۱۱ پاسخ

میگن افسردگی بعد زایمان فقط برای خانوما نیست، برای آقایون هم هست
بهش بگو میفهمم که دیگه مثل زمان دونفرمون نمیشه، میفهمم که خسته تی، میفهمم که استرس محارج رو داری ولی خداروشکر هر سه تامون سالمیم، الان روزهای سخت بچه داریه
روزهای شیرین هم میرسه، روزهایی که همین بچه میفته دنبالت و دلت نمیاد اصلا بری سرکار یا صدات میزنه بابایی😍
عکسش‌رو بده هوش مصنوعی تبدیل به عکس دو سه سالگی یکنه، بهش نشون بده...

چون شرایط زندگی تون تغییر کرده و شما اون خانم بی دغدغه قبل نیستی و کمتر وقت میکنی برلی همسر روی اون هم تاثیر گذاشته
مگه میشه آدم بچه شو دوست نداشته باشه داره مطمئن باش فقط فشار زندگی روی دوشش خسته شده.
سعی کن همسرت از سرکار میاد بزاری تایم خواب بچه که دوتایی باهم باهمسرت صحبت کنید شوخی کنید.ی میز دونفره بچینی

طبیعی عزیزم شوهره منم بود بزار یکم بزرگ بشه ۴ ماه یا پنج ماه هرچی بزرگ ار میشه بیشتر دوسش داشته باشه ولی این موقع که بهش میگه بابا اینجا خیلی دوست داشته باشه هیچ پدری نمیتونه بچه خودش دوست نداشته باشه یطرف خودش اومد از سر کار طبیعی که خسته شده حوصله هیچی نداره تو نباید وقتی میاد از سر کار میگه بچرو بگیر یا چیزی دیگه چون حوصله چیزی نداره خسته اس عزیزم

نگران نباش خوب میشه همسر من بچه اولمو اصلا تا چند ماه بغل نمی‌کرد یه جورایی اون افسردگی گرفته بود
ولی الان جونش در میره براش یه وقتایی حس میکنم اون زنشه من بچم

عزیز دلم اصلا نگران نباش شوهر منم اینجوری بود سر بچه ی اولم اصلا نگاه هم نمی‌کرد اصلا بعد ک بزرگتر شد کم کم پدرش هم بهتر شد ولی باهاش داستان ها داشتم هیچ وقت بهم کمک نکرد ولی خوب من با خانوادش زندگی میکردم ۱۲ نفر بودیم ولی خیلی بهمون بی محلی میکرد ب اندازه ی خودت ن ولی تا حدودی درکت میکنم

عزیزم قبلا حتما باهم زیاد وقت میگذروندین الان ک بچه اومده همه چی تغییر کرده هنوز نتونسته کنار بیاد سعی کن باهاش زیاد وقت بگذرونی یکم بعضیا خب دیر تر کنار میان،قبل بچه باهم خوب بودین ؟

کمونم شوهرت افسردگی بعد زایمان رو داره به جای تو تجربه میکنه دقیقا این کارایی که میگی من دارم انجام میدم این چیزا از خستگیه به دل نگیر منم ایقد دست تنهام و اذیتم که بچه نق میژنه میگم جرا نق میزنی همش میگم کاش بچه نیاورده بودم بعضی وقتام ایقد حرصم میگره به شوهرم میگم اصلا دوسش ندارم در صورتی که اینجوری نیست همش از خستگیه

حالا انگار اون زاییده اون همه درد کشیده بدنش به هم ریخته از صبح تا شب درگیر بچه اس که افسردگی گرفته 😐 گریه نکن دختر میخواد کمک نکنه میگه حوصلشو ندارم ، بگو موقع درست کردنش حوصله داشتی

باشوهرت صحبت کن علت رفتارشوبپرس اگ اوضاع روحیت انقدربده ک بفکرخودکشی افتاده حتمای مشاوره ببرش

افسردگی گرفته شوهرت ببرش مشاوره

آخ بگردم آخه چرا
حالا من از ترس شوهرم جرات ندارم ب دخترم چپ نگا کنم
با خودم بد میشه ولی با این نه

سوال های مرتبط

مامان 𐙚𝓟𝓪𝓷𝓪𝓱𐙚 مامان 𐙚𝓟𝓪𝓷𝓪𝓱𐙚 ۴ ماهگی
دیروز دخترم از ظهر ک شروع کرد ب گریه کردن تا ساعت ۶ عصر هیچ رقمه ساکت نمیشد سینه رو هم نمی گرف یا میگرف با گریه میخورد هرکار مکردم راه میبردم تو بغلم میگرفتم گریه میکرد خودمم اصلا نتونستم چیزی بخورم خونه ام هم ب هم ریخته دیگه خودمم باهاش گریع میکردم کم آورده بودم دو سه تا مشت هم تو سر خودم زدم😅
حالا فکر کن با هزار مصیبت خوابوندمش سر و کله ای مادرشوهرم پیدا شد دخترم کلا ب صداها حساسه با کوچیکترین صدا بیدار میشه میگ کو پناه گفتم خوابه میگ چقدر میخوابه این میگم تازه خوابوندمش از ظهر ی بند گریع میکرده بعد اومد خونه گفتم یواشتر صحبت کنید بیدار نشه حالا صورت بچه اونوره میگ چی میگی بچه بیداره چشماش بازه با صدای بلند بلند حرف میزنه دیدم بچه از خواب پرید میگ ببین بیداره حالا دخترم گیح بود میخواس برداره با حالت زار گفتم برندارین گیجه باشه بخوابه یبار مثل این وحشی ها ب داد و بیداد شد با صدای بلند خوبه دخترت رو نخوردم بر نمیدارمش فقط میگی میخوام دخترشو بخورم حالا دخترم وحشت زده نگاه میکنه میگم من نمیگم برندارین میگم خوابه همونجوری بوسش کنید کلی داد و بیداد کرد قهر کرد رف منم دنبالش نرفتم واقعا ی آدم چقدر میتونه بیشعور باشه بچه ک خوابه بیدار نکنی بعد اون باز تا ۳ ساعت زمان برد تا دخترم خوابوندم