۹ پاسخ

منم مادرم اونطوریه اما مادر شوهرم خیلی با حوصله هست بچه ی منو نگه نمیداره اما خواهر شوهرم الان هشت سال هست ازدواج کرده از روز ی که ازدواج کرده هر روز از صبح تا شب میاد خونه مادرشوهرم تا وقتی که شب بشه برن برا خوابیدن به خونشون .بچه ش رو هم نگه میداره هیچ لباس هاش رو هم میشوره 😊

مامان من دعواش نمیکنه ولی زورشه ی روز تو ماه نگهش داره من استراحت کنم هیچ کمکی نمیکنه

مادر من با جون و دل بچمو میگیره
شوهرم نمی‌ذاره ببرم بچه مو پیشش

فرق میکنن بعضی حوصله اعصاب بچه ندارن بعضیا با حوصله

دقیقا عین مادر من ماهی یه بار آرایشگاه میرم برای بند ابرو میزارم پیشش همونم غر غر میکنه چرا آرایشگاه میری یعنی بیشتراز یک ساعت نگه نمیداره

دیگه آدما باهم فرق دارن دیگه.
منم مامانم خیلی برای بچه هام زحمت کشید
تا یکسال و نیم ک خونمون بود
حالا بماند که ی وقتایی هم خیلی غر میزد و مجبور بودیم همدیگه رو تحمل کنیم چاره ای نداشتم
الان ک تو این سن هم هستن بچه هام یا بخوام برم بزارم پیشش کلی بهم میگه زود بیاااا‌و....
ناراحت میشم،بهم بر میخوره،
چون بغیر اونا پیش کی بزارم خب
پریروز جایی باید میرفتم شوهرم دوساعت با خودش برد سرکار
شرکتشون رو کن فیکون کرده بودن
همکاراش میگفتن فک کنم باید برین خونه دیگه 😬

شانس داره دیگه
اگه بچتو دعوا میکنن کمتر برو

من هم مثل شما

دقیقا مثل من😅

سوال های مرتبط

مامان سیاوش‌وکیارش مامان سیاوش‌وکیارش ۴ سالگی
یعنی متنفر از نزدیک بودن ب خانواده شوهر هم خوار شوهرم نزدیکه هم جاریم
خواهر شوهرم ک پنج دقیقه میاد خونه پدر شوهرم ب چشم بچه‌ها خودشو نشون میده می‌ره اینا زر زر میکنن الان من داشتم خونه پدر شوهرم ظرف میشستم بچه‌هام حیاط بازی میکردن این خانمم ساعت ۳میخواد بره عقدکنون اومده خودشو ب اینا نشون داده خواسته بره اینا گفتن می‌آییم خونتون اینم قشنگ برده کوچه گذاشته جلو در برادرشوهرمینا رفته دختر اونم اینارو حیاط نمیزاشت رفتم دیدم اونجوری دیدم حرصم در اومد از دست دوتاشون گرفتم با گریه آوردم خونه درحالی دختر اون بیست‌وچهارساعته خونه منه من این دختر و انقد دوست داشتم ولی از وقتی بچه‌هام بزرگ شدن انقد اذیتشون می‌کنه ازش متنفر شدم یعنی ی چیزی خوردنی دست بچه‌هام میبینه میاد باهاشون طرح دوستی میریزه میخوره می‌ره میاد خونمون با همه وسایل اینا بازی می‌کنه اینا می‌ره خونشون یا نمیزاره یا اگه هم بزاره بهشون وسایل نمیده برگریه میندازتشون یعنی من فقط از خدا صبر ایوب می‌خوام بتونم اینجا دووم بیارم