۱۲ پاسخ

اتفاقا این که تو جمع باشه خیلیم براش خوبه اگه ازشون مطمعنی که حواسشون هست به دخترت و دخترت هم دوسشون داره عالیه بچه نیاز داره به جمعیت به همبازی اجتماعی شدن و این که یه تایم هایی ازت دور باشه نسازه چون خیلی کمک میکنه وابسته نباشه و مستقل بشه

واقعا تو این دوره زمونه بچه رو چجوری میزارین چن ساعت خونه کسی اعتماد نکنید بیشتر مامانا گفتن اگ بهشون اعتماد دارید ینی ظاهر آدما باطنشونم نشون میده بعدم بچه بد عادت میشه

چه اشکالی داره اگر از جایی ک هست مطمئنی بزار بچه ارتباط بگیره با بچه های دیگه واسه رشد مغزش و اجتماعی شدنش و آداب یاد گرفتنش خیلی خوبه

من موقیعتشو ندارم بزارم
ولی اگه مطمئنی ازشون خیلی هم خوبه

نه من نمیزارم جایی

من فقط پیش مامانم میزارم اونم کارداشتنی وعلا خوشم نمیاد هرجا برم با خودم میبرم ب هیچکس اعتمادکردنی تو این دوروزمونه بنظرم فقط پیش مادرت بزار

اگه ازشون مطمئنی که خیلی عالیه‌.
شماره بدم منم بچه هامو ببرم بزارم پیششون :))

من نمیزارم جایی بمونه قبلا اگ کاری داشتم میزاشتم پیش مادرم میرفتم کارمو انجام میدادم ولی الان هرجا برم با خکدم میبرمش
اینک میزاری پیش فامیلا و بهش خوشمیگذره و خیالتم راحت اصلا جای ناراحتی و نگرانی نداره عزیزم خیلیم خوبه هم بچه بهش خوشمیگذره هم خودت استراحت میکنی

منم میذارم خونه برادرشوهرم البته طبقه پایین خونه خودمونن

نه من با حضور خودم اجازه میدم جایی باشه توام نزار چون آدم چه می‌دونه کیا رفت و آمد دارن اونجا چه اتفاقی ممکنه بیفته

خیلیم عالیه بچه ت هم مستقل میشه هم هم بازی داره

من اصلا نزاشتم تاحالا ولی دوس دارم یه جای امن مطمئن بود بچه هام میموندن حداقل یه ساعت

سوال های مرتبط

مامان علی اصغر مامان علی اصغر ۳ سالگی
پسرم می‌ره کوچه. فوتبال بازی میکنن یعنی کوچه ما هفت هشت نفر پسر هستن سه نفرم از اون یکی کوچه میان بازی در واقع من دوست ندارم پسرم با اونایی که از کوچه دیگه میان بازی کنه اونا ده یازده سالشونه پسرم تازه رفته نه سالگی هر چقدرم میگم نرو با اونا بازی نکن میگه میرم باباشم میگه تو گیر نده گیرمیدی بچه بدتر می‌کنه خودشم چیزی نمیگه منم دیروز قهر کردم گفتم اگه این بچه بچه ی منه باید حرف منو گوش کنه اگه نه منم میرم خونه بابام شوهرم پسرم و دعوا کرد گفت دیگه نرو منم نمیزاشت برم خلاصه سرشون گرم شد رفتم خونه ابجیم بعدا با داداشم اینا برم خونه بابام مامانم هم خونه داداشم بود رفتم اونجا برعکس همه فهمیدن دعوام کردن گفتن ما خونه نمیزاریمت😂بچه تو ول کردی بلاخره بچه باید بازی کنه حالا شما جای من چیکار میکنید یعنی من حساسم روبچه ام با هاشون قهر بودم دیروز تولدمم بود شب زود خوابیدم دیدم در گوش هم پیچ پیچ میکنن نگو همسرم به پسرم میگه به خاله اینا زنگ بزن بیان کیک اینا خریده بودن که منو خر کنن