۸ پاسخ

تا دوسالگی وقت داره انشالله موفق میشی

کارت اشتباه هی بهش بدی هی ندی بچه گیج میشه

عزیزم با تلخک نتونستی بگیریش؟؟میشه توضیح بدی چیشد

اگه اذیت نمیشی و شیرت زیاده و غذا خوردن بچت خوبه تا دو سالگی صبر کن

بهش دادی

منم یکبار شکست خوردم🤕

من دخترم بعد ۱۵ روز هنوز عروسکاشو میاره میگه ممه بده بهشون🥲🥲🥲خیلی به نظرم پروسه سختیه

ای خوودا تایپینگ هاتو دیدم دلم واسه بچه کباب شد انشالله ک میتونی گلم اصلا ناراحت نباش
ماهم ک بچه هامون شیر خشکی شدن وقتی می‌خواستیم بهشون شیر خشک بدیم خیلی حس عذاب وجدان گرفتیم خیلی حالمون بد شد پس اصلا ناراحت نباش گلم

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
♦️ترفندهایی برای از شیرگرفتن از ۱۵ ماهگی شروع کنید♦️
♂️♀️


💟 مادران کودکان یک تا دو ساله معمولاً در جمعهای خانوادگی سوالی دارند که از همه مادران میپرسند: «شما چطور او را از شیر گرفتید؟»

💟 اگر شما هم این مشکل را دارید و هنوز فرزند دلبندتان را از شیر نگرفته‌اید، توصیه‌های زیر را هم بخوانید:

💟 از شیر گرفتن بچه وقت و صبر میخواهد!
(از پانزده ماهگی آهسته آهسته شروع کنید و دوسالگی پروژه خود را عملی کنید.)

💟 پیش از آن که کودک را از شیر بگیرید، او را به غذا خوردن و نوشیدن مایعات با لیوان عادت دهید! ☕️☕️

💟 (برای او سرویس غذاخوری جداگانه‌ای، با طرح‌های کودکانه و رنگ‌های شاد و تند و جذاب بخرید.)

💟 به تدریج فاصله زمانی شیر دادن‌ها را بیشتر کنید!

💟 (صبح‌ها وقتی کودک از خواب بیدار شد به او شیر دهید و نوبت بعدی را تا جایی که امکان دارد به تأخیر بیندازید)

💟 اگر شاغل هستید و کودکتان عادت کرده است که در زمان و مکان خاصی شیر بخورد، باید حواستان به زمان باشد!

💟(در ساعتهای شیردهی سعی کنید خود را مشغول نشان دهید در عوض کمی آب میوه یا یک لیوان شیر را برای نوشیدن در اختیار کودک بگذارید.)

💟 در برنامه‌های روزانه او تغییرهایی به وجود آورید!🏡

💟(کودکان در این سنین به راحتی با جایگزینهایی مثل پارک رفتن و رفتن به خانه مادربزرگ کنار میآیند پس سعی کنید روشها و کارهای مناسبی را برای جایگزینی در نظر بگیرید.)

💟 توصیه میشود از همسرتان کمک بگیرید! 👱
(وقتهایی که کودک شیر میخواهد، شوهرتان او را در آغوش بگیرد و بیرون از خانه ببرد.
مامان پسراونینی خانم مامان پسراونینی خانم هفته بیست‌وهفتم بارداری
من و پسرام

❤️تجربه شیردهی

اول اینکه بنده دوتا پسر دارم
اولی الان ۵ سال و نیمه و شیر مادری بود
دومی الان ۲۰ ماهشه و نارس و شیرخشک هست

تجربه ای که میخوام بنویسم هم تجربه خودمه هم از اطرافیانم که بچه همسن داشتن هست و هیچ گونه سختی در پذیرش نقد ندارم و قابل انعطاف هست و کاملا تجربه ای هست.

شیردهی رو بنظرم از دو جهت باید در نظر گرفت
جهت مادر
جهت کودک
بنظر من از جانب کودک (اگر مشکل خاصی نداشته باشد) شیر مادر بهترینه چرا؟! چونکه هضمش خیلی آسونه و مواد مغذی اندازه نیاز کودک داره و دفع و جذبش هم خیلی خیلی راحت تره
حتی در بچه های رفلاکسی و حساسیتی درجه پایین (کاهش وزن ندارند) شیر مادر بهتره چون با رعایت فاکتور هایی میشه این مشکل بچه را آرام تر کنیم.
همچنین چون مکیدن شیر از مادر سخت تر و فعالیت ذهنی و فکی بیشتری میخواد بچه باهوش تر و ورزیده تر میشه شاید فکر کنید که بچه های شیر مادری لاغر ترن اما باید بگم که سالم ترن و در سنین بالاتر که از شیر گرفته شده در مقایسه با سایر کودکان که محروم بودند وزن برابر و سلامتی بیشتری دارند.احتمال اعتصاب شیر در کودکان شیر مادری کمتر هست.
اما بنظر من مهم ترین فاکتور در شیر مادر رسیدگی مادر به خودش هست یعنی اگر مادر میخواد به فرزندش شیر خودش را بدهد باید مواد لازم فرزندش را تأمین کند.رها کردن کودک و شیر مادر بدترین کار و ظلم در حق بچه و مادر هست.(استفاده از مواد غذایی و دارویی جهت تقویت شیر واجب است)
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
💟 پدر میتواند شب‌ها فرزندتان را بخواباند و در کنار او باشد زیرا بسیاری از بچه‌ها عادت دارند با مکیدن سینه مادر خود به خواب بروند.)

💟 اگر امکان دارد، او را با پدر و مادربزرگش یا یکی از اعضای خانواده که با او صمیمیت بیشتری دارد، به مسافرت بفرستید!

💟 (قبل از انجام این کار مطمئن شوید که او میتواند چند روز بدون شما و در محیطی غریب براحتی زندگی کند.)

💟 در طول روز وقت بیشتری به کودکتان اختصاص دهید!

💟 (با او بازی کنید، او را در آغوش بگیرید، از او بخواهید در کارهای خانه به شما کمک کند.

💟 مرتب تکرار کنید که او در حال بزرگ شدن است و باید بعضی از عادت‌هایش را ترک کند.)

💟 در روش‌های سنتی، مادران موادی مانند فلفل را به نوک سینه خود میزدند تا کودک از خوردن شیر امتناع کند!

💟 (بعضی از بچه‌ها چنان به شیر مادر وابسته‌اند که حاضرند تندی و تلخی را به جان بخرند اما دست از شیر خوردن برندارند.

💟 برای انجام این کار حتماً با متخصص اطفال مشورت کنید.

💟 داروهای گیاهی مثل صبر زرد و فلفل خواص و عوارضی دارند که ممکن است برای کودک شما مضر باشد.)

💟 سعی نکنید خود را بیمار و سینه‌تان را زخمی نشان دهید!

💟 (با این کار کودک ناراحت می‌شود و ممکن است از وضعیت پیش‌آمده بترسد و وحشت کند.

💟 در این حالت نه تنها مشکلی حل نمیشود بلکه موضوع جدیدی به مشکلات خود اضافه کرده‌اید.

💟 ضمنا از مالیدن رژ و مواد رنگی شیمیایی به سینه خودداری کنید😂
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
یا صاحبی...
عجیب‌ترین حکایتِ این دنیا، همین است: اینکه من هنوز در لای و لورِ گناهانم گیر کرده‌ام، هنوز در میانه‌ی تپش‌هایِ بی‌قرار و دردهایِ بی‌پایانِ زندگی، به دنبالِ راه می‌گردم، اما او... او پیش از آنکه من حتی لرزشِ دلم را حس کنم، مرا به یاد آورده است. او آن‌قدر به ما نزدیک است که حتی وقتی چشم‌هایمان از گریه بسته شده، می‌تواند آهِ پنهانیِ ما را بشنود.
محبتِ آقا، از آن عشق‌هایِ پر زرق و برق و خودخواهانه نیست که آدم برای رسیدن به آن، معامله کند. نه... این یک عشقِ پاک و غریب است. از آن عشق‌هایی که آدم را در برابرِ خودش، کوچک و بی‌چاره می‌کند، اما در عین حال، به او چنان آرامشی می‌دهد که انگار تمامِ آسمان را در آغوش گرفته است.
وقتی به او فکر می‌کنم، انگار زمین از زیر پایم برداشته می‌شود و سبک می‌شوم. انگار تمامِ آن سنگینی‌هایی که بر دوشم بود، در برابرِ نگاهِ مهربان او، ذوب می‌شوند.
او را می‌بینم در آن لحظاتی که زیرِ نورِ لرزانِ ماه، روی سجاده‌یِ کهنه نشسته‌ام و چادرِ گل‌گلی‌ام را دورِ خودم پیچیده‌ام تا از سرمایِ تنهایی در امان بمانم...
در آن زمزمه‌هایِ لرزانِ «استغفار» که با هر بار تکرارش، انگار یک پله به سوی او نزدیک‌تر می‌شوم...
او را در آن سجده‌ای می‌بینم که وقتی پیشانی‌ام را بر خاک می‌گذارم، نه برای فرار از دنیا، بلکه برای پناه آوردن به اوست. آنجا که دیگر نه دلی برای درد هست و نه چشم برای اشک؛ فقط من هستم و او، و یک سکوتِ قدسی که خدا را در قلبم زنده می‌کند.
او پلی است از جنسِ اشک و معجزه؛ پلی که وقتی از آن عبور می‌کنی، دیگر خودت نیستی. او تو را از خودت می‌گیرد و به خدایی می‌رساند که تمامِ زیبایی‌های جهان، تنها در یک قطره از مهربانیِ او نهفته است.
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
خداوند برای هر زنی، نامِ «مادر» را با عطرِ آغوش، با صدای خنده‌های ریزِ کودکانه و با بوی خوشِ شیر و خواب‌های عمیق معنا می‌کند. اما گاهی تقدیر، قلم‌مویش را به جای رنگِ شادی، به رنگِ تندِ درد برمی‌دارد.

جاری‌ام به حسادت، چشم بر داشته‌هایم دوخت و من تاوانِ آن نگاه‌های مسموم را با فروپاشیِ تنم دادم؛ سکته مغزی، درست در روزهایی که باید گرمایِ تنِ کودکم را تجربه می‌کردم. حالا که به عقب نگاه می‌کنم، جای خالیِ بازی‌های نکرده، ندیدنِ قد کشیدن‌ها و اولین قدم‌ها، در قلبم حفره‌ای از حسرت باقی گذاشته است.

دیگری گفت: «تو شدی، من هم می‌شوم»؛ من به نیتِ خیر، گفتم «خدا ببخشد» و خدا بخشید. اما ای کاش کسی می‌دانست آن روزها که باید ذوقِ مادری‌ام را در چشمانِ فرزندم جستجو می‌کردم، درگیرِ تلخیِ داروها، ورمِ ناشی از بیماری و تاریکیِ بیهوشی بودم.

حالا وقتی می‌بینم دیگران با همان سن و سال، با عشق با فرزندانشان بازی می‌کنند، حسادت نمی‌کنم؛ نه... حسادت در قاموسِ مادری که درد کشیده جای ندارد. من فقط «حسرت» دارم. حسرتِ لحظه‌هایی که باد برد.

با این همه، سرم را به سجادهِ صبر می‌گذارم. خدایا! تو که شاهدِ شب‌های بی قراریِ من و تپش‌های نامنظمِ قلبم بودی، خودت این حسرت‌ها را برایم به ذخیره‌ی بهشتی بدل کن. من به لطفِ تو پناه آورده‌ام، که تو جبران‌کننده‌ی تمامِ نداشته‌های مایی.
مامان امیر مامان امیر ۲ سالگی
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
بخش دیگری از کتاب نیک سرشت📚

سالهای نخست تولد مهم اند
چون پایه های بزرگسالی را تشکیل میدهند
پایه ی تنظیم عواطف را شکل میدهند.

نحوه ی تعامل والدین با بچه ها در سالهای نخستشان ، طرح کلی ای را شکل میدهد که با خود وارد جامعه میکنند
به بچه ها می آموزد چه بخش هایی از خودشان را دوست داشته باشند و چه بخش هایی را سرکوب و از آن‌ها خجالت بکشند
چه چیزی امن و خوب و چه چیزی تهدید کننده و بد است
برای مثال به دختر کوچکی مدام گفته شود (احساساتی نباش) او یاد میگیرد که احساساتش (اشتباه ) هستند و دیگران را از خود می راند.
به پسر بچه ای بگویند که دست از گریه کردن بردارد ، او آسیب پذیری را با طردشدن نسبت خواهد داد حتی اگر نتواند این خاطرات را صریحا به یاد آورد.

_نظریه وابستگی(نوزادان با انگیزه دل بستن به مراقبشان به دنیا می آیند و تمایل دارند به افرادی دل ببند که آسودگی خاطر و امنيتی که به آن نیاز دارند برایشان فراهم کنند
کودکان خود را به گونه‌ای تنظیم میکنند که با محیط پیرامونِ سالهای نخست خود وفق یابند وبر اساس داده ای که میگیرند انتظارات خود را از دنیا شکل دهند
این تنظیمات سالهای نخست نحوه ی تفکر آنها درباره ی خودشان و دیگران را تا سالها بعد از دوران کودکی تحت تاثیر قرار میدهد

ادامه در کامنت 👍
مامان حورا مامان حورا ۲ سالگی
دختر عزیزم،

نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله‌ای. شاید دختری جوان شده باشی، شاید خودت روزی مادر شده باشی، و شاید هم فقط دلت خواسته باشد میان یادگاری‌های قدیمی، نوشته‌ای از مادرت پیدا کنی.

من این نامه را در شبی نوشتم که تو را از شیر گرفته بودم.

آن شب، نزدیک دو سال از روزی می‌گذشت که برای اولین بار در آغوشم گرفتم. نزدیک دو سال از روزهایی که با من بیدار شدی، با من خوابیدی، گریه کردی، خندیدی و آرام گرفتی.

فکر می‌کردم از شیر گرفتن فقط یک تغییر کوچک است. فکر می‌کردم چند روز سخت می‌گذرد و تمام می‌شود. اما آن شب فهمیدم که گاهی پایان یک فصل از زندگی، چقدر می‌تواند قلب آدم را بلرزاند.

تمام روزها و شب‌هایی که شیر می‌خوردی از جلوی چشمانم عبور کردند. انگار زمان دستم را گرفت و مرا به عقب برد؛ به اولین باری که تو را در آغوش گرفتم، به شب‌های طولانی بی‌خوابی، به لحظه‌هایی که با چشم‌های نیمه‌باز دنبالم می‌گشتی، به وقت‌هایی که سرت را روی سینه‌ام می‌گذاشتی و آرام می‌شدی.

آن شب خیلی گریه کردم.

نه به خاطر اینکه از بزرگ شدنت ناراحت بودم. نه به خاطر اینکه دیگر شیر نمی‌خوردی.

گریه می‌کردم چون فهمیده بودم چقدر زود گذشته است.