چندشب پیش یه مامان تایپک گذاشته بود که اخرین شبیه که به دختر کوچولوش شیر میده و خیلی ناراحت بود نمیدونم چرا با خوندن تایپکش منم غم دنیا رو دلم نشست و کلی گریه کردم
به آرو نگاه میکردم که چقدر معصوم خوابیده بغلم
به فکر سال دیگه افتادم که باید منم یه شب برای همیشه شیرشو قط کنم
آرو خیلی خیلی به شیر و سینه وابسته س
جوری که فقط با خوابیدن و شیرخوردن کنارم خوابش میبره وقتایی که شیر میخواد همش دستاشو تو یقه لباسمو میبره وهی میکشه لباسمو
خودشو میدازه روم هی از این سینه به اون سینه
همش درحال بازی کردنه
انگار عاشق شیرخوردن و بازی کردنه باهاش
بعضی روزا حس میکنم خیلی سخت بشه از شیر بگیرمش
با این که خودم راحت میشم چون مامانایی که شیر خودشون رو میدن
نسبب به شیر خشک سختی بیشتری دارن
بچه وابسته خودشونه و همش باید کنارش باشن و نمیتونن یه ساعت تنها باشن
مثل دوران بارداری برای دارو خوردن و مربضی دردسرشون بیشتره
خیلی از کارای زیبایی رو نمیتونن انجام بدن
مرتب بودن و تیپ زدن فقط برای یه ساعته ث خیلی چیزای دیگه…
با این وجود من عاشق حس شیر دادن به آروم❤️🫀

تصویر
۱۳ پاسخ

منی ک پسرم اصلا سینمو نگرفت این ارزو رو دلم موند🥲

واقعا بچه داری و شیردهی یکی از سخت ترین و شیرین ترین قسمت زندگی ماماناس🥺❤️ با این همه تناقص منم عاشق بچمم و وقتایی ک میگه ماما ممه دوس دارم قورتش بدم 🫠🥹🧡

دقیقا بخدا من دلم نیامد گفتن شیرخشکی کن راحتی خودت اگر شیرت کم‌گفتم‌نه هرچند کم باشه مهم نیست شکر خدا خوب بد نیست سیر میشه کنارش غذا هم‌میخوره شیر خشک‌هم خودش دوست نداشت گاهی چند ساعت میگذره خودش میرم سراغش شیر بخوره

منم همیشه این دغدغه رو داشتم تا اینکه ی جوش بزرگ کنار سینم دراومده بود(نزدیک پریودی همیشه ی جوش چرکی بزرگ میزنم) دیگه دخترم از اون روز شیرمو نخورد.چندشش میشد😂 1 سال و 3 ماهش بود خودش ول کرد البته در کنار شیر خودم از همون اول شیرخشکم میدادم الانم شیرخشکو ادامه میدم

فره سخته مخصوصا وخته ته بها نه ی شیراگره

ماشالله چقد نازه پسرت
ولی من‌وقتی میبینم شبها همش میخواد شیربخوره و ی جوری فقط از رو عادتشه و خوابش عمیق نمیشه ناراحت میشم.چون رو روند رشدش تاثیرمنفی میزاره.
جداازینکه کل روزم اویزون منه.
تو ذهنمه بچه بعدیمو شیرخشکی کنم
فقط چندماه اول شیرخودمو بدم.

خدا حفظش کنه ارو قشنگمووو نووو واقعا هم همینه سنور جان بچه هایی ک از سینه شیر میخورن ی وابستگی عجیب غریب خوبی دارن ب مادر و ما مادراییی ک شیشه میدیم اون وابستگی روکمی محرومیمم🥺❤️

عزیزم چه گل پسر نازی 😍
منم حس شیر دادن رو خیلی دوست دارم اول تا یک ماه سینه نمی‌گرفت درست فقط گریه میکردم و بعد که دیگه تونستم راحت شیرش بدم انگار دنیا رو بهم داده بودن🥲

ای خدا دل منم گرفت مامان ارو دقیقا درحالی که دارم به دخترم شیر میدم این متنو خوندم🫠

درخواست دادک گلم

من توی ۳ ماهگی دخترم این حسو تجریه کردم💔سینمو ول کرد و هرکاری کردیم نگرفت به شیشه شیر عادت کرده بود
من خیلی خیلی سختم بود خیلی گریه کردم تا چند وقت کارم شده بود گریه و غصه خوردن
افسرده شده بودم
همه میگفتن سخت میگیری ولی هیچکس حالمو درک نمیکرد
حتی الانم یاد اون موقع ک سینمو می‌خورد میوفتم غصه میخورم گاهی اوقات
حتی الان ببینم یکی بخ بچش شیز میده حسرت میخورم

منم همه این حس ها و دلتنگی هارو داشتم🥲🤧
اما وقتی دیدم روز به روز لاغر تر وضعیف تر میشه با نخوردن غذا تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش،۱۲خرداد از شیر گرفتمش و خودم با اینکه خیلی عاشق شیر خوردن بود به لطف خدا همکاری کرد باهام و اصلا اذیت نشد،الان شکر خدا همه چی میخوره و شیر هم میریزم تو پاکت آبمیوه بهش میدم.
درسته خیلی ناراحت و افسرده شدم بابت قطع شیر اما الان خیلی راضیم
خدایا شکرت🫶❤️

ای داخوم من چ بیژم وا له ۷مانگی شیر خومم ل کورکم قط کرد ب قصد🙃🙃

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
سبک زندگی جدید برای خوابوندن پسرم.
دیشب و امشب اینطوری خوابید: ساعت ۵ عصر از خواب عصرش بیدار شد، بازی کرد و میان وعده فرنی و میوه خورد. ساعت ۷ ونیم رفتیم حمام و نیم ساعت آب بازی کرد. بعد لباس پوشیدیم و رفتیم بیرون. دیروز بردمش پارک، امشبم امامزاده. نیم ساعت بازی کرد و بیرونو دید. برگشتیم خونه و شیر خورد و بعدشم شامشو خورد. ساعت ۵ دقیقه به ده بود که روتین خوابش که شستن و عوض کردن پوشک و خداحافظی و شب بخیر با اسباب بازی هاش رو انجام دادم و بعدش سرشو گذاشت رو بالش و خوابید.
دیشب فقط یه بار ساعت ۲ برای شیر بیدار شد و تا ۹ صبح خواب بود.
اگه امشبم برای شیر بیدار نشه همین روال رو ادامه میدم.
درسته که قبلا که زودتر میخوابید برای خودم وقت بیشتری داشتم ک کمتر خسته میشدم و این دو شب خیلی له شدم، ولی چون میخوام دیگه با شیر نخوابونمش همین روال رو ادامه میدم.
نکاتی که بنظرم مهم هستن:
۱. حمام قبل از خواب شب بچه رو خواب آلوده میکنه و عالیه.
۲. قبل غذا حتما شیر بخوره که ارتباط حسی با مادر داشته باشه و نخواد قبل خوابش با شیر حس امنیت بگیره‌
۳.غذا به اندازه بخوره که سیر بشه.
۴. میان وعده هم خیلی مهمه چون اگه بخوره شام زیاد نمیخوره که نتونه درست بخوابه.
۵.و همچنان روتین داشتن بیشترین تاثیر رو داره.
مامان علی مامان علی ۱۳ ماهگی
فردا دقیقا ۳۶۵ روز میشه که من مادر شدم . یک سالی که هم خیلی زود گذشت و هم خیلی دیر .....
شب ها و روزهایی که من با کولیک و رفلاکس و آلرژی میجنگیدمدو فقط التماس خدا میکردم که زمان به عقب برگرده و من بچه دار نشدم.الان وقتشه که اعتراف کنم.... من اون حس عاشقانه مادری رو تا مدتها نتونستم توی خودم پیدا کنم.... فقط احساس مسئولیت شدید داشتم که من باید مواظب این موجود نحیف باشم تا بزرگ بشه .
تا چهار ماه اول توی یه دنیای گنگ و گیج بودم. هنوز برای خود قدیمم سوگواری میکردم. امااااا وقتی اولین بار با صدای عطسه من خندید ، انگار یه چیزی ته دلم ریخت ... یه چیزی توی سینه ام بال بال زد 😍😍😍😍
انگار شرایط داشت بهتر میشد . علی داشت شیرین میشد .... انگار تازه داشتم میفهمیدم زندگی قشنگی هاش رو هم داره .... تا رسید به الان ، به یک سالگی ، به عشقی که میتونم به خاطرش دنیا رو زیر و رو کنم. هنوز هم خسته میشم، هنوز افسردگی میاد سراغم ، هنوز هم بعضی وقتا یهو یه غمی میشینه ته دلم ولی .... دیگه این حس ها موندنی نیست . با خنده اش، با صدای باد معده اش، با راه رفتنش، با فضولی های بی پایانش، با اکتشافات خطرناکش ذوقمرگ میشم، اینا رو نوشتم برای مامان هایی که شاید مثل خودم بودن. مامان هایی که به نسبت بقیه دیرتر عاشق بچه شون شدن ، مامانایی که مثل من از شیر دادن خوششون نمیاد ، شاید اونها هم بتونن روزی این احساسات خودشون رو بپذیرن و یه روزی برسه که به خاطرش دیگه عذاب وجدان نگیرن و بتونن با صدای بلند مطرحش کنن.
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند ....❤️❤️❤️