۹ پاسخ

به جز جاهای خیلی زشتش....همه رو گفتم

راحت باش

کاش بابا منم بود براش تعریف میکردم😭

نه اصلا منم شرایطم مثل تو بود همه رو تعریف کردم حتی بخیه هام بهش نشون دادم خودشم برام کشید ۲۰ ساله پدرمه خجالت برای چی

من توی بیمارستان موقعی که از اوردنم بخش خیلی درد داشتم اومدن فشار بدن همه رو بیرون کردن بابام گفت می‌خوام باشم منم از درد شدید حالیم نمیشد فقط داد بعدا بهم گفتن که بابام گریه ش گرفته
بعدم.همه رو زمان ملاقات برا همه تعریف کردم
منو توی اتاق عمل دوباره احیا کردن قشنگ متوجه شدم زمانی که برگشتم همه جا تار بود و صدا بم فقط یک مرده بود بالاسرم که گفت برگشت و دستگاهاش و برداشت و رفت بعد چند دقیقه صدای گریه بچم اومد
و بعد عملم بخاطر خونریزی شدید خیلی نگهم داشتن ۱۸ بار فشار شکمی دادن و تنها کسی که مدام میومده پشت در اتاق تا سراغم بگیره پدرم بوده

نههه باباته خجالت چرا بکشی
من زایمانم طبیعی بود بعد امدم خونه خودمون چون خونه مامانمم نزدیکمونه مامانم امد پیشم دیگه من نرفتم اونجا بعد روز اولی که از بیمارستان برگشتیم من روحیه ام داغون بود زایمانم خیلی سخت بود بابام امده بود نازم میکرد دلداریم میداد منم مثل بچه ها گریه میکردم همه چیو تعریف کردم براش😂😂

نه بابا جراحیه دیگه ...
مشکلی نیس

من جلوی بابام به دخترم شیر میدادم بعدها که به این قضیه فکر میکردم همش میگفتم چجوری میتونستم خیلی خجالت میکشیدم🫢ولی الان بچه دومم دوباره همینکارو دارم تکرار میکنم...البته بابام اصلا نگاه نمیکنه😅بیخیال پدرمونه دیگه

نه عزیزم بابات بوده دیگه من تازه مستقیم خود بابام مو به مو تعریف کردم 😂 چون بابام خیلی نازمو میکشه هی میگفتم ک اونم هی قربون صدقم بره 😁😂

سوال های مرتبط