يک سال از روزى كه دنيامون قشنگتر شد گذشت..
از اولين لبخندت تا اولين قدمهات از شبهای بىخوابى تا صبحهايى كه با خنددهات شروع شد، ين يك سال براى من پر از اولين ها بود؛ اولين بغل، اولين تاتی، اولين تولدت...
و حالا رسيديم به روزى كه براش ماهها ذوق داشتم؛ اولين تولد محمد زهیرم
همه ى اين ميز و شلوغى و رنگها، فقط براء ثبت يك خاطره بود.. خاطره ی يك سالگى پسرى كه با آمدنش، قشنگترين فصل زندگیم شروع شد.

مینویسم برای تویی که دیگه یک ساله شدی
، نمیدونم قراره تا کی توی بغلم جا بشی ولی اینکه هر روز داری بزرگ میشی و کلی کارای جدید میکنی هم منو به وجد میاره و هم ناراحت، ناراحت از اینکه هنوز از بغلم و بوی نوزادی تو سیر نشده بودم مادر، هنوز از اینکه روی سینه‌م خوابت ببره و من ساعت‌ها تکون نخورم تا بخوابی سیر نشده بودم عزیز دلم، کاش زمان همینجا می‌ایستاد و من و تو تا ابد تو این سن می‌موندیم، چطوری قبول کنم چند وقت دیگه تو از بغلم من بزرگتر میشی و نمیتونم همه وجودت رو یه جا جمع کنم و فشار بدم به سینه‌م، با هر بند بند این نوشته‌ها اشک میریزم و یادم میاد که پریروز واسه اینکه چند قدم راه رفتی گریه کردم با خودم گفتم کی انقدر بزرگ شدی تو که راه بری و دیگه نیازی به اینکه تو آغوشم بگیرمت نداشته باشی،
محمد زهیرمن. تمام سلول‌هام از عشق تو پره، تو با اون قلب کوچیکت زندگی منو دگرگون کردی گاهی میگم من قبل از تو مگه اصلا زندگی میکردم؟ از خدا برات تن سلامت و عمر با عزت میخوام عزیز دلم انشالله زنده باشم تورو تو لباس دومادی ببینم مامان
زود بزرگ نشو 😭🥺🤍

ادامه پایین

تصویر
۵ پاسخ

عزیزم مبارکه چه اسم قشنگی داره یا اون یار امام حسین افتادم که اسمش زهیر بود

پرتکرارررر😍💐

عزیزم ماشاالله تولدش مبارک باشه 🥰🎉🎉🎉🎉

مبارکه عزیزم ان شاالله دومادیش❤️

پسرم...
شاید روزی که بزرگ شدی، هیچ‌وقت نهفتی پشت هر لبخندم چند تا خستگی پنهان بود. نفهمی چند شب تا صبح کنارت بیدار ماندم و فقط دعا کردم آرام بخوابی، سالم باشی و هیچ دردی به دلت نرسد.
مادر بودن یعنی دل آدم از سینه‌اش بیرون بیاید و در وجود فرزندش بتپد. از روزی که به دنیا آمدی، دیگر خوشحالی من، لبخند تو شد و غم من، اشک‌های تو.
گاهی آن‌قدر خسته می‌شوم که حتی توان حرف زدن ندارم، اما وقتی نگاهم به صورت معصومت می‌افتد، انگار تمام دنیا دوباره جان می‌گیرد. تو دلیل ادامه دادن منی.
اگر روزی دیدی مادرت پیر شده، دست‌هایش لرزان است یا موهایش سفید شده، فقط یادت باشد روزی همین دست‌ها تمام دنیا را برای آرامش تو کنار زدند. اگر گاهی نگران شدم، همه از ترس از دست دادنت بود، نه از روی بی‌مهری.
پسرم... من از دنیا چیزی بیشتر از خوشبختی تو نمی‌خواهم. آرزویم این است که همیشه سالم باشی، دلت آرام باشد و هیچ‌وقت احساس تنهایی نکنی.
دوستت دارم؛ نه به اندازه‌ی دنیا، چون دنیا روزی تمام می‌شود...
به اندازه‌ی قلب یک مادر، که عشقش هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. ❤️

من قلم خوبی ندارم از مامانای دیگه کپی کردم ولی حرف دل خودمه🤍❌❌❌

سوال های مرتبط

مامان آقا فرهان🧸⚽️ مامان آقا فرهان🧸⚽️ ۱۴ ماهگی
یک سالگی فرهانِ من 🤍🧸

یک ساله شدی پسرِ کوچولوی من…
یک ساله که با خنده‌هات، با شیطنت‌هات، با دست‌های کوچولوت و حتی با گریه‌هات، خونه‌ی من دیگه فقط یه خونه نیست؛ شده دنیای من. ❤️

فرهانِ من، تو نمی‌دونی توی این یک سال چند بار فقط نگاهت کردم و با خودم گفتم: «چطور ممکنه یه آدم این‌همه عشق رو توی یه دل جا بده؟»

از روزی که اومدی، من دیگه فقط «من» نبودم…
یه تکه از قلبم شدی که بیرون از سینه‌م راه میره، می‌خنده، بازی می‌کنه و هر روز بزرگ‌تر می‌شه. 🥹

شاید وقتی بزرگ شدی نفهمی مامانت با دیدن اولین دندونت چه ذوقی کرد، با اولین چهار دست‌وپات رفتنت چقدر قربونت رفت، برای هر تب و بی‌قراری‌ات چقدر دلش ریخت، یا چند بار شب‌ها فقط نگاهت کرد و خدا رو برای داشتنت شکر کرد…

اما من همه‌شون رو یادم می‌مونه.
تک‌تک لحظه‌های اولین سال زندگی تو رو، مثل قشنگ‌ترین گنج دنیا توی قلبم نگه می‌دارم.

فرهان جان،
تو فقط پسر من نیستی؛
تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی.
همون کوچولویی که با یک لبخندش می‌تونه تمام خستگی‌های مامان رو از یادش ببره. 🤍

امروز یک ساله شدی، اما برای من انگار یک ساله که خودِ زندگی دوباره شروع شده…

تولدت مبارک عشق کوچولوی مامان.
الهی همیشه سلامت، خندون و خوشبخت باشی و من تا هر وقت که خدا اجازه بده، کنار تو باشم و بزرگ شدنت رو ببینم.

یک ساله شدی فرهانِ من؛
و من یک ساله که عاشق‌ترین مامان دنیام. 🥹❤️🧸

تولدت مبارک پسرِ قلبِ مامان.
دوستت دارم، بیشتر از چیزی که کلمه‌ها بتونن بگن. 🤍
مامان پناه💖 مامان پناه💖 ۱۴ ماهگی
امروز تو یک‌ساله شدی و من هنوز باورم نمی‌شه چقدر زود گذشت… 🥹❤️
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار بغلت کردم و با خودم گفتم: «یعنی من واقعاً مامان شدم؟»
از اون روز به بعد، همه‌چیز برای من شد تو…

این یک سال با تو فقط بزرگ شدنت نبود؛
منم با تو بزرگ شدم…
با اولین خنده‌هات خندیدم، با گریه‌هات دلم لرزید، با تب کردنت هزار بار مردم و زنده شدم، با هر قدم کوچیکت ذوق کردم و هر شب که خوابت برد، چند دقیقه فقط نگاهت کردم و خدا رو برای داشتنت شکر کردم. 🥹

گاهی دلم برای اون نوزاد کوچولویی که توی بغلم جا می‌شد تنگ می‌شه…
برای دستای کوچیکت، برای بوی تنت، برای روزایی که تمام دنیات آغوش من بود.
ولی از طرفی، دیدن بزرگ شدنت قشنگ‌ترین حس دنیاست. ❤️

پناهِ مامان…
شاید وقتی بزرگ شدی اینا رو بخونی و نفهمی مامانت چقدر برای بزرگ شدنت گریه کرده و ذوق کرده…
اما بدون از همون لحظه‌ای که اومدی توی زندگیم، یه تیکه از قلبم برای همیشه مال تو شد.
تولدت مبارک قشنگ‌ترین دلیلِ مادر شدنم…
یک ساله شدنت مبارک، تمامِ دنیای من. 🥹❤️❤️
مامان 💖مهرسانا💖 مامان 💖مهرسانا💖 ۱۶ ماهگی
مهرسانای عزیزِ مامان 🤍
یک سال از روزی که با آمدنت دنیای من رنگ دیگری گرفت گذشت…
یک سال از اولین نفس‌هایت، اولین گریه‌ات، اولین لبخند شیرینت 🥹✨
دخترکم…
تو فقط یک سال بزرگ نشدی،
من هم با تو مادر شدم، صبورتر شدم، عاشق‌تر شدم…
از همان لحظه‌ای که برای اولین بار بغلت کردم، انگار قلبم بیرون از وجودم شروع به تپیدن کرد…
تو فقط بچه‌ی من نیستی،
تو آرامشِ دلِ منی، دلیل لبخندهای منی، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی 🤍
این یک سال، با همه‌ی بی‌خوابی‌ها و خستگی‌هایش، شیرین‌ترین سال عمرم بود چون تو کنارم بودی…
هر خنده‌ات جان دوباره بهم داد، هر بغل کوچکت دنیایم را آرام کرد 🌱
امروز که یک ساله شدی،
من هنوز همان مادری‌ام که شب‌ها صورتت را نگاه می‌کند و خدا را برای داشتنت هزار بار شکر می‌کند…
الهی همیشه بخندی دختر نازم…
الهی هیچ غمی توی دلت ننشیند…
الهی من همیشه باشم تا پناه امن قلب کوچولویت بمانم 🤍
تولدت مبارک نفسِ مامان 🎂✨
دوستت دارم بیشتر از تمامِ دنیا…
مامان بردیا💙 مامان بردیا💙 ۱۶ ماهگی
پسر کوچولوی یک‌ساله‌ی من… 🤍

امروز یک سال از روزی می‌گذره که برای اولین بار صدای گریه‌ات توی گوشم پیچید و دنیای من برای همیشه عوض شد. یک سال از لحظه‌ای که دست‌های کوچولوت رو گذاشتی توی دستم و بهم فهموندی عشق یعنی چی… عشق بی‌قید و شرط، بی‌انتها، عمیق‌تر از هر چیزی که تا قبل از تو می‌شناختم.🥲
پسرم…🧸
یک ساله که با خنده‌هات صبح‌هام روشن میشه، با بغلت خستگی‌هام فراموش میشه، و با نفس‌هات آرامش می‌گیرم. یک ساله که هر روز بزرگ‌تر میشی و من هر لحظه بیشتر عاشقت میشم. نگاه معصومت، اولین قدم‌هات، اولین کلمه‌هایی که با زبون شیرینت گفتی… همه‌شون برای من معجزه‌ان.😍
نمی‌دونی مادر بودنت چقدر منو قوی‌تر کرد. تو دلیل لبخندهای بی‌دلیل منی. دلیل دعاهای هر شبم. هر بار که خوابت می‌بره، می‌شینم و بهت نگاه می‌کنم و از خدا فقط یک چیز می‌خوام:
که همیشه سالم باشی، خوشحال باشی، و دلت هیچ‌وقت نشکنه.
جآن مادر..✨🌞
اگه یه روزی بزرگ شدی و این متن رو خوندی، بدون که مامانت از همون روز اول، با تمام وجودش عاشقت بود. بدون که هر نفسش برای تو بوده، هر دعاش برای تو، هر اشکش از شوقِ داشتن تو.
تولدت مبارک عزیزترینم…🎊
یک سال گذشت، اما عشق من به تو تازه شروع شده…
و تا آخرین نفس، مادرت بودن بزرگ‌ترین افتخار زندگی منه. 🤍👶🏻✨
مامان رادمان مامان رادمان ۱۴ ماهگی
امروز تولد رادمانه... و تولد دوباره‌ی من. 🤍
یک سال پیش، درست همین روز، فقط یک پسر به دنیا نیومد... یک مادر هم متولد شد.
دوازده ماه پیش، وقتی صدای اولین گریه‌ات توی اتاق پیچید، انگار دنیا برای همیشه قبل و بعد از اون لحظه تقسیم شد. از همون ثانیه فهمیدم که دیگه هیچ‌وقت آدم سابق نمی‌شم.
یک سال گذشت... سالی که پر بود از شب‌های بی‌خوابی، نگرانی‌های بی‌پایان، اشک‌های یواشکی، خنده‌های از ته دل، اولین لبخندت، اولین دندونت، اولین قدم‌هایی که برای رسیدن بهش لحظه‌شماری کردم...
بارها خسته شدم... بارها به خودم شک کردم... اما هر بار که نگاهم به تو افتاد، دوباره جون گرفتم.
تو فقط بزرگ نشدی رادمان... من هم کنار تو بزرگ شدم. صبورتر شدم، قوی‌تر شدم، عاشق‌تر شدم.
امروز که یک ساله شدی، بیشتر از هر چیزی به خودم افتخار می‌کنم؛ نه چون بی‌نقص بودم... چون با تمام خستگی‌ها، ترس‌ها و سختی‌ها، هر روز تمام تلاشم را برای مادر خوبی بودن کردم.
تولدت مبارک، تمام دنیای من... ممنون که با اومدنت، به زندگی من معنی تازه‌ای دادی.
و تولد دوباره‌ی من هم مبارک... روزی که فهمیدم مادر شدن فقط به دنیا آوردن یک بچه نیست؛ تولد نسخه‌ای از خودته که تا قبل از اون روز، حتی نمی‌شناختیش. 🤍✨
با تاخیر
۱۴۰۴/۵/۱۶
مامان نیلا مامان نیلا ۱۲ ماهگی
یک ساله شدی نیلای من… 🥹🤍
باورم نمیشه همین یه سال پیش، یه کوچولوی ریزه‌میزه اومد توی بغلم و از همون لحظه، همه‌ی دنیام شدی.

این یه سال با تو برای من پر بود از همه چی…
از شبای بی‌خوابی و نگرانی، تا خنده‌های شیرینت، بغل کردنت، اولین دندونت، چهار دست‌وپا رفتنت و کلی لحظه‌ی کوچیک و بزرگی که دلم می‌خواست هیچ‌وقت تموم نشن. 🥹

ماه به ماه بزرگ شدنت رو دیدم و هر بار با خودم گفتم:
«مگه میشه این بچه از اینم دوست‌داشتنی‌تر بشه؟»
و تو هر بار جوابمو دادی و بیشتر از قبل دلمو بردی. 🤍

حالا رسیدیم به اولین تولدت…
آخرین ماهیه که هنوز می‌تونم بگم «نوزاد من»…
از فردا دیگه یه دختر کوچولوی یک‌ساله‌ای. 🎂🎀

نمی‌دونم این یک سال خیلی زود گذشت یا من انقدر محو تماشای بزرگ شدنت بودم که نفهمیدم چطور گذشت…

فقط می‌دونم از وقتی اومدی، یه تیکه از قلبم دیگه بیرون از خودم زندگی می‌کنه.
تو شدی قشنگ‌ترین دلیل خندیدن من، قشنگ‌ترین نگرانی من و شیرین‌ترین قسمت زندگی من. 🥹❤️

نیلای من،
تولدت مبارک دختر کوچولوی مامان.
آرزو می‌کنم همیشه سالم و خوشحال باشی، بخندی، شیطونی کنی و من هم همیشه کنارت باشم و تک‌تک بزرگ شدنت رو ببینم.

یک ساله شدی عشقم…
ولی برای من همیشه همون کوچولویی می‌مونی که یه روز گذاشتنش توی بغلم و زندگی من برای همیشه عوض شد. 🤍

تولدت مبارک تمامِ دنیای مامان. 🎂🩷
۱۴۰۵/۰۷/۰۱
مامان ܣߊ‌ܝ̇ߺߊ‌🧸💋 مامان ܣߊ‌ܝ̇ߺߊ‌🧸💋 ۲ سالگی
دخترکم، هانا جانم 🥹💖، زیباترین دارایی‌ ما 🌸✨

یک سال گذشت از روزی که پا به دنیامون گذاشتی…
روزی که با اومدنت، زندگی ما رنگ و بوی تازه گرفت و خونه‌ی کوچولومون پر از نور و شادی شد 🌞🎈
از همون لحظه‌ی اول، شدی قشنگ‌ترین دلیل لبخندهای ما 😍
و از اون روز، هر خنده‌ی تو مثل زیباترین موسیقی برای قلب ما بود 🎶💛

این یک سال پر بود از اولین‌ها؛
اولین لبخندت 😄، اولین دندون کوچولوت 🦷، اولین کلمه‌ت 🗣️ و اولین قدم‌های لرزانت 👣
هر لحظه‌ش برای ما مثل یه معجزه بود ✨
با هر نگاهت عاشق‌تر شدیم ❤️
با هر بوسه‌ی کوچیکت 😘 آرام‌تر
و با هر بغل‌کردنت 🤗 خوشبخت‌تر

فرشته‌ی کوچولوی ما 💕
امروز، در اولین سالروز تولدت، تمام دنیا برامون یه معنی داره: «تو» 💖
تو زیباترین رویای مشترک ما هستی 🌸
معجزه‌ای که هر روز خدا رو برای داشتنش شکر می‌کنیم 🙏✨

تولد یک سالگیت مبارک نازدارم 🥺🎂💖🎉
☣༻𝟏𝟒𝟎𝟑/𝟎𝟔/𝟏𝟕༻☣
بماند ب یادگار تولد یک سالگی قندم🥺❤️
یک سالی ک مثل برق و باد گذشت🥺🌬
#دندان
#پوشک
#نوزاد
#بارداری
#زایمان
مامان شاهان مامان شاهان ۱۲ ماهگی
شاهانِ من…
یک سال از آمدنت گذشت،
و من هنوز گاهی به صورت کوچکت خیره می‌شوم
و باورم نمی‌شود
تمامِ این عشق،
تمامِ این آرامش،
تمامِ این «مادر بودن»
از تو شروع شده است… 🤍

تو آمدی
و قلبم دیگر در سینه‌ام نماند؛
تکه‌ای از آن را برداشتی
و با خودت به هر جا که می‌روی می‌بری…

یک سال است
با خنده‌هایت می‌خندم،
با گریه‌هایت دلم می‌لرزد،
و با هر قدم کوچکت
انگار تمام دنیا را فتح کرده‌ام.

پسرم…
کاش زمان کمی آهسته‌تر می‌گذشت؛
کاش می‌شد عطرِ نوزادی‌ات را
برای همیشه در آغوشم نگه دارم…
اما تو بزرگ می‌شوی
و من هر روز
بیشتر عاشقت می‌شوم. 🥹

اگر روزی بزرگ شدی و این را خواندی،
بدان که در اولین سال زندگی‌ات
مادرت هر شب با یک دعا خوابید:
خدایا، فقط سالم و خوشبخت بمان…
بقیه‌اش را از من بگیر.

تولدت مبارک،
کوچک‌ترین مردِ بزرگِ قلبِ من… 🤍
یک ساله شدی، شاهانِ جانم؛
و من یک سال است که
مادرِ خوشبخت‌ترینِ جهانم. 🎂✨

#پوشک#شیرخشک#کولیک#رفلاکس#فرزند پروری