ

الاهی بگردم من
وای ننه خون تو شلنگ رو اخه
بگردم من🥹🥹

الهی عزیزم امیدوارم اون روزا هیچوقت برنگرده ..تنش سلامت همیشه

عزیزم این لباسو‌دیدم گفتم پیچشون نگا شاید بدردت خورد برا مراسم

تصویر

ایشالا هیچ بجه ی پاش ب بیمارستان باز نشع...
اخه توو این سن جز ترس چیو می‌فهمن از اون محیط...

طفلک انشالله همیشه سلامت باشه و از این به بعد همیشه سلامتی و شادی باشه

الهی هیچ بچه ای راهی بیمارستان نشه بچهای منم یه بار بستری شدن ۱۰ سال پیرتر شدم

الهی بگردم
دختر من ی بار یکسالگی بستری شد
ی بارم ۱۸ ماهگی خیلی خیلی خیلی بد بود

وای پسر من بستری بود شوهرم اومد احساساتی شد میخواست برش داره فرار کنه بره😂😂😂 بدترین روزای عمرمون

مامان پسرم
هلائمت پسرت چی بوده ؟!
من پسرم یهو از پریشب گونه خاش قرمز شده بعد ک جیش کرد پاهاش رو باز باز میگرف راه میرف‌‌ بعد نکاه کردم التش و بیضه هاش قرمز شده بود پماد زدم خوب شد ینی بهتر شد ولی گونه هاش هنوزم قرمزه
تب هم نداره

الهی هیچ بچه ای مریض نشه خیلی سخته😢
منم پسرم بستری بود یبار شب آنژیوکتش رو خراب کرده بود سرم نمی‌رفت نصف شب که اومدن دارو بدن گفتن باید دوباره ازش رگ بگیریم از خواب بیدارش کردم بردم اتاق رگ گیری و پرستار دوباره براش رگ گرفت پسر من زیاد بلد نبود حرف بزنه فقط گریه میکرد می‌گفت درد گرفت درد گرفت🥺هیچ وقت یادم نمیره

وایی الهی هیچوقت بچها مریض نشن دردو بلاشونبخوره تو ج ن پدرمادراسون من اینو همش میگم پدر مادرطاقت نذاره واقعا

زندگی کردم تک تک این لحظه های گند رو
الهی بگردم برا تم تک بچه هایی که مجبورن این لحظه هارو تجربه کنن

الهی بگردم ....خدا هیچ بچه ای رو مریض نکنه حتی یه سرماخوردگی ساده 🥲

بمیرم برای بچه ها خداهیچ بچه ای رو مریض نکنه😭😭😭مشکلش چی بوده؟

حلال‌کن ترخدا

😭😭😭😭

خدا کنه هیچ بچه ای هیچ کجای دنیا مریض نباشه

فقط خدا رو شکر که اون روزا گذشت و پسرت الان کنارته ❤️ ان‌شاءالله دیگه هیچ‌وقت اون صحنه‌ها تکرار نشه 🫂❤️

بگردم خداروشکر که تموم شذه خدا برات نگه داره 🫀🫀🫀

تصور کردم اون لحظه رو
الاهی هیچ وقت سمت بیمارستان نری مگر برای زایمان

سوال های مرتبط

مامان پسر وروجک مامان پسر وروجک ۲ سالگی
آراد وقتی کوچیک بود هروز مسی بازی داشتیم همون مثیف ماری هر بافت متفاوتی رو میدادم بازی می‌کرد بزرگتر شد دیگه با رنگ انگشتی بازی می‌کرد از اونور هم خب با بافت غذاش هم بازی کرد دیگه گفتم خب این دیگه اوکیه دیگه لازم نیست هی من به طرق متفاوت مسی بازی کنم دیگه گذاشتم کنار حدود یه سالی هست دیگه مسی بازی نکردیم جز همون رنگ انگشتی و بافت غذاش امروز زدم تو کار مسی بازی با آراد چه جالب هردومون ریست شده بودیم هم آراد دیگه دست نمیزد به اردی که با آب مخلوط شده هم من طاقتم کمتر شده بود آراد دستشو که برد تو ارد و آب چندشش شد و یکراست رفت با فرش پاک کرد و من بلند اسمشو صدا زدم یلحظه مکث کردم که دارم اشتباه می کنم بقول یاوری به خودم وصل شدم من وصل شدنم یکم دیره😅
هیچی کلی کاغذ آوردم دستمو کردم تو آرد و بعد گذاشتم رو کاغذ آراد هم خوشش اومد و همینکار رو انجام داد چند دیقه ای مشغول بودیم ولی هنوز وسواس آراد هست دوباره بفکر افتاد برم تو نخش هر روز کثیف کاری بازی کنیم😂😂😂
بلکه تاب آوری منم بالا بره🥴🥴 😁