۲۸ پاسخ

عزیزم منم میخوام برم امام حسین از تمیزی و پرسنل راضی بودی؟ رفتار ماماها چطور بود
اتاقاش چند تخته هست؟
دکترت کی بود ؟ دکتر من خانم جنابی
و اینکه من آزادم بهم گفت ۳۰ تا ۳۵ درست گفته اخه گفتی با بیمه سلامت ۳۰ شده
ببخشید زیاد سئوال کردم ♥️

وای ننه قزی خسته نباشی راحت شدی🫂😅
مبارکت باشه عزیزه دلم🤍
دعاکن منم دردام شروع بشه دیگه نفسم درنمیاد خسته ام خسته🤌🏻🥺

زایمان طبیعی اونطور که میگن مثل کابوسه؟
یا راحته
من از الان استرس دارم

خیلی خوشحال شدم زایمان کردی بسلامتی کدوم بیمارستان رفتی

کدوم بیمارستان زایمان کردی عزیزم

مبارک باشه گلم 💐

عزیزم چقد کادر بیمارستان بد بوده
خداروشکر حالتون خوبه

مبارکهههه عزیزم خیلی خوشحال شدم 😍🥰
وای این ک میگن زور نزن خیلی بده منم اینحوری شدم واقعا مرگو جلو چشات میبینی🥲
حس میکنی مقعدت میخاد پاره شه
منم دکتر بعد نیم ساعت اومد ولی فک میکردی ساعت ها طول کشیده ک بیاد منم دوتا زور زدم بچه اومد اون لحظه بهترین حسو داری😍
ان شاالله این حس نصیب همه چشم انتظارا

وای اون قسمت ک میگن زور نزن اره واقعا بده
منم همین بسرم اومد😭خیلییییییی سخته

خداروشکر و بلاخره زایمان کردی عزیزم
الان دوتاتون خوبین؟
وزن نینی همونی ک دکتر گفته بود درست بود؟از بیمارستان راضی بودی؟

چشمت روشن مبارکه قدمش با خیروبرکت باشه🌸💞

کدوم بیمارستان رفتی؟

مبارکه عزیزم
چن هفته بودی؟
ورزش چیزی انجام دادی قبلش

مبارک باشه گلم. خدا ببخشه برات.
وقتی رحم باز شده زور زدن که اشکال نداره، بعدشم دست خود ادم نیست.
زور زدن االکی که رحم باز نیست خطرناکه.

مبارک باشه خداروشکرکه بسلامتی زایمان کردین

مبارک باشه عزیزم بسلامتی و دل خوش

مامان جوجه میشه برا منم دعا کنی امروز دردم بگیره بخدا دیگ‌توان ندارم 😔

کدوم بیمارستان بودی

مبارکه عزیزم بسلامتی

مبارک باشه چرا نباید زور میزدی؟

عزیزم خداروشکر نی نی بغل گرفتی درد یادت میره

بسلامتی گلم
مگه دکتر تو بیمارستان نبود
تن هردوتون سالم باشه

مبارکه به دل خوش عزیزم

بسلامتی عزیزم
قدمش پر از خیر برکت 🤍

سلام چرا میگفتن زور نزن

ماماهمراه نداشتی؟؟
و اینکه بی حسی استفادع نکردی؟؟؟

مبارک باشه

خداروشکر عزیزم
این همه استرس کشیدی اخرم نی نی رو اوردی هزارمرتبه شکر

سوال های مرتبط

مامان 🍓قلب مادر❤️ مامان 🍓قلب مادر❤️ ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین پارت ۲
کنین من توان زور زدن ندارم بچم میمیره باز معاینه کرد گفت ۱۰ سانت شدی فولی دیگه زور بزن هر وقت درد داشتی منم هر وقت درد داشتم زور میزدم مدفوع میکردم🫤😂 ماما میگفت داری اشتباه زور میزنی ولی من اصلا بلد نبودم چجوری زور بزنم خلاصه ک بعدش ی چندتا ماما دیگه اومد یکی شکمم فشار میداد یکی دستش تو واژنم بود و میگفت زور بزن منم زور میزدم ولی بچه نمیومد اصلا یر بچه وارد واژن نمیشد همش میگفتن تو که ۱۰ سانت فولی نمیدونیم مشکلت چیه ک سر بچه نمیاد تو واژن من این بار دیگ از شدت درد نمیتونستم تو اتاق بمونم سرم ک بهم وصل بود برداشتم رفتم تو راهرو داد زدم دکتر بیا تروخدا بیا من میمیرم بچم میمیره من نمیتونم زور بزنم بچم میمیره ماما همش منو می‌گرفت می‌برد تو اتاق دعوام میکردن میگفتن زور بزن منم هرچی زور میزدم بچه نمیومد آخراش دیگ داشتم از حال میرفتم ک زنگ زدن دکتر از اتاق عمل اومد معاینه کرد گفت ببرینش اتاق عمل ماماهه گفت همه تلاششو کرده بچه نمیاد سوند وصل کرد آماده ام کردن گزاشتم رو ویلچر منم از بس درد داشتم و حس زور زدن داشتم همش زور میزدم اونام میگفتن زور نزن دیگه الان سزارینت میکنیم منو
مامان عرفان مامان عرفان ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ✨🎀
قسمت سوم
کیسه اب ترکوند و رفت برا سزارین و من ساعت 6 فول شده بودم و دیگه درد نداشتم فقط زور میومد بهم و پاهام باز گرفته بودم که اومد گفت تین چه پوزیشینه عزیزم و معاینه کرد و گفت اوو فول شده به دکتر بگین دست بجنبونه این الان میزاد 😂
و تعجب کرده بود به این سرعت فول شدم چون موقعی که منو معاینه کرد گفت تو تا شب اینجایی و طول میکشه و ماما همراه بگیر و اینا ولی یهو تو یک ساعت داشتم به زایمان میرسیدم....
دیگه به دکتر گفتن و از اونجایی که ماما حق به دنیا اوردن بچه رو ندارن منو به پهلو خوابوند و میگفت زور اومد بهت فقط نفس بکش و زور نزن که این قسمت خیلی سخت بود واقعا و حتی از تموم زایمان درداش بیشتر اذیتم کرد بچه تو کانال زایمان بود و اماده و انگار به زور بدنم باید پسش میزد عقب
دیگه تا 6 و 15 دقیقه تحمل کردم و دفعه اخر داد زدم بچه میاد برین ی دکتر صدا کنین و اعصابم خورد شده بود که دکتر اومد و لباس عوض کرد و من به زور رسیدم تا اتاق زایمان و به زور نشستم رو صندلی زایمان و زور زدم نمیدونم چند تا ولی زور میزدم بچه میومد تا نصفه باز میرفت عقب برا اینکه قبلش به زور منو نگه داشته بودن این اتفاق افتاده بود دیگه دکتر گفت زور بزن که بیاد داری اذیت میشی ی زور محکم زدم و بچه یهو سر خورد اومد بیرون و ساعت 6 و35 دقیقه پسرم دنیا اومد...
مامان برسام🐥 مامان برسام🐥 ۵ ماهگی
ساعت ده شب به دکترم گفتم میخوام برم دشویی گفت برو بشین چهار تا زور که زدی رو دشویی میبرمت اتاق زایمان رفتم نشستم و زور زدم خیلی درد داشت سر بچه حسابی داشت فشار میاورد به واژن و معقد دکتر میگفت تو معقد که فشار زیاد شد یعنی زایمانت نزدیکه دیگه از دشویی مستقیم رفتم اتاق زایمان ، یه اتاق با دوتا تخت که خالی بود رفتم رو اولی و لبه تخت نشستم و یه ماما سمت چپم اومد وایساد و دکترم روبروم نسشت و گفتن زور بزن منم داد و زور همزمان میزدم هی میگفتن یکی دیگه محکم تر محکم سر بچه رو میبینم دکتر میگفت داره برامده میشه و من هی زور میزدم میگفت فایده نداره محکم تر که با چند تا زور و داد دیگه میگفتم نه نمیتونم نمیتونم دیگه زور ندارم که میگفتن داد نزن زورت میره به دادت منم میگفتم نمیتونممممم🤣🤣🤣 وای مرگو دیدم خیلی درد داشت واقعا دیگه ماما سمت چپم داشت فشار میاورد از بالای شکمم به سمت پایین که بچه بیاد که وقتی گفتم نمیتونم یه ماما دیگه هم اومد سکت راستم و با هم دوتایی شکممو فشار میدادن و دکتر هم از پایین حواسش بود
مامان آرتین وآریا💫 مامان آرتین وآریا💫 ۵ ماهگی
مامان گلپر مامان گلپر ۲ ماهگی
ادامه روند زایمان از تاپیک قبل

خلاصه چون خیلی زود تو ۸ سانت رسیدم دیگه مرحله ی اپیدورال رو از دست دادم
ماما گفت هر بار درد داشتی زور خوب بده
اصلا دیگه تمرکزی نداشتم چند ثانیه دم و بازدم بگیرم فقط با هر انقباض یه دم عمیق و سریع و بازدم های تیکه تیکه با صدا و دادن زور
تنفس خیلی به پیشرفت کمک میکنه
بعدش گفت ۹ سانت شدی دیگه اصلا زور نزن
پرستارارو صدا زد تخت رو اماده کنن..دو دیقه رفت تخت زایمان رو چک کنه گفت فول شدی سر بچه پیداست
رفتم رو تخت زایمان گفتن چندتا زور محکم بده من دیگه یهو ترسیدم گفتم نمیتونم.گریه میکردم..دسشویی هم داشتم که گفتن اشکال نداره😵‍💫
یه ماما کمکم کرد به شکمم فشار میداد..متخصص شیفت اومد گفت سریع زور بده بچه مدفوع کرده خفه میشه
من ترسیدم یکم زور محکم زدم..یکم برش زدن برام بچه پرید بیرون..
کل پروسه ش رو تخت زایمان ۱۰ دیقه شد فک کنم
نی نی ساعت ۲ونیم بدنیا اومد
ولی خیلی بی‌حال بود..تا معدشو تخلیه کردن و اکسیژن بهش دادن حالش سرجاش اومد یه ربع ۲۰ دیقه ای طول کشید..بعدشم شروع کردن بخیه زدن من ..
خیلی گلوم سوز میداد چون اخرش خیلی داد زدم زور زدم

بیا تاپیک بعد دوتا حرف دارم
مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۷ ماهگی
دیگه شروع کردم و تا ساعت یک ربع ب پنج ک. نیم ساعت یکسره ورزش کردم و دیدم درد داره میگیره ب ماما گفتم گفت ن هنوز کمه دیگه درد فقط سمت راست پایین تیر می‌کشید و من ب هر بدبختی تا ساعت ۵ ورزش کردم وحس میکردم رو مقعدم فشاره دوباره ماما گفت بیا بخواب برا ضربات قلب و معاینه و چون درد داشتم دوباره اپیدورال و شارژ میکردن برام و آروم تر شدم که ماما معاینه کرد و یکدفعه گفت فول شدی و سر بچه اومده پایین قشنگ یکم زور بزن که زور زدم گفت سر بچه دیده میشه منم اصلا درد نداشتم اومد کیسه آب و زد و سوند وصل کرد ک من اپیدورال داشتم اصلا حس نکردم مثانه رو خالی کرد و می‌گفت قشنگ زور بزن تا بچه بیاد پایین تر بریم رو تخت زایمان منم جوری ک میگفت همکاری‌میکردم و نیگفت خیلی عالیه با دکتر هماهنگ کردن و بعد چند تا زور گفت نزن بریم رو تخت زایمان

من و با ویلچر بردن چون پاهام بی حس بود تقریبا رو تخت زایمان هم تا دکتر بیاد با پرستارا و ماما حرف میزدیم انگار نه انگار ماشالله ماما هم گفت زور بزن بعد قیچی برداشت فکر کردم داره پاره میکنه گفتم چی‌کار میکنی الکی‌برش نزنی گفت ن یکم از‌موها بچه رو زد گداشت رو لباسم ک‌ببینم 😂 خیلی بانمک بود دیگه دکتر ۶ اومد و گفت همه چی عالیه و و شروع کن زور زدن منم چند تا زدم و پرستار چند بار محکم شکممو فشار داد منم زور. زدم سر بچه اومد بقیه بچه سر خورد اومد بیرون و گذاشتن رو سینم و دیدم یک زور دیگه زدم و جفت هم اومد و دکتر بخیه زد و بردن تو خود زایشگاه تا دوساعت د بعد بردن بخش
مامان ❤️ آیلین مامان ❤️ آیلین ۲ ماهگی
سانت شدم خودت به خود بهم فشار وارد میشد بعد خانومه گفت زور نزن که الان پاره میشی گفتم من زور نمی‌زنم خودش میاد گفت نفستو نگه داره که پاره نشی من یه ثانیه دماغمو بستم نفس نکشیدم بعدگفت یه زور بزن یه زور محکم زدم گفت وایستا وایستا زور نزن نفستو نگه دار نگه داشتم یه کم شکمو ماساژ داد گفت دوباره زور بزن سربچه نزدیکه من یه زور زدم دوباره گفت یه زور دیگه زدم باز یه روز محکم دیگه گفت بزن سر بچه نزدیک به زور محکم زدم سر بچه اومد بیرون بعد بهم گفت وایستا دیگه زور نزن عادی نفس بکش چندتا نفس عادی کشیدم بعدگفت یه زور دیگه بزن که بچه کامل بیاد من دوتا زور محکم زدم بچه کامل بیرون شد یه حسی خیلی قشنگی بود اون لحظه وای خدا نگم براتون همش با توی دردهام دعا میکردم هرچی بچه ندارع انشالله امسال دامنش سبز بشه هرچی هم داره بسلامتی زایمان کنه خلاصه بچه بدنیا اومد من ن پاره شدم ن بخیه خوردم هنوز به خانومه گفت توروخدا برام بخیه بزن من اینجوری دوست ندارم گفت خانوم پاره نشدی نیاز به بخیه نیس گفت اگه خوب مراقبت کنی پوست انار جوش شیرین اینا گفت برای خودت درست کن زحمت جمع میشه