خانوما من خیلی حالم بده از ظهر دارم گریه میکنم فکر میکنم خدا نمیخاد این بچه رو برا من نگه داره دیگه نمی‌کشم دلم میخاد بمیرم زودتر خسته شدم آنقدر رفتن دکتر تو راه های خراب و پر دست انداز چه گناهی کردم بچه دار شدم چرا باید همیشه درد داشته باشم از اول بارداری کمردرد شدید داشتم همش سونو سونو سونو همش طول سرویکس چک میکرد دکتر انقد رفتم و اومدم تو راه هم همش لکه بینی میوفتادم همش گریه میکردم الآنم که بچم تکون نمیخوره باز هی برم دکتر هی برام سنو می‌نویسه همش استرس دارم چیکار کنم خدا دیگه دیوونه شدم بخدا ۲۱ هفته رفتم ۲۲ هفته رفتم باز الان میگه برو سونو واژینال بگیره دیگه نمی‌کشم همش استرس دارم چرا من انقد بدبختم آخه دلم زوق هیچی ندارع دلم نمیخاد حتی یه شلوار برا بچه بخرم همش میگم خدای اینو میخاد ازم بگیره میخاد منو بدبخت کنه بهم رحم نمیکنه من انقد سختی کشیدم بقران این شیش ماه رو از کمردرد خونه مامانمم هیچ‌کار نمیتونم بکنم هیچ کار چیکار کنم آخه الآنم کمردرد دارم همش دکترم میگه برو سونو واژینال بگیر آزمایش خون نوشته آزمایش قند دارم چجوری برم این همه راه ای خدا چیکار کنم

۲۱ پاسخ

هیچ وقت نگو بدبختی دنیا تو مدار فرکانس هرچی بفرستی همون بر میگرده بهت

حس خوب بده
بگو من دختر خدام، خدا خودش بچه داده بهمون خودشم ازش محافظت میکنه و بسلامتی دنیا میاره 😘🥹

تحت نظر کدوم دکتری؟؟

وقتی ذهنت خرابه همینه

واقعا که. یعنی نمیدونم چتونه

اگه خدا نخاد کاری کنه

با اون فکر خراب که تو داری. اون کار میشه


به نظر من برو روان شناس

عزیزم شما همین تکون هایی که از دیروز حس کردی بچه هست.
چرا الکی خودتو نگران میکنی؟

عزیز جان شما هنوز ۲۶هفته ای،تو این هفته ک حرکت منظم نیست

.شما از ۲۸هفته به بعد باید حرکت رو چک کنی

توروخدا اینجوری نگو و بد به دلت راه نده
اصلا ناامید نباش به چیزای خوب فکر کن بگو بچمو امانت خدا کردم خودش سالم میده بغلم
در کل بارداری های الان اکثرا برا همه سخت میگذره فک نکن شما تنهایی خواهر
بعدشم سونو واژینال زیاد خوب نیستا زود زود نرو
طول سرویکس رو از رو شکمم میتونن بگن اجازه نده این همه دستکاری کنن
سونو واژینال اکثرا خودش عامل لکه بینی هس
بازم توکلت به خدا باشه سالم نی نی تو بغل میگیری ان شاالله

یادم رفت بگم ستون فقراتم کجه ۱مهره شکسته کج جوش خورده هم دارم. میتونی تصور کنی کمرم چه دردی داره؟

عزیزم من ۳هفته قبل بارداری کمر درد داشتم تاالان که لگن درد مچ درد بهش اضافه شده. طول سرویکسم کوتاه بود گفتن عمل کن اونو بااستراحت رد کردم بعد اب دورش کم بود بعد گفتن رو قبلش لک داره. ۱ماه از استرس هر شب خواب سقط دیدم.بعدش اکو قلب بچه و نوار قلب.بعدش سوزش وحشتناک معده و معده درد.شبا۴صبح از دردش گریه میکنم.ولی کم نمیارم همشم با بچم حرف میزنم میگم تو پاره پاره امم کنی من خوشحالم که قراره بیایی😍اصلا ناامید نباش ارزششو داره

تو دیگه بیشتر راه رو اومدی یکوچولو دیگه مونده برا خیلیامون سخته اما مطمعن باش زودی میگذره منم استراحت مطلقم چند ماهه خیلیامون استراحت مطلقیم انشاالله که چیزی نیست اینقد عصابتو بهم نریز اون بچه که کاری نکرده مثل فرشته هاست

خب‌هروقت نکرانی نرو سونو برو بهداشت صدای قلبشو گوش کن
این‌چه انرژی هست که داری به بچه میدی، انگیزه داشته باش ،مامان قوی باش 😍

ت هفته های شما طبیعیه ک تکوناش نامنظم باش قرار نی همش بری سونو ک همونجوری ک خدا داده خودشم مواظبشه بعدشم جای من و امثال من باشی چکا میکنی شماالان ک حامله شدی باید صبور باشی ازپس همه مشکلات برمیای مادرشدن ب این راحتیا نی منم مث شما زیاد راه دکتررفتم منی ک ای وی افم و استراحت مطلق دس انداز نباید محکم گرفته بش ت ۷هفته بمن گفتن بچت نمیمونه ولی ن تنها موند بلک انق محکم چسبیده ب رحمم ک میگم هردکتری هم بیاد بگ نمیمونه میگم میمونه چون توکل کردم ب خدا باید صبرتوببری بالا ب خودش بسپر بخدا ک ناامیدت نمیکنه

همه چی عزیزم درست میشه تحمل کن

من تا به الان هیچی حس نمیکنم نه حرکتی نه چیزی

مگ با گریه کردن چیزی حل میشه عزیزم اون بچه یه مادر قوی میخاد این فکرارو بریز دور هیچی بدتر از غصه و استرس نیس برای بچه سعی کن به اومدنش فکر کنی اسمشو انتخاب کن خودت نمیتونی بگو همسرت چند دس لباس بره براش بگیره اینجوری وقتی اونارو ببینی ذوق اومدنش و داری اصلا به همچین چیزایی فکر نکن‌ حاملگی یکی سخته یکی آسون انقد فکرای بد نکن سرتو با چیزای دیگ گرم کن ولی جوش و غصه و استرس و بزار کنار چون توی بارداری از همه چی بدتر همینان

خوب وقتی بچه سالمه دلیل این سنو ها چیه

دوست داشتم این تاپیکو ببینی
خدا پشت و پناه هردوتون😍😍

تصویر

عزیزم نگران نباش الان دیگه مثل قبلا نیست که علم اونقد پیشرفت کرده به این راحتیا نمیذارن خدایییی نکرده بچه چیزیش بشه حالا یه سریا استراحت مطلقن و محدودیت های بیشتری دارن یه سریا راحت ترن درسته سخته خییلی حق داری خسته بشی ولی به زودی تو دلیت میاد تو بغلت و خیالت راحت باشه غصه نخور قشنگم

درد برای همه هستش گلم
من تا به الان آرامش ندارم از درد بخدا همش گریه میکنم از درد نمیتونم بشینم، نمیتونم پاشم
کارامو نمیتونم کنم
من کمرم مهرهاش فاصله پیدا کردن

منم دقیقا به خاطر دردام خیلی سونو واژینال و شکمی میرم همین الان تاپیک گذاشته بودم ببینم کسی مث من هست تا الان ۱۶ بار سونو شدم نکنه ضرر داشته باشه

عزیزم تو ۲۶ هفته ک تکونای بچه مهم زیاد نیس ۲۸ به بعد مهمه
از کی تکون نخورده؟

عزیزم ناشکری نکن حس بد نده
ان شاءالله چیزی نمیشه بدنیا میاد و صحیح و سلامت بر میگردی خونت

سوال های مرتبط

مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌ونهم بارداری
خانوما من حالم بده دلم میخاد زودتر بمیرم از بس اینجا هم سوتل پرسیدم شما رو هم دیوونه کردم نمیتونم خودمو کنترل کنم دست خودم نیست دارم دیوونه میشم بخدا نه دلم میخاد غذا بخورم نه دلم میخاد حرف بزنم پریشب شوهرمو دعوا کردم هر چی گفت فوشش دادم دلم براش میسوزه صبح تا شب داره کار می‌کنه برا من و بچه من اینجوری جوابشو میدم ولی دست خودم نیست حالم بده از دست این بچه کلافه شدم همش میگم خدایا این چه بدبختی بود به سرم اومد چرا تکون نمیخوره مردم از بس چیز شیرین خوردم و منتظر تکون موندم هر دو روزی میرم بهداشت بخدا خجالت میکشم از بس رفتم دلم نمیخاد دیگه برم خسته شدم از بس رفتم سونو و گفتن بچت سالمه آخه چرا تکون نمیخوره هفته یه بار تکون میخوره شایدم نخوره شاید هم هر دو سه روزی بخوره شاید هم اصلا نخوره دیگه موندم چیکار کنم چه سونویی برم پیش کدوم دکتر برم بخدا دلم نمیخاد بچمو از دست بدم خیلی سختی کشیدم اگه این چیزیش بشه من چجوری زندگی کنم همش دارم گریه میکنم هر شب کارم شده گریه کردن شبا تا صبح بیدارم شما بگین من چیکار کنم 😭
مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌ونهم بارداری
خانوما خوبید من شوهرم همش سر و صدا می‌کنه باهام میگه چرا همش استرس داری چرا همش گریه می‌کنی اعصابمو خورد می‌کنه جای من نیست که منو درک کنه میخاستم فوش بدم ولی هیچی نگفتم بهش خودم کم بدبختی دارم اینم همش بلند بلند داد میزنع سرم همش میگه تو فقط پیش من زبون داری پیش دکتر هیچی نمیگی من از دکترم دو سه بار پرسیدم جوابمو درست نمی‌ده باید چیکار کنم بچه تکون نمیخوره از اول تا الان شاید هفت هشت بار حسش کرده باشم چهار روز پیش تکوناش حس کردم سونو رفتم ضربان قلبشم بهداشت رفتم گفت خوبه به دکترم که میگم میگه تکون میخوره تو حس نمیکنی هر موقع حس نکردی برو بهداشت یا نوار قلب بگیر آخه چجوری هر. دو روزی من برم نوار قلب و ضربان قلبشو چک کنم اصلا تکون نمیخوره چیکار کنم همش استرس دارم دلم میخاد گریه کنم دلم گرفته شوهرم منو درک نمیکنه میگه وسواسی شدی استرسی شدی آخه هر کی جای من باشه چیکار می‌کنه با این بچه که اصلا تکون نمیخوره هر چی میخورم هم بی فایدس همش میگن شیرینی بخور چیز شیرین بخور به پهلو چپ دراز بکش نور گوشی بنداز نمی‌دونم ترشی بخور هیچی جوابگو نیست آخه چیکار کنم