تجربه‌ی از شیر مادر گرفتن کودک وابسته توی ۱۸ ماهگی
قسمت دوم
این که تثبیت شد شیر روز کاملا قطع کردم. بعدش با خواهرم و مادرم رفتیم خونه باغ تو ده و اونجا چون نلی خیلی فعالیت داشت و حسااابی خسته میشد و البته حضور خواهرم که براش امنه تونستم به خواب رفتن شب رو هم از شیر جدا کنم، اونجا یه اهنگ لالایی انتخاب کردیم و شبا رو پای خالش با اون اهنگ و مکیدن انگشتش به خواب میرفت. برگشتیم خونه چند روز همین منوال بود تا اینکه دیگه نه رو پا خوابید نه با اون لالایی. لالایی های مختلف میذاشتم و تو بغلم یا راه میبردم یا تکون میدادم و میخوابید. دوبار شدیدا مقاومت کرد و حدود دو ساعت بهونه گرفت و گریه کرد که یکبار با تعریف اتفاقات روز با لحن خوابالو و صدای آروم خوابوندمش ولی یبار مجبور شدم تسلیم شم و شیر بدم. تو این مرحله یک هفته سینه هام تا شب خیلی پر میشد و اذیت میشدم ولی شبا کاملا خالیشون میکرد و آروم میشدم. نلی هم انگار یه مقدار غمگین و فس شده بود و بیشتر انگشت میخورد ولی بعدش اوکی شد.
دیگه یه مدت طولانی روزا و شروع خوابش از شیر جدا شد اما شبا هزاران بار شیر میخورد😬 مخصوصا موقع دندون دراوردن

تصویر
۳ پاسخ

اقوام ما یکی ۷سالشه هنوز انگشتش میمکه از بس میکده انگشتش شده لاغر هر کاری هم میکنن ترک نمیکنه حتی دستش یه ماه تو گچ بود

عزیزم خداراشکر اما نزار انگشتش بمکه اگه عادت کرد اصلا نمیتونه ترک کنه

منم مجبورم ازشیربگیرمش و انگار روز ب روز وابستگیش بیشترمیشه
واقعا نمیدونم چیکارکنم.ازشیرخشک متنفره

سوال های مرتبط

مامان نِلی مامان نِلی ۱ سالگی
تجربه‌ی از شیر مادر گرفتن کودک وابسته توی ۱۸ ماهگی
قسمت چهارم
شب سوم ساعت ۱۱ خوابید و ۳ بیدار شد برای شیر و از همون ثانیه ۱۰ وحشتناک گریه کرد جوریکه تا حالا ندیده بودم اینجوری کنه و با هیچ روشی اروم نمیشد، یک ربع ادامه داشت تا اینکه خودش با مکیدن انگشتش آروم شد و خوابید و من تاصبح از گریه و استرس نخوابیدم که اگه بیدار شه بازم اینجوری کنه چه غلطی کنم ولی خداروشکر بیدار نشد و در کمال تعجب شب‌های دیگه هم یا تاصبح تخت میخوابید یا یکبار بیدار میشد یا آب میخورد یا انگشت میمکید و میخوابید. اینبار این سینه هم اصلا درد و ورم نداشت. دو هفته موندم اونجا تا کامل تثبیت بشه چون اونجا فضا آزاده کلی خسته میشد و هرروز با خاک، آب، گیاه و حیوونا بازی میکرد ذهنشم خسته میشد و تایم خواب شبشم کم شده بود دیگه عالی میخوابید، الانم یک هفته‌ست خونه خودمونیم و کاملا فراموش کرده و کنار اومده و اگه بیدار شه خودشو اروم میکنه و با نوازش من میخوابه گاهیم آب میخوره.
#شیرخشک
#فرزندپروری
#بچه
#بچه_داری
#شیرمادر
مامان نِلی مامان نِلی ۱ سالگی
تجربه‌ی از شیر مادر گرفتن کودک وابسته توی ۱۸ ماهگی
قسمت اول
نلی من از اولین روز زندگیش وابسته‌ی شیر مادر شد، در حدیکه دائما دوست داشت سینه بمکه و دکترش هم از دهمین روز گفت حتما زمان بندی داشته باشه و مصیبت بود اون روزا. شیرخشک نخورد و پستونک هم به زور تا سه ماهگی مکید و بعدش که انگشت شستش‌رو پیدا کرد دیگه اونم نگرفت. من دقیقا از سه ماهگیش استرس از شیر گرفتنش‌رو داشتم و هر ماه میگفتم ماه بعد میگیرم.
تا اینکه تو چکاپ یک سالگیش دکترش گفت تا ۱۸ ماهگی بده و بعدش یکی دو ماهه تدریجی قطع کن
بعد من اینجوری بودم که وا! مگه میشه تدریجی قطعا یهو قطع میکنم، اما...
توی ۱۴ ماهگیش شرایط اضطراری پزشکی برام پیش اومد که تو یه ماه باید شیر روز رو قطع میکردم. اول تعداد شیرروز رو کم کردم و دقیقا همزمان شد با تغییر الگوی خوابش از دو به یک خواب. بعد یک هفته وابستگی خواب روز به مکیدن شیر رو قطع کردم، درواقع میذاشتم انقدر خسته میشد و خوابش میومد تا میگرفتم بغلم و براش لالایی میخوندم و راه میرفتم تا میخوابید. البته بعضی روزا مقاومت داشت و شدید گریه میکرد اما سعی میکردم با توضیح شرایط و پرت کردن حواسش بخوابونمش
مامان 🎀NILA🎀 مامان 🎀NILA🎀 ۱ سالگی
سلام خانما من اومدم با تجربه از شیر گرفتن
اول از همه بگم که دکتر نیلا تشخیص دادن که باید نیلا رو از شیر بگیرم چون بشدت شیر میخورد و غذا نمیخورد و وزنش و قدش متوقف شده بود
دکتر گفتن ۱۸ ماهگی از شیر بگیر
من بعد از واکسن چهار روز کامل به نیلا شیر دادم بعد از پایان چهار روز شروع کردم کم کردن شیرش
مرحله اول شیر روز رو قطع کردم که چون میبردمش بازی و بیرون خیلی سخت نبود ولی بهونش رو میگرفت منم سرگرمش میکردم چند روز اول سخت بود ولی کم کم عادت کرد بیست روز شیر روز رو قطع کردم بعد از بیست روز رفتم سراغ مرحله بعد یعنی شیر قبل از خواب که سینه میخورد میخوابید
تایم خوابش که میشد نیم ساعت قبلش بهش فرتی چهار مغز و خرما میدادم و میذاشتمش تو تاب ریلکسی اوایل خیلی مقاومت میکرد ولی انقدر صبوری میکردم که مقاومتش میشکست و خواب میرفت بعد از اینکه خوابش سنگین میشد میبردمش تو رختخواب
حدود یک هفته هم به این منوال طی شد و موند غول مرحله آخر یعنی شیر ساعت پنج یا شش صبح که بیدار میشد و به هیچ صراطی مستقیم نبود
پارت بعد
پوشک واکسن گهواره فرزند پروری
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد
مامان پسرچه مامان پسرچه ۲ سالگی
🤱🏻⁉️مامانا روشی که من بچمو تدریجی از شیر گرفتم
اینجوری بود که :
کلا بعد از یکسالگی نمیتونست هرموقه که خواست شیر بخوره و شیر خوردنش قانون داشت
اکثرا وقتایی که میخاست بخابه و معمولا هم بعد از غذا خوردنش که شیر باعث پرشدن معدش نشه ، حدودا میشد ۳-۴ بار در روز …
برا ترک شیر من اول اومدم وعده های الکی رو حذف کردم مثلا وقتایی که نمیخاس بخابه یا برا سرگرمی فقط شیر میخورد حذف شد ، بجاش با بازی کردن، کتاب و شعر خوندن ، اهنگ و رقص😂 ، بیرون رفتن و … جایگزین کردم
که درواقع شیر خوردنش شد فقط صبحا بعد از بیداری ، عصرا برا خاب و شبا قبل از خاب …و نصف شب اگر بیدار شه
پسر من فوق العاده عادت داشت که فقط با ممه بخابه و حذف شیر عصر برامون مرحله چالشی بود🫠من از یه مدت قبل یه اهنگ لالایی که دوس داشت رو همیشه نزدیک به خابیدن براش میذاشتم ک بهش عادت کنه ، بعدم یوقتا رو پا تکونش میدادم یوقتا تو بغل میگردوندمش تا بخابه ، این کارا شاید دو سه ساعت زمان میبرد تا خابش ببره ، یه روزا هم اصلا حاضر نبود بخابه تا ساعت ۶و۷ عصر ک از خاب بیهوش بشه !
مهمترین چیز اینه ک شما قاطع برخورد کنین و اگه دیدین نمیخابه یا خودتون خسته و بی حوصله این سریع سینه رو بهش ندین ، باید خیلی صبوری کنین و استمرار داشته باشین
بعد از این مرحله ما رسیدیم به حذف شیر صبحا بعد از بیداری ، این یکم اسونتره
تا بیدارمیشه بغلش میکنم براش شعر میخونم میبرمش سراغ وسایل بازی مورد علاقش خلاصه یجوری سرگرمش میکنم
تا الان شیر روز رو قطع کردیم
منتظرم یک هفته از این مرحله بگذره دیگ میریم سراغ قطع شیر قبل از خاب شب🫠🤪
(البته درطول روز معمولا یک یا دو بار شیرخشک با لیوان میخوره چون بچه ها تا ۲سالگی به شیر خوردن نیاز دارن )
#فرزندپروری#شیر
مامان ماهورا🐣 مامان ماهورا🐣 ۱ سالگی
تجربه ی من از ترک پستونک 🤌🏻😍
الان ده روزه دیگه نمیخوره اولش با مشورت شماها تصمیم گرفتم به تدریج تو سه روز پستونک رو از دخترم بگیرم.🥰
خیلی هم میترسیدم چون دخترم به شدت وابسته اش بود به خاطر همین هنوز شروع نکرده بودم🫠 تا اینکه یه روز تو ماشین دخترم بغل مادر شوهرم بود، اتفاقی یه سگی اومد کنار شیشه و دخترم ترسید، همون لحظه مادر شوهرم بهش گفت هاپو پسی جون رو برد 🤦🏻‍♀️
اون لحظه یکم ناراحت شد ولی انگار باورش شد، تا شبم هر وقت بهونه گرفت همونو گفتیم بهش که هاپو پسی جون رو برد یکم گریه کرد و اون شب یکی دو ساعت طول کشید تا بخوابه و شبم هر چند ساعت بیدار می‌شد پستونک میخواست، انگار بلد نبود بدون اون بخوابه🥹
از روزای بعدشم یه وقتایی بهونه می‌گرفت که باز همون رو می‌گفتیم حسابی خستش میکردم بیرون و داخل خونه، شبا براش لالایی میذاشتم و انقدر ماساژش میدادم تا خوابش می‌برد. 😴
الان دیگه کلا یادش رفته تنها مشکلم خوابشه که بهم ریخته قبلا سر تایم مستقل می‌خوابید الان هم سخت می‌خوابه هم دیر 😑
در کل برای دختر من از چیزی که فکر میکردم خیلی راحت تر بود و خیلی اذیت نشد. ماساژ پیشانی و پشتش و لالایی خصوصا بالش ابری برای جایگزینش تو خواب هم خیلی خوب بود. ♥️
مامان بلوبری مامان بلوبری ۱ سالگی
سلام به مامان های عزیز.
طبق تاپیک قبلیم من حدودا یه ماه میشه شیر روز مانلی جون رو قطع کردم ، بعد مشورت با چند نفر متخصص تصمیم بر این شد روش قطع شیر تدریجی باشه و روز رو ندم اما به خاطر وابستگی بچه ها به شیر ،فعلا شیر شب رو قطع نکنم.چون قطعا آسیب می بینه . سه شب پیش به خاطر اینکه بعد از خوردن شیر شب موقع خواب چندین بار بالا آورد با همسرم تصمیم گرفتیم که دیگه شیر شب رو قطع کنیم ،شب اول رو تقریبا چندین بار بیدار شد و چون خواهرم پیشم بود تونستیم آرومش کنیم و خداروشکر صبح شد و اما همچنان بی تابی میکرد و شب دوم که همسرم هم خونه نبود و مجبور شدیم بریم خونه ی مامانم و حسابی اذیت شد و فکر میکردم نسبت به شب اول بهتر باشه اما اینطور نبود ،کل شب رو بیدار بود و گریه میکرد و همش دوست داشت بغل مامانم باشه و خلاصه با کمک های مامانم و اینکه نزدیکای صبح هم بهش تخم مرغ دادیم و دیگه بعدش خوابید و صبح ساعتای 10نیم صبح بیدار شد از بس شب قبل نخوابیده بود.
دیشب هم شب سوم بود
و فکر میکردم واقعا اذیت شیم و همش به همسرم میگفتم فکر کنم امشب اصلا نخوابیم.
اما موقع خواب با کتاب و بازی وداستان گفتن و اینکه عروسک هاش رو آوردیم و بغل کرد و در همین حین همسرم داستان خوابیدن با عروسک ها رو واسش تعریف کرد و دخترم بعد خوابش برد..
صبح هم ساعت 7بیدار بود و البته اینم بگم دخترم اصلا علاقه ای به لبنیات نداره اما خوشبختانه دیشب تونستیم بهش شیر کاکائو بدیم و خیلی خوشحالم.
امیدوارم امشب هم راحت بتونه تحمل کنه و این پروسه به خوبی طی بشه.
خوشحالم که مامانم و خونوادم و همسرم همیشه همراهم هستن و قدردان زحماتشونم.
دخترم نزدیک به 20ماهشه که شیر شب رو هم قطع کردم.
#شیر#قطع-شیر-شب
#کودک