۱۱ پاسخ

وای چه ساده ای دختر اولا ک پسر داداششه بهش محبت می‌کنه ب تو ک محبت نمیکنه کسی ک باعث شده دوماه خونه پدرت باشی قطعا ذاتا خوب نیست همش فیلمه واقعا ساده ای یکم رو خودت کار کن خودتو کوچیک نکن

نه اصلا ..‌

آنکه یکبار از مرامش نیش خوردی را نبخش
پوست اندازی چه تغییری دهد در ذات مار
🐍🐍🐍🐍🐍🐍🐍🐍🐍🐍🐍🐍🐍

بنظرم کیک و بگیر یا حتی گل اگه میخوای
بعد بگو از طرف آریاناست
ولی خودت باهاش گرم نگیر اصلا تحویل نگیر چون خیلی سمی آن این آدما
دیشب هم فهمیده براش نگرفتی خواسته خودشیرینی کنه
تو هم مثل من ساده ای با ی تلفن یا ی محبت کوچک همچی از یادم میره بقیه هم سواستفاده میکنن
ولی مهم خداست که جواب قلب مهربون و ساده آدما رو میده

به نظرم هیچ وقت این کارو نکن بذار بفهمه هنوزم ازش ناراحتی..وقتی بخری میگه خب هر کاری بکنم هر چیم بگم این باز محبتو میکنه..بعدم عمه ی بچته بذار محبت کنه...منم بخدا هرچی مادرشوهرم تیکه مینداخت بی احترامی میکرد میگفتم اشکالی نداره تولد خودشو دخترش کیک میگرفتم گل میگرفتم ...ولی آخر سر یه جایی فهمیدم فقط خودمو بی ارزش کردم

بنظر من این خود شیرینی میکنه که بفهمونه به شوهرت ما هواشو‌داریم به بچت میرسیم

نه اصلا چرا بگیری خوبه میگی ۲ماه بخاطرش خونه پدرت بودی
همین جواب سلامش میدی بسته

برای اریانا هرکاری میکنه وظیفشه به تو که نکرده به برادر زادش کرده نه هیچی نگیر امسال براش بزار بدونه یادت نرفته ازش دلخور بودی هنوزم

والا هرکاری مبکنه عمشه بچه داداششه ولش کن بابا

من بودم نمیگرفتم باید بفهمه ازش ناراحتی اینجوری باز به کاراش ادامه میده

آره بگیر عزیزم
شما میخواین سالیان سال کنار هم زندگی کنین پس بینتون دلخوری نباشه بهتره
آریانا چطوره خدا بد نده؟

اره حتما بگیر
چون خوبی همیشه میمونه ♥️
بنظرم دنیا خیلی کوچکتر از ایناس که بخای از کسی دلگیر بشی💗

سوال های مرتبط

مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
برای من امروز یه چالشی که همیشه فکرش رو میکردم راحت گذشت

من رو دشتشویی حموم وسواس دارم .خونه مادرشوهرم یکم کوچیکه و قدمیه دستشوییشون ...
من خودم سعی خودم رو تو این شش سال کردم که نرم دستشویی اونجا .
دخترم که به دتیا اومد همش دغدغه م این بود که وقتی دارم از پوشک میگیرم اونجا چطور ببرمش دستشویی...
(همیشه خودم دخترم رو پوشک میکردم میبردم دستشویی .هیچ وقت شوهرم نبرده .فقط الان که دارم از پوشک میگیرم ‌یکی دوبار بردش دستشویی )
امشب که بعد گرفتن پوشک اولین بار بود بردمش خونه اونا ..به همسزم فقط لحظه اخر گفتم باید اونجا با من همکاری کنی تو بردن دستشویی ...منظورم این بود بچه رو بگیره لباس تنش کنه تا من دستامو بشوره مراقب باشم به جایی نخوردم .
بچه رو که خواستم ببرم .گفت بیا .دیدم خودش رفت تو دستشویی گفت بوه بهم ..من اصلا نرفتن تو ...
شاید برای شما چیز کوچکی باشه ...
اما برای من که دغدغه ذهنیم بود اینقدر مزه داد .اینقدر حس خوب گرفتم...
دیگه راحتم بریم اونجا میدونه خودش باید ببره...😃😃😃
مامان نویان مامان نویان ۲ سالگی
دیشب از ساعت ۱۱ پسرمو پوشک نکردم تا ساعت ۹/۵ صبح خشک بود بیدارش کردم بردمش دستشویی هرمار مردم جیش نکرد گریه کرد اومد بیرون شلوارشو پاش کردم رفت اونورتر جیش کرد بهش گفتم ببین شلوارتو خیس کردی گفت ای شده بعد بردم شستمش اوردمش صبحونه دادم بهش یه ربع بعد دیدم نیستش پشت در شلوارشو دراورده فکر کردم میخواد پیپی کنه اومدم ببرمش دستشویی دیدم شلوارش خیسه دوباره جیش کرده اما اصلن نمیگه جیش دارم اصن متوجه نمیشه خیسی شلوارش بخاطر جیشه فقط میگه خیسه الان اومد گفت جیش جیش بردمش دستشویی یکم اب بازی کرد بعد از قیافش معلوم بود پی پی داره به من گفت برو بیرون وقتی اومدم بیرون پی پی کرده بود اما دیدم حالش بد شده و داره بالا میاره همه صبحونشو بالا اورده بود بخاطر اینکه پی پی کرده بود عوقش گرفته بود نمیدونم چیکار کنم که اینجوری حالش بد نشه همیشه ام بعد خوردن غذا دستشوییش میگیره اگه هرسری بخواداینجوری کنه چی !! الان دوتا مشکل شده یکی جیش نگفتنش یکی حالش بد شدن چیکار کنم😭😭😭