خانوما خوبید من شوهرم همش سر و صدا می‌کنه باهام میگه چرا همش استرس داری چرا همش گریه می‌کنی اعصابمو خورد می‌کنه جای من نیست که منو درک کنه میخاستم فوش بدم ولی هیچی نگفتم بهش خودم کم بدبختی دارم اینم همش بلند بلند داد میزنع سرم همش میگه تو فقط پیش من زبون داری پیش دکتر هیچی نمیگی من از دکترم دو سه بار پرسیدم جوابمو درست نمی‌ده باید چیکار کنم بچه تکون نمیخوره از اول تا الان شاید هفت هشت بار حسش کرده باشم چهار روز پیش تکوناش حس کردم سونو رفتم ضربان قلبشم بهداشت رفتم گفت خوبه به دکترم که میگم میگه تکون میخوره تو حس نمیکنی هر موقع حس نکردی برو بهداشت یا نوار قلب بگیر آخه چجوری هر. دو روزی من برم نوار قلب و ضربان قلبشو چک کنم اصلا تکون نمیخوره چیکار کنم همش استرس دارم دلم میخاد گریه کنم دلم گرفته شوهرم منو درک نمیکنه میگه وسواسی شدی استرسی شدی آخه هر کی جای من باشه چیکار می‌کنه با این بچه که اصلا تکون نمیخوره هر چی میخورم هم بی فایدس همش میگن شیرینی بخور چیز شیرین بخور به پهلو چپ دراز بکش نور گوشی بنداز نمی‌دونم ترشی بخور هیچی جوابگو نیست آخه چیکار کنم

۲۰ پاسخ

خب عزیزم شما الکی استرس دارین، تو هفته شما همون تکون کم کهوحس میکنی کافیه، از ۳۰ به بعد مشخص تر میشه، بعدم با این شرایط اقتصادی کشورمون خوبه یه کم بیشتر همسرامون درک کنیم، بیچاره ها واقعا تحت فشارن، شاید به ظاهر دغدغه های ما را درک نکنن ولی صدها برابرش نگرانی دارن، سعی کن این دوران را بخودت و ایشون زهر نکنی و کمی خوددار تر باشی

خوب عزیزم میگی دکتر چیکار کنه برات؟وقتی حرکت نمیکنه؟بعضیا خودشون این مدلین کلا …وقتی سونو همچی اکی بوده پس الکی نگرانی و همین استرس و نگرانیت خدای نکرده کار دستت میده ..اروم باش عزیزم و خودت مشغول چیزی کن و بسپارش ب خدا خودش داده خودشم مراقبشه عزیزم

عزیزم اگه دخملی باشه زیاد تموم نمیخوره بیشتر جنین پسر شیطونی می‌کنه تو شکم

زیاد چیزای شیرین نخور برای خودت و بچه خوب نیست

من الانشم خیلی کم حس میکنم بیشتر وقتا خوابه

استرس نداشته باش وقتی همه چی خوبه دخترخالمم اینجوری بود همیشه میرفت سونو میگفتن خوبه بعد کلا بچش تنبل از اب در اومد همین الانم همیشه ی گوشه نشسته اروم با اسباب بازیاش بازی میکنه

وااا خب مردام بیچاره ها دغدغه های خودشونو دارن تو این وضع و اوضاع حالا چون حامله نمیشن نباید از دماغشون در بیاریم ک😐
بعدشم عزیزم بعضی بچه ها تنبلن تکون نمیخورن بعضیا شیطونن یسره در حال چرخیدن
منم از ۳۰ ب بعد خیلی دارم حس میکنم قبلش خیلی کم بود
بچه بیچاره بیکار نیس هی برات پشتک بالانس بزنه خوشحال شی هر بچه ای یه مدلیه
الکی خودتو همسرتو اذیت نکن تکون های زیاد یا کم اصلا ملاک سلامتی نیس اعصابتو آروم کن عزیزم

عزیزم همون تکون های خیلی کم و ریز هم برای هفته ی شما طبیعیه از هفته ۳۰ به بعد بیشتر متوجه میشی مخصوصا اگه بچه اولت باشه سخت متوجه میشی نگران نباش استرس و اضطراب از همه چیز واست خطرناک تره توکلت به خدا باشه الکی فکرهای منفی نکن با شوهرت هم بحث نکن کاملا بی فایده ست اونا هیچ درکی از یک زن باردار ندارن سوره حجرات هر روز واسه سلامتیش بخون استرسم نداشته باش هفته ت بره بالا بهتر میشه تکون هاش نگران نباش

شکمت بزرگه؟؟
خواهرشوهر منم بچش خیلی خیلی کم تکون میخورده گاهی اصلا
ولی الان بچش خیلی هم فعاله
بعضی بچه ها تو شکم مادر تکوناشون خیلی کمه

خب عزیزم راست میگه تو خیلی استرس داری اصلا شاید دلیل تکون نخوردن بچت همین باشه عزیزم
موقعی که مادر استرس داره به بچه هم منتقل میشه اونم تکون نمیخوره
یه کم بیخیال باش
از اول تکون نخورده درست حسابی و همه چی نرمال بوده تو سونو پس تا آخر هم همینجوریه شاید خیلی تپل هستی و جفت قدامی یه لگد ریز که اون میزنه و نمیفهمی
بچه که داخل شکم رزمی کار نمیکنه یه تکون ساده اس که احتمالا شما چربی زیاد داری و جفتت هم اضافه شده بهش متوجه نمیشی

پیاز بخور خیلی خوبه بچه واکنش نشون میده استرس هم نگیر نه واسه خودت خوبه نه بچه

استرس
نداشته باش اون بدتره
شوهرت اگر ب فکر نیس تو فکر خودت و بچه باش داد بیداد کرد یا... توجهی نکن حتی بابت لحن بلندش استرس
نگیر واسه بچه اصلا خوب نیست سعی کن خودت آروم کنی

یه سونو و ان اس تی هم بده اگر خوب بودن دیگه حرص نخور چون کلا بچت کم تحرکه

عزیزم استرس نداشته باش انشاالله این دورانم به راحتی و خوبی برات بگذره نینیتو بغل کنی،من ابجیم کلن هیچ وقت تکونای بچرو حس نکرد بچشم مشکلی نداشت اما این حسش نمیکرد دیابت بارداری هم داشت اب دور بچه هم زیاد بود یکم دکتر میگفت شاید برای اینه ک حس نمیکنی دگ اینم میدونست بچه حالش خوبه اما این حس نمیکنه دگ

منظورم ۲۶۲۷ هفته است

هیچی صبر کن،استرسم نداشته باش ب شوهرتم منتقل نکن،بعضی تربچه ها بخاطر ظرافت خودشون یا چربی شکم مادر یاهرعلت دیگه تکوناشون دیر تر احساس میشه همین

سلام عزیزم شاید به خاطر جفتته که حس نمی‌کنی جفت من قدامی بود خیلی سخت حس می‌کردم از ۲۵ ۶ به بعد حس می‌کردم اونم خیلی کم

اونم در حد ی سکسکه

من خیلی خیل کم شده شاید تو روز ی بار

خب استرسی که داری بدتره
هرموقع حس نکردی یه چایی نبات یا آبمیوه شیرین بخور به چپ دراز بکش ببین حرکتش چطوریه

سوال های مرتبط

مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌ونهم بارداری
خانوما من حالم بده دلم میخاد زودتر بمیرم از بس اینجا هم سوتل پرسیدم شما رو هم دیوونه کردم نمیتونم خودمو کنترل کنم دست خودم نیست دارم دیوونه میشم بخدا نه دلم میخاد غذا بخورم نه دلم میخاد حرف بزنم پریشب شوهرمو دعوا کردم هر چی گفت فوشش دادم دلم براش میسوزه صبح تا شب داره کار می‌کنه برا من و بچه من اینجوری جوابشو میدم ولی دست خودم نیست حالم بده از دست این بچه کلافه شدم همش میگم خدایا این چه بدبختی بود به سرم اومد چرا تکون نمیخوره مردم از بس چیز شیرین خوردم و منتظر تکون موندم هر دو روزی میرم بهداشت بخدا خجالت میکشم از بس رفتم دلم نمیخاد دیگه برم خسته شدم از بس رفتم سونو و گفتن بچت سالمه آخه چرا تکون نمیخوره هفته یه بار تکون میخوره شایدم نخوره شاید هم هر دو سه روزی بخوره شاید هم اصلا نخوره دیگه موندم چیکار کنم چه سونویی برم پیش کدوم دکتر برم بخدا دلم نمیخاد بچمو از دست بدم خیلی سختی کشیدم اگه این چیزیش بشه من چجوری زندگی کنم همش دارم گریه میکنم هر شب کارم شده گریه کردن شبا تا صبح بیدارم شما بگین من چیکار کنم 😭
مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌ونهم بارداری
خانوما من خیلی حالم بده از ظهر دارم گریه میکنم فکر میکنم خدا نمیخاد این بچه رو برا من نگه داره دیگه نمی‌کشم دلم میخاد بمیرم زودتر خسته شدم آنقدر رفتن دکتر تو راه های خراب و پر دست انداز چه گناهی کردم بچه دار شدم چرا باید همیشه درد داشته باشم از اول بارداری کمردرد شدید داشتم همش سونو سونو سونو همش طول سرویکس چک میکرد دکتر انقد رفتم و اومدم تو راه هم همش لکه بینی میوفتادم همش گریه میکردم الآنم که بچم تکون نمیخوره باز هی برم دکتر هی برام سنو می‌نویسه همش استرس دارم چیکار کنم خدا دیگه دیوونه شدم بخدا ۲۱ هفته رفتم ۲۲ هفته رفتم باز الان میگه برو سونو واژینال بگیره دیگه نمی‌کشم همش استرس دارم چرا من انقد بدبختم آخه دلم زوق هیچی ندارع دلم نمیخاد حتی یه شلوار برا بچه بخرم همش میگم خدای اینو میخاد ازم بگیره میخاد منو بدبخت کنه بهم رحم نمیکنه من انقد سختی کشیدم بقران این شیش ماه رو از کمردرد خونه مامانمم هیچ‌کار نمیتونم بکنم هیچ کار چیکار کنم آخه الآنم کمردرد دارم همش دکترم میگه برو سونو واژینال بگیر آزمایش خون نوشته آزمایش قند دارم چجوری برم این همه راه ای خدا چیکار کنم