۴ پاسخ

آره اونکه سریع لباسش ومیپوشونم ومیگم عیبه کسی نباید ببینه..ولی باز کار خودشو میکنه.
آره واقعا سخته آدم به هیچی اونطور که دلش میخواد نمیتونه برسه نه برا غذا میشه درست وقت گذاشت نه برا بچه ها نه برا خواب نه براجمع وجور نه .....
فقط باید خدای اعصاب باشیم
انشاالله خودش کمکمون واقعا ماها که نمیتونیم بیشتر از این.

سه سالگی اینجوریه من پارسال هلاکم کرد همه چیو باگریه میخواد تاالان ک ۴ سالشه هنوزم گاهی سرچیزای الگی گریه میکنه اذیت میکنه طبیعیه هر سنی یجورین ب گریه هاش زیاد اهمیت نده سلاح میشن براش من تا پیشم بود خیلی خوب بود باباشو یا خانوادمو میدید دهنش باز،میشد چون خیلی نازشو میخرن پیش اونا لوس میشه

منم مثل تو صبحانه که از خواب پامیری بسکه از کاراش از جیغاش از الکی گریه کردن‌اش خسته میشم میرم برا زدنش ولی نزدیکش که میشم خودمو کنترل میکنم چند روزم هست از عمد لیوان آب ویا شیر یا هرچی الکی میریزه زمین بعد میگه مامان ببخشید حواسن نبود نمیدونم دیگه دارم رد میدم اتفاقا منم میخواستم پیام بدم بپرسم ..که پیامت دیدم.
یه سوال توام بچه‌ات حساس شده روتفاوتدهای زن مرد رو لباسهایی زیر زنونه ومردونه یا مثلا وقتی میخواد بره دستشویی خیلی دوست داره همه ببینن بدنشوووو من از دست این کاراش حریم آخه بنظرم این رفتارا زوده الان براش نمیدونم چه کنم

عزیزم یه دوره همینن فقط بی توجهی اصلا دعواش نکن بدتر میشه به حرفش گوش کنی بدتر فقط بیخیال

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی🫶👑 مامان امیرعلی🫶👑 ۱۱ ماهگی
مامان دلاوا مامان دلاوا ۱ سالگی
سلام خانوما خوبین

من خیلی روحی حالم بده
از عالمو ادم بدم میاد
از شوهرم از مامانم از دخترم
از همه چیز و همه کس بدم میاد
خستم خیلی خستم
از دخترم خستم ک از شب تا صب یا نمیخابه یا وقتیم میخابه تو خاب همش گریه میکنه نق میزنه من هی باید بیدار شم هی بخابم
روزا هم ک همش نق میزنه ی ثانیه بازی نمیکنه

از مادرم خستم ی ساعت بچمو‌نگه نمیداره من ی استراحت کنم همش خونه بیکاره از صب تا شب هیچکاری نداره ولی بچه منو ی ساعت نگه نمیداره هروقتم میرم خونش انقد میگه چرا دخترت انقد شلوغه چرا دخترت اروم نمیشینه یا میگه من بچه هام اروم بودن این دخترت ب کی رفته و از این جور چرتوپرتا
مادرشوهرمم همینه هی میگه بچه های من جیکشون در نمیومد ولی دختر تو همش نق میژنه گریه میکنه

شوهرمم ک یا سرکاره یا میاد خونه میخابه
خیلیییی خستم خیلللللی
ن شب خاب دارم ن روز
اعصابم همش خرد میشه داغون میشم ب حرفایی ک میشنوم فک میکنم
از دست دخترمم عصبی میشم با اینکه میدونم بچس گناهی نداره ک ولی دست خودم نیس گاهی دوست دارم بزنمش ولی دلم نمیاد

یک ساله من ن خاب دارم ن خوردوخوراک درست درمون دارم
ن تفریح هیچیییییی
همش خونه زندانیم هیچجا نمیتونم برم چون همش ب بچم ی چیز میگن منم اعصابم خرد میشه

توروخدا نیاین ایه‌ی یأس بخونین یا نصحبت کنین من خودم حالم ب اندازه کافی خراب هس