۴ پاسخ

مامانا این طرف بندر مدرسه ها میگن حضوریه ولی به خاطر جنگ همه‌میترسند بچه هاشونو بفرستند مدرسه طرف شماها چطور بچه ها تونو میفرستین یا نه من موندم چکار کنم

من سه تا دارم تازه مدرسه ها شروع بشه معلمم میشم براشون ، یکسره درحال آشپزی تمیزکاری داد زدن شستن اتو کردن ،تازه الان پریودم هستم خیلی حالم بده

منم همینجوری ام ..خب وقت نمیشه ..ولی باهر دوشون یکم بازی میکنم .مثلا ب پسرم میگم بیا اینجا پیش ما بازی کنیم یا آهنگ میزاریم میرقصیم یا فیلم و کارتونی ک پسرم دوست داره میزارم ببینیم و خوراکی باهم بخوریم ک حداقل توجه بهش شده باشه وگرنه همش درگیره بچه کوچیکه هستم

به نام خدا از صب تا شب مشغول آشپزی و جمع و جور کردن خانه چیزایی برای پسرم درست میکردم الان نمیتونم برای دخترم درست کنم اصلا وقت نمیشه منم همیشه عذاب وجدان دارم

سوال های مرتبط

مامان 🩵امیر مهدی🩵 مامان 🩵امیر مهدی🩵 ۱ سالگی
خیلی افسرده شدم
حوصله هیچی رو ندارم اعصابم ب هیچی نمیکشه
حس میکنم مادر بدی برای پسرم هستم بلد نیستم باهاش چجوری وقت بگذرونم بازی کنم باهاش
طفلی بچم همش خودش بازی میکنه از خودم بدم میاد
افسرده شدم اعصابم نمیکشه ب هیچی
ن اعصابم میکشه ن بلدم باهاش بازی کنم
از خودم بدم میاد
فقط کارای اجباری رو انجام میدم ظرف میشورم
غذا میپزم میشنم ی گوشه با گوشی بازی می‌کنم پسرمم اونور واس خودش بازی میکنه
عذاب وجدان خفه میکنه منو میمرم از این درد
ولی بخدا دست خودم نیست نهایت ۲۰ دیقه باهاش بازی کنم
بیچاره بچم که مادر بی لیاقتی مث من قسمتش شده
از خودم بدم میاد ن ب شوهرم میرسم ن چیزی
افسرده شدم دست خودم نیس
از شوهرمم خجالت میکشم
اونم دیگه صبرش تموم شده همش باهام درگیره همش آرزوی مرگ می‌نم ب خودم
امروزززز انقد بی حوصله م ک برا پسرم نهار نزاشتم 😭😭😭
گفتم بهش سرلاک میدم بچم گشنه مونده
لعنت خدا ب مادری مث من
هیشکی منو درک نمیکنه ب هرکی جرف دلمو میگم
میگن ناشکری نکن
هیشکی درک نمیکنه منو هیشکیییی
مامان پناه جانم🥹🩷👧🏻 مامان پناه جانم🥹🩷👧🏻 ۱۲ ماهگی
سلام مامانای عزیز❤️
اومدم تجربه خودمو بگم تا واسه شما اتفاق نیوفته 👌🏻
من از نوزادی پناه چون خیلی گریه می‌کرد و وابسته بود و اینکه کار شوهرم شیفتیه و من با وجود پناه حتی نمیتونستم غذا درست کنم ، تلویزیون روشن میکردم ( البته ن واسه پناه واسه خودم چون علاقه ب فیلم ترکی زیاد دارم و باید سر تایم سریالامو نگا میکردم😅) پناهم عادت کرد و سرش گرم شد ک از این آخرا براش کارتن های انگلیسی بازی و سرگرمی میزاشتم و پناهم نگا می‌کرد اماااا دیشب منو شوهرم متوجه شدیم ک پناه تیک عصبی گرفته و زدم گوگل دیدم یکی از علاعمش همین تلویزیون دیدن زیاده…. پناه ی جوری میرفت این اواخر تو اوج فیلم ک صداش میکردمم ب خودش نمیگرفت 😐
از امروز تلویزیون اصلا روشن نمیکنم حتی واسه خودم ، با اسباب بازی هم اصلا بازی نمیکنه و درسته دارم خیلی اذیت میشم اما بهتر از اینه ک بچم این علاعم روش بمونه
چون پسر خواهر شوهرمم خونشون آپارتمانی بوده و غریب بودن تو اون شهر از بس تی وی و گوشی نگا میکنه هر سری میاد ی تیک میگیره 😪
حالا بنظرتون پناه این تیک عصبیش میره ؟🥲
مثلا حرص بخوری دندون رو دندون بزاری ابرو بالا بندازی اینجوری میکنه