چقدر خوب. زاییدی دخترر ان شاءالله هممون زایمان راحت دداشته باشیم واقعا استرسمونو کم کردی هی اینجا بد طبیعی رو میگن🫠
عزیزم هزینه اپیدورال چقد شد
ممنون که طوری توضیح دادی که استرسمون کم شد.
از هفته چندم پیادهروی و ورزش کردی؟
هزینه بیمارستان و اپیدورالت چقد شد ممکن زدم خیلی راضیم ورومن خداروشکر تأثیرگذاشت ولی الان کمر دردم شماهم
خیلی خیلی ممنونم گلم ♥️ تجربه خودتو باهامون در میان گذاشتی خیالم از طبیعی خیلی راحت شد 🙏🥰💓
شاید خودت باور نکنی ...ولی همونجا ک گفتی دردام زیاد نبود و قابل تحمل بود کل استرس من ریخت و شدیداااا ایمان دارم انشالله زایمان راحتی نصیبم بشه
تایپیک ۵
خلاصه به محض بدنیا اومدن شوهرمو صدا کردن اومد بند ناف بچمونو چید حس خوبی بود جفت و بند ناف و از شکمم در آورد ب شوهرم نشون داد 🥹😍
منم روی تحت زایمان دراز کشیده بودم دکتر داشت برام بخیه میزد
و بهم سرم زدن خونریزی کم بشه و چند بار اومدن ماساژ رحمی دادن ک خون ها خارج بشه
خلاصه کل درد شدید من یکساعت طول کشید اما قابل تحمل بود حتی هی منتظر یه درد شدید تر بودم ک دیدم نه کلا همینه دردم قابل تحمله فقط یه انقباض محکم بود چیز خاصی نبود
و بعدم یهو بچه اومد پایین کلا با دوتا زور بدنیا اومد
اما اشتباهم این بود ک نگفتم بی حس نمیشم تا نوع بی حسی اپیدورال رو قوی تر کنه
و اینکه آخر بار بازم نگفتم ک راضی نبودم فقط هزینه اپیدورال رو دادم 😒 در صورتیکه ک تاثیری روی من نداشت
گفتم بهتون بگم اگ شما هم مث من هستین حتما بگین ب پزشکتون و اینکه اگ بی حس نشدین هزینه رو ندین شاید درست تزریق نکرده باشن🥴
و در کل گفتم بهتون بگم اونقدرا سخت نیست قابل تحمله اگه ماما همراه هم داشته باشین ک توی درد ها و وقتی درد ندارین بهتون ورزش مخصوص بده خیلی خیلی بهتون کمک میکنه توی روند زایمان و تحمل درد
این تجربه من بود اگ سوالی داشتین بپرسین
تایپیک ۴
دکترم گفت ن چیزی نمونده همکاری کنی زود بدنیا میاد منم حدودا ساعت یک ونیم بود ب ماما گفتم چقد دیگه طول میکشه تا سر بچه بیاد پایین زایمان کنم ؟ گفت چیزی نمونده نهایتا تا ۲ بعدازظهر زایمان میکنی من امید دارم بهت
خلاصه من چشمم ب ساعت بود مدام نگاه میکردم ببینم چقدر گذشته یا چقدر دیگه زایمان میکنم ساعت دو شده بود رفتم دسشویی میگفت وقتی انقباض داری آب گرم ب خودت بگیر و شکمت دوتا انقباض توی دسشویی باش و بعد بیا بیرون
هی میگفت مراقب باش اگ احساس فشار کردی از توالت فرنگی بلند بشو
منم توی انقباض بودم و آب گرم ب خودم گرفته بودم
ک یهو احساس کردم سر بچه اومد پایین توی لگنم احساس زور و فشار زیاااد کردم
ماما هی میکفت بلند شو دلم میخاست فقط زور بزنم دیگه دست خودم نبود
بزور تا تخت زایمان من و برد میخاستم برم از تخت بالا نمیشد مثل دسشویی نشستم. رو زمین وزور میزدم دکترم میکفت پااااشو پاشو بزور بیا بالا
دیگه با کمک دکترم و ماما از تخت رفتم بالا
دیدم کلی بتادین خالی کرد روی پام و آماده بود میکفت یه زور خوب بزنی بچه بدنیا میاد
خلاصه همینکه احساس فشار کردم ماما میکفت زووووووور بزن ولش نکن
دستشم رو شکمم و فشار میداد
دروغ چرا لحظه آخر همراه زووور اشکم در اومد لحظه سختش همونجا بود ک سر بچه میخاست رد بشه اما کلا یک دیقه هم طول نکشید
دیگه با همون یه زور ک روی تخت خوابیدم بچه سریع بدنیا اومد ساعت و نگاه کردم ساعت ۲ و رب ظهر بود 😍 فقط با دوتا زور زدن بدنیا اومد چون قبلش احساس فشار نداشتم یهو بچه اومد پایین همه چی یدفه ای شد
درخواست ماما همراه رو به بیمارستان دادین؟؟
زایمانتون کجا بود؟؟کدوم شهری؟؟
تایپیک سه
اومدن مجدد بی حسی رو تزریق کردن تو کمرم فقط حس میکردم کمرم یخ کرده اما بی حس نمیشدم
خلاصه هی ورزش کردم هی نفس عمیق کشیدم دردامو کنترل کردم
فقط یچیز اذیتم کرد اینکه سر بچه هنوز بالا بود با وجود ۸ سانت
فقط انقباض داشتم حس زور زدن اصلا نداشتم یا احساس فشار و مدفوع
اخه زایمان طبیعی وقتی احساس مدفوع کنی یا فشار ب مقعد ینی سر بچه اومده پایین
من اون حس رو نداشتم
فقط انقباض رو متوجه میشدم
خلاصه ده دیقه یکبار توی انقباض ها میومد مامای بخش معاینه میکرد میکفت الکی زور بزن تا سر بچه بیاد پایین
توی فاصله ای ک نبودش هم ماما همراه مرتب ورزش میداد ک سر بچه بیاد پایین
دیگه به ۹ سانت رسیدم دکتر حودم اومد بالا سرم
هی معاینه میکرد میگفت سرش بالاس
منم اوج دردم بود یجورایی ترسیده بودم میگفتم نکنه نتونم طبیعی زایمان کنم منو ببرید سزارین 😂 دکترم گفت دختر عقلت کمه ؟ ۹ سانت باز شدی چیزی نمونده یکم تحمل کن
گفتم اخه بی حس نشدم من درد رو میفهمم
از اونطرف شما میگین سرش بالاس نکنه خیلی طول بکشه؟؟
تایپیک دو
بهتون پیشنهاد میکنم حتما یه ماما همراه جدا از دکتر داشته باشین وجودش باعث دلگرمی میشه حس تنهایی نمیکنی
بهتون ورزش میده ک خیلی کمک میکنه به زایمان
خلاصه تا ساعت ۱ دهانه رحمم ۶ سانت باز شده بود درد خاصی نداشتم فقط شکمم سفت میشد و ول میکرد نفس عمیق میکشیدم دکتر بیهوشی رو خبر کردن برام اپیدورال تزریق کنه
ازم پرسید ک حساسیت دارویی ندارم یا مشکل و بیماری خاصی ندارم گفتم نه
اما من یه مشکلی دارم ک دندون پزشکی هم میرم دندونم بی حس نمیشه باید از بی حسی مخصوص استفاده کنن
نمیدونستم ک باید این نکته رو به دکتر بگم ک برام بیحسی مخصوص استفاده کنه
اپیدورال رو تزریق کرد اما من ذره ای بی حس نشدم 🥴 هرچقدر صبر کردم فایده نداشت رسیدم به ۷ سانت
دکتر و ماماها باورشون نمیشد ک من بی حس نشدم هی میگفتن صبر کن دارو اثر میکنه
بازم انقباضا قابل تحمل بود چیز خاصی نبود فقط میگفتم من هنوز حس میکنم
ماما همراهم میگفت تو رسیدی ب ۷ سانت خیلی ساکتی باور نمیکنن ک بی حس نشدی هرکس دیگه بود سر صدا میکرد تو هم سر صدا کن تا بیان واست مجدد تزریق کنن
خلاصه تا من رسیدم به ۸ سانت دیگه یکم دردم زیاد شده بود
امپول فشار اذیتت نکرد؟
عوارض خاصی داری الان از زایمانت؟
منم وزن بچم ۳و خورده. ای .. بنظرت برم با امپول فشار زایمان کنم؟ خیلی میترسم
الانم ۳۸ هفته و ۶ روز هستم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.