۱۱ پاسخ

مرسی که تجربت رو گفتی. واقعا الان من یه کم مردد شدم برای سزارین🫣آخه چربی شکمیم یه کم زیاده و میترسم بیفته رو زخم اوضاع بدتر بشه.

سلام عزیزم به سلامتی کدوم بیمارستان زایمان کردی ؟ راستی جریان آرایش چی شد ؟ 😄 میذارن کرم پودر و... بزنیم ؟

عزیزم مبارک باشه خوش قدم باشه
یه سوال اتاق خصوصی داشتی میشه دوتا همراه داشته باشی؟مثلا مادر و همسرت

عزیزم شما بیمه داشتی؟
هزینه nicu چقدر شد؟
اتاقت معمولی بود یا خصوصی؟

اولین زایمان تون طبیعی بود
دومی چرا سزارین شدین

قدمش پر خیر و برکت باشه عزیزم😘😘
فک کنم نی نی قبلی طبیعی بودین اره؟

کجا زایمان کردین مگه عزیزم؟

خدارو شکر عزیرم 😍که زایمانت گذشته و نینیت سالم بغلته

خب الان به نظرت طبیعی برات بهتر بود یا سزارین؟

وای منم از دردش خیلی میترسمممم

اسم دکترتون چی بود هزینه جدا گرفت؟

سوال های مرتبط

مامان نون خامه ای🧁🐻🩵 مامان نون خامه ای🧁🐻🩵 ۶ ماهگی
تجربه زایمان سزارین اختیاری با بی هوشی کامل (3)


اولین بلند شدن سخته ولی همون لحظه اول
من سعی کردم تاجایی که‌میشد صاف صاف وایسم
بعد اروم‌اروم راه رفتم
پمپ درد خییییلی برای من عالی بود راضی بودم واقعا
فرداش هم که تا ظهر مرخص شدم


بیمارستان عسگریه اصفهان زایمان سزارین‌اختیاری شکم‌اول باید اتاق vipبگیری من چون زایمان تو عید بود بخش vipتعطیل بود
داخل همون زایشگاه یه اتاق بهم داد خودم تنها بودم و یه سری شرایط vip مثل داشتن چندتا همراه،همسرم هرچقدر میخواستم پیشم بود،منو غذای انتخابی،میان وعده متفاوت رو بهمون دادن
اما چون تو خود اتاق های vip نبودیم هزینمون خصوصی خورد‌
و موقع تزخیص مبلغی برگشت‌دادن و هزینه من برای زایمان 44شد کلا
بیمارستان از نظر تمیزی عالی بود برخورد و رسیدگی پرسنل عالی بود کیفیت غذا عالی بود فقط پرستار های شیردهی یکم بداخلاق بودن
خود بیمارستان یه کیف‌میده که داخلش یک بسته کامل پوشک مادر،چندتا شورت یکبارمصرف بزرگ،مای بی بی برای بچه پنج تا دونه،پوار بینی،ژیلت،لیوان،قاشق چنگال و چاقو،یک بسته دستمال کاغذی هست
بچه هم با یک کلاه و یه پتو دورپیچ میارن



بارداری بارداری هفته ۳۸
مامان فندق🌰🤎 مامان فندق🌰🤎 ۱۲ ماهگی
سلام به مامانی مشهدی، تو دو تا تاپیک قبلیم درمورد عملم گفتم ،دیگه الان حالم بهتره گفتم یه خلاصه هم درمورد بیمارستانم بگم: رفتم بیمارستان مادر، بدون هیچ بیمه ای هستم، کل هزینه هاش شد ۳۲ تومن
۱ تومن nst در اول ورود
۱ تومن برای کارای قبل پذیرش
۲۵ تومن برای خودِ عملم
و ۵ تومن برای اتاق (۳ نفره )
درکل از رفتار پرسنل خیلی راضی بودم، پرسنل بخش و اتاق عمل بسیاااار مهربون بودن ولی بعضی از پرسنل زایشگاه اخلاق خوبی نداشتن
دکترم خانوم آرزو احمدی بود که خیلی با آرامش و سریع عمل کرد و فردا عمل اومد بهم سر زد و دارو داد ... ۲۰ تومن دستمزد گرفت که بنظرم یکم زیاد بود ولی خب ایشالا که بخیه هاش رو خوب زده باشه
تو بیمارستان هم رسیدگی واقعا خوب بود، اما محیط خیلی قشنگ و رویایی و شیکی نداشت که درحد بیمارستان خصوصی های دیگه باشه اما چون رسیدگی خوبی داشتن، بنظرم محیط زیاد مهم نبود
غذاشونم چلو گوشت و سوپ و کاچی و صبحانه برای من بود و برای همراهی هم کباب و کوفته صبحانه دادن
مامان نینی مامان نینی ۲ ماهگی
تجربه سزارین نیکان سپید پارت ۳
بخش اومد دنبالم دوباره یه ماساژ رحمی داد که یکم درد داشت چون بی حسی دیگه رفته بود،نینی هم گذاشتن تو بغلم و بردنم ، ساک مادر و نوزاد میدن که چیزی نیاز نیست شما ببرید، تو ساک مادر یه دست لباس و شلوار هدبند و پوشک ساک نینی هم یه لباس و شلوار و پوشک و دستمال مرطوب و پتو دور پیچه، رفتیم تو بخش برام دو تا شیاف دیکلو گذاشتن لباسم رو عوض کردن ماما هم اومد برام دارو زد توسرم، ساعت ۸ شب برام چای عسل اوردن گفتن تهوع نداشتی آب میوه بخور، من خوب بودم دیگه برام ساعت ۸و نیم سوپ و جوجه کباب اوردن یکم خوردم ، ساعت ۹ شب هم کمک پرستار اومد بلندم کرد و رفتیم دستشویی، اولین راه رفتن یکم سخته بیشتر حس سوزش بخیه رو دارین ولی اونقدر نبود، کمپوت انجیر حتما بخورین که سریع دفع داشته باشین، حتما حتما تو بخش بلند شین راه برین هردفعه دردتون کمتر میشه، من با همون شیاف اوکی بودم دردش مثل پریودیه اونقدر زیاد نبود ، نینی هم خودشون میان کمکتون که شیر بدین ، کمک پرستار هم میومد چکش میکرد پوشکش رو ، ماما و پرستار ها هم کلی میومدن سر میزدن با اینکه ما اصلا صداشون نمیکردیم، همه هم رفتارشون خیلی خوب بود، صبح پزشک زنان مقیم ویزیتتون میکنه اطفال هم میاد نینی رو میبینه ، شنوایی سنجی و واکسن هم انجام شد، ساعت ۱۲ ترخیص شدم، کل هزینه من با اتاق خصوصی شد ۹۵ تومن بدون بیمه ، نینی من ۲۸۰۰ به دنیا اومد ۳۸ هفته و یک روز ولی همه چیش خوب بود ، پرسنل هم از همون اول تا آخر خیلی خوش اخلاق و خوب بودن ، بیمارستان تمیز بود رسیدگی خوب بود من واقعا راضی بودم ، اگه باز سوالی دارین مامانا جواب میدم
مامان ناردونه 🩷✨ مامان ناردونه 🩷✨ ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۴:
اونجا روی تخت زایمان خوابیدم این مدلی بود که پاهاتو باید می‌ذاشتی دو طرف و بالا و زور می‌زدی دردش وحشتناک بود ولی چون دیگه میدونستم آخراشه می‌تونستم تحمل کنم . دیگه ماما ها بالا سرم بودن و دکتر هم اومد. یه مایع حالت بی حسی بهم زدن ولی من باز یه کم حس کردم تیغ زدنو ‌ دکتر با دوتا آرنجاش افتاده بود رو شکمم و فشار میداد و واقعا حس کردم دارم مرگو به چشمم میبینم ولی دیگه آخراش بود و تا جایی که تونستم وقتی دردم میگرفت زور میزدم تا زودتر تموم شه همش میگفتن داد نکش و زور بزن ولی نمیشد من انقد داد زدم که گلوم درد گرفته الان و صدام در نمیومد. دیگه خلاصه گفتن دارن موهاشو میبینن و دیگه بعدش با چند تا زور تموم شد ولی برخلاف نظر دکتر بچه درشت بود و به خاطر همین طول کشید. لحظه ای که بچه به دنیا اومد انقد حس خوبی داد که من سریع گفتم وای چقد حال داد 😅 انگار یهویی شکمم خالی خالی شد و دیگه هیچ دردی نداشتم و فقط چشمم به بچه بود که داشتن تمیزش میکردن. یه کم بعد هم جفت اومد بیرون که اونم خیلی حال داد و جالب بود برام. کادر بیمارستان واقعا خوب بودن و خیلی مهربون و مومن . بهم میگفتن دعا کنم صلوات بفرستم و ماما خودم هم که یه خانم سن بالا و با تجربه بود تو گوش بچه اذان و اقامه گفت و تربت هم گذاشت دهنش . من چون بچه گریه نمی‌کرد نگران بودم و همش چشمم بهش بود ولی گفتن حالش خوبه . یه کم آب و خرما خوردم (حتما خرما بدون هسته بردارید همراهتون) و بعدش ماما خودم اومد که بخیه بزنه و بی حسی زد ولی بعضیاشو من حس کردم فک کنم بیرونیا رو و خیلی درد داشت ولی انقد درد کشیده بودم که دیگه تحمل اینو داشتم و فقط چشمم به ساعت بود که زودتر تموم شه ...
ادامه پارت بعد
مامان آلاء🎀 مامان آلاء🎀 ۱۴ ماهگی
#تجربه_زایمان_سزارین_بیمارستان_انصاری
من روز۳۱تیر زایمانم بود امیدوارم این تجربه به دردتون بخوره
صبح ساعت۶:۳۰ بود که رسیدم بیمارستان اونجا گفتن برو طبقه۲ رفتم تا همسرم پایین کارای اداری بستریمو انجام بده به من یه پک لباس دادن گفتن همه ی لباساتو تعویض کن بعد رفتم قسمتی که چندتا تخت بود اومدن چندتا سوال و اینا پرسیدن آخرین آزمایشامو ان تی و آنومالی اینا رو ازم خواستن که بهشون دادم یه چندتا سوال در مورد مشخصات و اینام پرسیدن ؛بعد یه دستگاهی اومدن روی شکمم وصل کردن برای چک وضعیت ضربان جنین حدود یه رب یا نیم ساعت وصل بود به شکمم بعد یه خانومی اومد وضعیت شیو و تمیز بودن ناحیه جراحی رو چک کرد من چون از دکترم خواسته بودم تو نامه بنویسه سوندگزاری بعد بی حسی برا منو دیگه انجام ندادن ولی برای تخت بغلیمو همونجا سوندگذاشتن بهم یه سرمم وصل کردن ؛فقط من یه خورده فشارم افتاد اونجا چون شب قبلش شام درست حسابی نخورده بودم یه خورده هم استرس داشتمیه خانومی هم داشت تو یه قسمت دیگه طبیعی زایمان میکرد خیلی سروصدا داشت مضطربم کرد که زود اومدن برام اکسیژن گزاشتن وچکم میکردن فشارم رو که بعد چنددقیقه بهتر شدم ؛دیگه تا حدود ساعت۹ اینا که دکترم اومد بعد با ویلچر و سرمی که بهم وصل کرده بودن با پرستار رفتیم طبقه اول قسمت اتاق عمل ها که منو تحویل بدن به اونجا….
پارت بعدی رو یه تاپیک دیگه میزارم 🌸
مامان ویهان✨(نورک) مامان ویهان✨(نورک) ۲ ماهگی
تجربه سزارین من با دکتر شراره آذری آزاد در بیمارستان عرفان نیایش؛
در مورد دکترم که یکی از شانس های بزرگ زندگیم واقعا آشنایی با ایشون هست🥹
پر از ارامش و عمیقا دلسوز که روز زایمان و مثل یه تراپی کرده بودن برای من🥰
و تا اخر عمر تجربه قشنگی همراهم دارم (قابل ذکره که ایشون دستمزد جداگانه ندارن)
در مورد بیمارستان خیلی همچیز عالی بود واقعا پرسنل خیلی مهربون خیلی خوش رو رسیدگی بی نظیر با اینکه به من گفته بودن به خاطر تاریخ رند ممکنه شلوغ باشه و رسیدگی شاید خوب نباشه اما اصلا کم کاری ندیدم برعکس خیلی زیاد پیگیری نسبت به خودم و ویهان بود من اتاق خصوصی داشتم و یه مهماندار که نمیدونم رو اتاق بود یا برای همه هست؛ تمام کارهای من و انجام میدادن یه پرستارم از بخش اطفال تمام مدت به ما سرمیزد و به ویهان رسیدگی میکرد کلی راجب پرسه شیردگی و حتی پوشک عوض کردن کمک میکنن که از نظر من که مامان اولیم عالی بود
تو ریکاوری ماما اومد شاید یک ساعت با صبر ویهان و رو سینم شیر داد و این باعث‌شد روند شیردهی من بهتر پیش بره…
ادامه تاپیک بعد🙏🏼
مامان آرمان مامان آرمان ۱۱ ماهگی