خانوما من حالم بده دلم میخاد زودتر بمیرم از بس اینجا هم سوتل پرسیدم شما رو هم دیوونه کردم نمیتونم خودمو کنترل کنم دست خودم نیست دارم دیوونه میشم بخدا نه دلم میخاد غذا بخورم نه دلم میخاد حرف بزنم پریشب شوهرمو دعوا کردم هر چی گفت فوشش دادم دلم براش میسوزه صبح تا شب داره کار می‌کنه برا من و بچه من اینجوری جوابشو میدم ولی دست خودم نیست حالم بده از دست این بچه کلافه شدم همش میگم خدایا این چه بدبختی بود به سرم اومد چرا تکون نمیخوره مردم از بس چیز شیرین خوردم و منتظر تکون موندم هر دو روزی میرم بهداشت بخدا خجالت میکشم از بس رفتم دلم نمیخاد دیگه برم خسته شدم از بس رفتم سونو و گفتن بچت سالمه آخه چرا تکون نمیخوره هفته یه بار تکون میخوره شایدم نخوره شاید هم هر دو سه روزی بخوره شاید هم اصلا نخوره دیگه موندم چیکار کنم چه سونویی برم پیش کدوم دکتر برم بخدا دلم نمیخاد بچمو از دست بدم خیلی سختی کشیدم اگه این چیزیش بشه من چجوری زندگی کنم همش دارم گریه میکنم هر شب کارم شده گریه کردن شبا تا صبح بیدارم شما بگین من چیکار کنم 😭

۹ پاسخ

عزیزم به خدا بسپر من چی بگم ما سرکلاژی ها که دائم با استرس زایمان زودرس و تو خونه موندن داریم سپری میکنیم؟ ولی مجبوریم به خدا توکل کنیم چون چاره ای جز این نداریم
سعی کن روحیه معنوی ات و بالا ببری قرآن گوش کن اگه خیلی وضعیت برات سخته حتما پیش مشاور برو شاید افسردگى گرفتی و کمکت میکنه شاید بدنت یه چیزی کم داره حتما مکمل هات و مصرف کن ✨ ❤️

این استرس ها برای بچه سمه ها عزیزم
آنقدر خودتو داری عذاب میدی بچه هم میفهمه بیحال میشه
میدونستی استرس و اضطراب تو از طریق بند ناف ب جنین میرسه باعث میشه ضربان قلبش بالا پایین شه؟
میدونی چقدر داری بهش آسیب می‌زنی نادونسته؟
اینجوری که نینی ب دنیا بیاد ی بچه ی پرخاشگر و افسرده اس
دو‌روز فقط دو روز سعی کن زوم نکنی رو حرکاتش سر خودتو گرم کن همچین برات لگد بزنه خودت کلافه شی

عزیزم منم همینطور بودم دقیق دقیق مثل خودت خیلی عذاب کشیدم تو بارداری ویار به همسرم داشتم و همش دعوا میکردم باهاش بد حرف میزدم هر روز آرزوی مرگ میکردم هفتم اومد بالا بهتر شدم فقط و فقط بسپر بخدا بگو خدایا خودت دادی خودت هم برام حفظش کن بهت قول میدم این روزا میگذره حالت بهتر میشه سعی کن بیشتر روی آرامش خودت تمرکز کنی تا اون بچه هم آرامش بگیره

از بارداریت لذت ببر همه ما این استرس هارو داریم ولی هفته ات هم پایینه اصلا نمیخواد نگران باشی

بخدا همین استرس هایی که میکشی خودش
باعث میشه تکوناش و واضح نفهمی من هر وقت
که عصبانی و استرسی میشم به مدت چند روز
بچم تکون نمیخوره دیوانه میشم عذاب وجدان
منو میکشه که من باعث ناراحتی اون بچه شدم

بااین حال و اوضاعت میخوای بچه تکون بخوره؟ کاش قبلش یه مشاوره رفته بودی
بعد که بدنیااومد پدرتو درمیاره ازگریه و بیقراری
یذره روی ارامش خودت کارکن

وقتی ب خدا اعتماد نداشته بای همیشه در استرسی،بخودش بسپار چرا باید انقد نگران باشی بهداشت هر وقت دوست داری برو اصا خجالت نداره درک میکنن ک نگرانی بعضی بچه ها تنبلا کلا کم تکون میخورن تا اخر

از بس استرس داری روی بچت ام تاثیرر میزاره تکون نمیخوره خودتو به بیخیالی بزن

توام مثل من شدی بیخیال باش بابا چرا انقد خودتو اذیت میکنی طبیعیه بابا تکون نخوره بخدا پسر منم پدرمو در آورد تا سی هفته اصلا درست تکون نمی‌خورد یه روز تکون میخورد سه روز تکون نمی‌خورد الآنم همینه بخدا پری روز رفتم ان اس تی دادم اومدم نگران نبودم خودتو عذاب نده مثل من نباش بخدا منم شوهرمو دیونه کردم

سوال های مرتبط

مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌ونهم بارداری
خانوما من خیلی حالم بده از ظهر دارم گریه میکنم فکر میکنم خدا نمیخاد این بچه رو برا من نگه داره دیگه نمی‌کشم دلم میخاد بمیرم زودتر خسته شدم آنقدر رفتن دکتر تو راه های خراب و پر دست انداز چه گناهی کردم بچه دار شدم چرا باید همیشه درد داشته باشم از اول بارداری کمردرد شدید داشتم همش سونو سونو سونو همش طول سرویکس چک میکرد دکتر انقد رفتم و اومدم تو راه هم همش لکه بینی میوفتادم همش گریه میکردم الآنم که بچم تکون نمیخوره باز هی برم دکتر هی برام سنو می‌نویسه همش استرس دارم چیکار کنم خدا دیگه دیوونه شدم بخدا ۲۱ هفته رفتم ۲۲ هفته رفتم باز الان میگه برو سونو واژینال بگیره دیگه نمی‌کشم همش استرس دارم چرا من انقد بدبختم آخه دلم زوق هیچی ندارع دلم نمیخاد حتی یه شلوار برا بچه بخرم همش میگم خدای اینو میخاد ازم بگیره میخاد منو بدبخت کنه بهم رحم نمیکنه من انقد سختی کشیدم بقران این شیش ماه رو از کمردرد خونه مامانمم هیچ‌کار نمیتونم بکنم هیچ کار چیکار کنم آخه الآنم کمردرد دارم همش دکترم میگه برو سونو واژینال بگیر آزمایش خون نوشته آزمایش قند دارم چجوری برم این همه راه ای خدا چیکار کنم
مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌ونهم بارداری
خانوما خوبید من شوهرم همش سر و صدا می‌کنه باهام میگه چرا همش استرس داری چرا همش گریه می‌کنی اعصابمو خورد می‌کنه جای من نیست که منو درک کنه میخاستم فوش بدم ولی هیچی نگفتم بهش خودم کم بدبختی دارم اینم همش بلند بلند داد میزنع سرم همش میگه تو فقط پیش من زبون داری پیش دکتر هیچی نمیگی من از دکترم دو سه بار پرسیدم جوابمو درست نمی‌ده باید چیکار کنم بچه تکون نمیخوره از اول تا الان شاید هفت هشت بار حسش کرده باشم چهار روز پیش تکوناش حس کردم سونو رفتم ضربان قلبشم بهداشت رفتم گفت خوبه به دکترم که میگم میگه تکون میخوره تو حس نمیکنی هر موقع حس نکردی برو بهداشت یا نوار قلب بگیر آخه چجوری هر. دو روزی من برم نوار قلب و ضربان قلبشو چک کنم اصلا تکون نمیخوره چیکار کنم همش استرس دارم دلم میخاد گریه کنم دلم گرفته شوهرم منو درک نمیکنه میگه وسواسی شدی استرسی شدی آخه هر کی جای من باشه چیکار می‌کنه با این بچه که اصلا تکون نمیخوره هر چی میخورم هم بی فایدس همش میگن شیرینی بخور چیز شیرین بخور به پهلو چپ دراز بکش نور گوشی بنداز نمی‌دونم ترشی بخور هیچی جوابگو نیست آخه چیکار کنم