۸ پاسخ

منم روز ۴ امم دختر من ۲۳ ماهشه البته
باورم نمیشه خیلی راحت جدا شد از شیر اصلا گریه نکرد الانم میدم میگم بیا بخور میگه نه😂

خداروشکر ..منم امروز روز چهارم ترک شیر آرسامه بچم خیلی آروم بود واذیتی نکرد فکرشم نمیکردم انقد راحت بریده شه ..اخه پسرمن ازصب هر سه ساعت شیر مخواست تا روز بعد🥺😍

با چه روشی از شیر گرفتیش؟

خداروشکر عزیزم

پسر من خودش ۱۵ ماهگی خییلی یهویی شیرمو نخورد خداروشکر پروسه شیرگرفتن نداشتم

تو که خانوادت نزدیک بزارش اونجا من غصم شده از خانوادم دورم چجوری میخوام از شیر بگیرم

خداروشکر ب سلامتی عزیزم،منم انشالله از هفته آینده می‌خوام دخترموبگیرم

خب خداروشکر
ماشاءالله بهش

واقعا خدا رو شکر از شیر گرفتن برا منم یه چالش بزرگ شده

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
امروز سومین روز ترک شیر از سینه س و من که این مدت فکر میکردم شیر ندارم و دلسا فقط از روی عادت پستونک کرده فقط برای خواب عادت داشت با سینه بخوابه اما از دیروز سینه هام از شیر داره منفجر میشه و شدیداً درد دارم 🥲 نمی‌دونم چیکار کنم دیشب تو خواب دادم خورد و سبک شدم ولی باز از امروز تا الان پر شیر شده و درد می‌کنه چیکار کنم دیگه شیر نیاد ؟؛
از یه طرف دلم میسوزه به حالش میگم بدم بخوره حیفه وقتی شیر دارم ، ولی بعد میگم نه همین که شیر خشک میخوره کافیه
تازه امروز دیگه سمتم نیومده و بهونه نگرفته و حتی بدون سینه خودش می‌خوابه حتی بدون اینکه رو پا بزارم خودش خوابش بیاد راحت می‌خوابه یادم میوفته برای خوابش چقدر اذیت میشدم انقد من و مک میزد و من خشک میشدم تا خوابش میبرد میخواستم از دهنش در بیارم دوباره بیدار میشد و گریه و...
ولی الان هم غذاش خوب شده هم خوابش خداروشکر حس میکنم مستقل شدم و هم خودم اعصاب و روانم راحت شده فقط یه چیزی بگید برای درد سینه هام و اینکه چیکار کنم دیگه شیر نیاد
مامان علی مامان علی ۲ سالگی
سلام خانما لطفا جواب بدین حالم خیلی بده
دیروز اومدم خونه مامانم خودشون نیستن مسافرتن فقط خواهرام خونه ان مامانم فردا برمیگردن منم سرم شلوغه دیشب هواسم نبود پسرم گیاه دیفن باخیا که میگن سمیه کشندهه یه برگ ازش کند و بلافاصله کرد تو دهنش از سر برگش یه گاز زد کند ولی انداختش نخورد سریع بعدش شروع به گریه و جیغ زدن کرد و هی زبونشو نشون میداد که میسوزه هی سرفه میکرد و آب دهنش هم همینطور میریخت دیگه بعد سریع رفتیم بیمارستان تو راه ساکت شد و خوابش میبرد هرکار میکردم بیدار نمیشد وقتی رسیدیم اونجا الحمدلله بیدار شد و حالش بهتر شد دکترا چکش کردن گفتن همه چیش نرماله و نیاز به بستری نداره ولی دو ساعت بمونین تحت نظر باشه خلاصه بعد که دیدیم حالش خیلی بهتر شد و از بی حالی در اومد و شروع به بارکزی و بدو بدو کرد برگشتیم خونه دیگه خداروشکر خوب بود با داداشم بازی میکرد غذاشم خورد ولی الان که خوابیده هی هر چند لحظه بیدار میشه جیغ میزنه و گریه میکنه شیر هم که شب تا صبح ده بار بیدار میشه میخوره و خیلی به شیشه وابسته الان نمیگیره 😢
خیلی استرس کشیدم وقتی بی حال شد و خوابش میبرد از چند نفر هم پرسیدیم میگفتن خطر مرگ داره خیلییییی حالم بد بود باز خدا رحم کرد بهم به خیر گذشت ولی الان که تو خواب ناآرومه باز حالم بده استرس دارم به نظرتون چی بدم خوبه چکار کنم انقدرم خسته ام از دیشب نخوابیدم شام هم نخوردم دست و پاهام میلرزه توروخدا یه چیزی بگید
مامان بلوبری مامان بلوبری ۱ سالگی
سلام به مامان های عزیز.
طبق تاپیک قبلیم من حدودا یه ماه میشه شیر روز مانلی جون رو قطع کردم ، بعد مشورت با چند نفر متخصص تصمیم بر این شد روش قطع شیر تدریجی باشه و روز رو ندم اما به خاطر وابستگی بچه ها به شیر ،فعلا شیر شب رو قطع نکنم.چون قطعا آسیب می بینه . سه شب پیش به خاطر اینکه بعد از خوردن شیر شب موقع خواب چندین بار بالا آورد با همسرم تصمیم گرفتیم که دیگه شیر شب رو قطع کنیم ،شب اول رو تقریبا چندین بار بیدار شد و چون خواهرم پیشم بود تونستیم آرومش کنیم و خداروشکر صبح شد و اما همچنان بی تابی میکرد و شب دوم که همسرم هم خونه نبود و مجبور شدیم بریم خونه ی مامانم و حسابی اذیت شد و فکر میکردم نسبت به شب اول بهتر باشه اما اینطور نبود ،کل شب رو بیدار بود و گریه میکرد و همش دوست داشت بغل مامانم باشه و خلاصه با کمک های مامانم و اینکه نزدیکای صبح هم بهش تخم مرغ دادیم و دیگه بعدش خوابید و صبح ساعتای 10نیم صبح بیدار شد از بس شب قبل نخوابیده بود.
دیشب هم شب سوم بود
و فکر میکردم واقعا اذیت شیم و همش به همسرم میگفتم فکر کنم امشب اصلا نخوابیم.
اما موقع خواب با کتاب و بازی وداستان گفتن و اینکه عروسک هاش رو آوردیم و بغل کرد و در همین حین همسرم داستان خوابیدن با عروسک ها رو واسش تعریف کرد و دخترم بعد خوابش برد..
صبح هم ساعت 7بیدار بود و البته اینم بگم دخترم اصلا علاقه ای به لبنیات نداره اما خوشبختانه دیشب تونستیم بهش شیر کاکائو بدیم و خیلی خوشحالم.
امیدوارم امشب هم راحت بتونه تحمل کنه و این پروسه به خوبی طی بشه.
خوشحالم که مامانم و خونوادم و همسرم همیشه همراهم هستن و قدردان زحماتشونم.
دخترم نزدیک به 20ماهشه که شیر شب رو هم قطع کردم.
#شیر#قطع-شیر-شب
#کودک