۲ پاسخ

دخترم ده شب ب بعد نمیخوره .فقط روز زیاد میخوره جدیدا میبینه باشیر گولش میزنم میگه خودم بریزم .نمیدونم چطوری ازشیشه بگیرم

واقعا شب واسه شیر بیدار میشد خوراکی میدادی؟؟؟خب پسرای من قیامت میکنن شیرو می‌خوان فقط

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
تجربه قطع شیر شب
کی قطع کردم؟ ۲۰ یا ۲۱ ماهگی
عادتش چجوری بود؟ اولین تایم بیداریش همیشه ساعت ۲ بود، مهم نبود کی میخوابه ( نهایتا ۱۰ البته) بعد از اون هر دو ساعت شیر میخواست تا صبح. خیلی وقتا واقعا میخورد و خیلی وقتا فقط جنبه دهن پرکن داشت😉 ولی خوب من عاصی بودم دیگه. خواب نداشتم کلا.
از ۱۸ ماهگی مدام میخواستم قطع کنم ولی تنبلی میکردم. چون نمیتونستم همون بریده بریده خوابیدنم رو هم نداشته باشم.
یه شب بیدار شد برای شیر. منم خواب آلود، بهش گفتم مامان امشب شیر نه، که این بچه سر گذاشت به گریه و خواب از سر من پرید‌
از طرفی میخواستم بهش شیر بدم و خودمو راحت کنم
از طرفی خونده بودم وقتی به بچه میگی نه و گریه میکنه اگه کوتاه بیای از نه ای که گفتی، بچه فکر میکنه دیگه همیشه با گریه میتونه نه رو به آره تبدیل کنه
خلاصه که افتادم تو عمل انجام شده
تا صبح بغلم بود و بغض کرده بود. تابش دادم و ستاره ها رو بهش نشون میدادم تا خود صبح بیدار بود دلم میسوخت ولی مدام میگفتم به نفع خودشه و باید قوی باشم
فردا شب بیدار شد و گفت شیر. منم گفتم نمیشه. سرشو گذاشت و خوابید. شب بعدشم همینطورشد. ازشب سوم دیگه بیدار نشد.
مامان آرکان مامان آرکان ۲ سالگی
🍼🍼تجربه قطع شیر مادر🍼🍼

پسر من خیلی زیاد به شیر و سینه وابسته بود مهمم نبود کجایم باید شیرشو میخورد
حتی شده وسط غذای خودش ول میکرد میومد شیر بخوره


چندباری تدریجی ساعتی و پیش رفتم جواب نداد

تا مامانم گفت اول ی سینه رو بگیر چند روز بعد ی سینه دیگه

سعی کن هر سینرم پنجشنبه ازش بگیری میگن سبکه

اول سینه راست و گرم روش رب زدم با چسب شیشه ایی میومد یکی و میخورد بره سراغ دومی میدید ععع نیس باهاش بازی میکرد دست میزذ انگشتش خورد به رب گذاشت دهنش چندشش شد

۷ روز بعدی سینه دوم و با همون چسب و رب گرفتم میومد لباس و میزد بالا میگفنم بوفه اخ اخ میرفت کنار توی روز اوکی بود باباش میبردش بیرون میچزخوندش


تند تند بهش خوراکی متنوع میدادم

چون عادت داشت با سینه بخوابه اینجاش یذره سخت بود

بقل خودم میخوابوندم اب میدادم پشتشو میمالوندم میخوابید

چند ساعت بعد بیدار میشد گریه میکرد برا شیر بلند میکردم راه میبردم


تاپ و پایه تاپ کمکی داشت اون بی نهاییییییت کمک دستم بود میزاشتم توش تاپ میدادم
اما ساعت ۷ صبح بیدار میشد بهش صبحانه میدادم زود سه روز اول صبر و بی قراری داشت فقط تو شب



اما اونم از سرش افتاد
الان ۴۰ روزه از شیر گرفتمش تپ این ۴۰ روز نه جلوش لباس عوض کردم نه تو حموم گذاشتم ببینه که یادش بیفته

برای من قژع شیر و بی خوابیش راحت بود

سختیش برا من حدایی احساسیش بود انگار یکبار دیگه از بدنم جسمم جدا شد عین افسردگی بعد زایمان اومده بود سراغم خیلی سخت بود برام ولی خدا کمک کرد بهمون


این بود تجربه من از قطع شیر
مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز