۱۸ پاسخ

یعنی چی ناله داره

بخیه زایمان طبیعی درد داره😕؟

راستی هزینه زایمان طبیعی ازاد بود؟
چقدر شد

گلم دکترت کی بود ت بارداری پیش کی میرفتی

آمین عزیزم مطمئن باش همه چی درست میشه بدبه دلت راه نده

انشالله خودت و نی نی بسلامت برید خونه .من که‌فوبیای زایمان طبیعی دارم از الانی از استرس شبا خوابم نمیبره

مبارک باشه عزیزم انشالله خودتو پسرگلت ب سلامتی میرین خونه

مبارکه عزیزم
کجا زایمان کردی

الهی🥺🥺چه زایمان سختی داشتی دختر
چقدر درد کشیدی
امیدوارم زودي باهم برید خونه

من میترسم😭🥲🥲🥲
خیلی ام میترسم
کاش هیچوقت تجربه زایمان هارو نمیخوندم
انقدر که ترس کردم

عزیزدلم🥹🥹🥹 بسلامتی قدمش پرخیر و برکت باشه براتون
ان شالله که صحیح و سالم و به زودی زود میاد بغلت میاید خونه باهم 😍❤️

عزیزم چند هفته زایمان کردید ؟

الهی قربونت برم غصه نخور شیرت جوشی میشه🤍 زودی مرخص میشه میرین خونه هیچیش نیست🫂

بخاطر امپول فشار و قرص فشاره اکسیژن کم کرده چند ساعت دستگاه باشه اکسیژن بهش خوب برسه خوب میشه عزیزم نگران نباش

ان شاءالله صحیح و سالم هرچه زودتر میرین خونه عزیزم

ایشالا که سریع خوب میشه قربونت برم

احتمالا اکسیژنش کمه عب نداره با چند روز بستری اکی عزیزم مبارکه ب سلامتی گلم ♥️

عزیزم انشالله سالم سلامت مرخص میشه میرین خونه
وزن نی نی چقد بود؟

چقدر درد کشیدی تو دختر

سوال های مرتبط

مامان نورا مامان نورا ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ۹😍❤️
بعد دیگه جفت در نمیومد‌اینا هم بهش زور نیوردن قه نیم ساعتی طول کشید تا جفت‌خودش بیاد بیرون بعد ک جفت رو درآوردن شروع کردن به بخیه زدن منم دخترم داخل بغلم بود باهاش حرف میزدم اینجا خیلی هم میلرزیدم
دکتر دوتا بخیه خودش میزد دوتا میداد دست دانشجو ها خیلی دردم می‌گرفت همش میگفتم تموم شد میگفت یکی دیگه یکی دیگه خلاصه تموم شد زیرمو‌تمیز کردم بعد یه ساعت دیگه بچه رو هم بردن لباس پوشیدن ک بیارن شیر بدم بهش اینجا دیگه عمم اومد پیشم و یه چیزی داد بخورم ک حال بیام بعد گفتن ک باید یه دوساعت بگذره که ببریم بخش من ساعت ۴ عصر زایمان کردم ساعتای ۶ بود دیگه لباسامو عوض کردن رفتم بخش اول خودمو بردن چون دیگه از ساعت ۶ ونیم به بعد بخش پس از زایمان مریض تحویل نمی‌گرفت عمم نشسست‌با دخترم اومد منو بردن بعد رو تخت درازم کشیدم اومد معاینه و دکتر شیفت خودشو‌معرفی کرد و رفت اینجا دیگه مامانمم‌رسیده بود خدارشکر میکنم‌که نبود ببینه چقد درد کشیدم دیگه یه نیم ساعتی گذشت بچه رو آوردن من بهش شیر دادم
مامان آنیا🩷✨️ مامان آنیا🩷✨️ ۳ ماهگی
پارت دهم تجربه زایمان

من بازم تا وقتی هوا روشن تر شد همون درد ها رو تجربه میکردم ... راستی ، اینو نگفتم که اونجا هم سرد بود هم بدنم میلرزید ، از ماماهایی که هی میرفتن و می اومدن چند بار خواستم یه ملافه یه رو انداز ساده برام بیارن چون تمام شب با لباس نازک و کوتاه بخش زایمان بودم ... همه شون هم میگفتن باشه ولی پیداشون نمیشد...
تا بالاخره هوا کامل روشن شده بود که بالاخره برام یه پتو آوردن... منم با خودم می‌گفت خبببب حالا که تا الان تغییری نداشتم دیگه حتما میبرن سزارین دیگه؟ خودشون گفتن و قول دادن پس دیگه قرار نیست بیشتر درد زایمان طبیعی رو بکشم ... اما نه... بازم اومدن سرم زدن ... بعدا از مامانم شنیدم گفتن دوبار بهم سرم فشار زدن ... و من اصلا نمیدونستم.
یه مدت بعد هم یه ماما اومد و گفت از آشناهای خانواده پدری‌مه و گفت صحبت کردن و گفتن حالا که این همه ساعت فرقی نکرده وضعیتم میبرن برا سزارین...
من میخواستم مثل مامانم برا زایمان اول اینجور نشه که هم درد طبیعی بکشم هم سزارین... که آخرش همون شد...