۲۲ پاسخ

عزیزم خدا بزرگه من پسرم یک سالش بود که باردار شدم جایی که ما بودیم خونه داده بودن به ما همسرم همون جا کار میکرد خلاصه که شوهرم دیگه اونجا کار نکرد مجبور شدیم بیایم بیرون ا ز اونجا تازه فهمیده بودم باردارم بچم کوچیک و شیر خودمو میخورد با اون حال پتو شستم با پا پرده ها بزرگ وسیله ها رو شستم فرش هامو شستم کارای سنگین اما خدا خواست موند دخترم حالت تهوع ها شدید بدن ضعیف هیچی نمی‌تونستم بخورم جز آش دوغ که اونم نمی‌تونستم واسه خودم درست کنم اون زمان های مادر شوهرم باهام دعوا میکرد یه چشمم اشک یه چشمم خون از اون منطقه اومدم بیرون دور شدیم از مادرشوهر اومدم یه چهار طبقه شوهر صبح تا شب سرکار منو پسرم تنها میرفتم نون می‌گرفتم بچه بغلم خرید میکردم بچه بغلم من اون چهار طبقه رو تنها خودم بچه بغل میکردم رو شکم بزرگم و یه ساک رو پشتم اینا رو گفتم بدونی من این همه سختی کشیدم اما نگهش داشتم الان شده زندگی من و آنقدر دوستش دارم حد نداره فقط اینو بگم مواظب بچه اول باش نذار ازیت بشه

حتما از پسش برمیایی که خدا بهت یک هدیه دیگه داده
انشالله بسلامتی زایمان کنی

مبارکه عزیزم😍
چرا نتونی؟ ما زنا قوی تر از این حرفاییم😌💪🏻
و اینکه با خدا معامله کن، بگو برای راه رضای تو بچه میارم به جاش بهم صبر و توانش رو بده ❤️

مبارک باشه عزیزم❤️😍

اول اینکه شما اگه نمیخواستی باید سفت و سخت پیشگیری میکردی الانم که بارداری هیچ وقت به سقط فکر نکن میدونم مشکلات زیاده از جنگ و گرونی گرفته تا دخترت که تازه یکساله شده مطمئنا سخته ولی از پسش برمیای🥺

ببین من یه پسرپیش دبستانی داشتم
یه پسر یکسالو نیمه که داشتم ازشیروپوشک میگرفتمش
دور از خانواده
دقیقا بعداز ۳روز که دومیو ازشیرگرفتم باردارشده بودم
فک کن من چقد شرایطم سخت بود ولی خب همین حرف دوستمونو زدم گفتم خدا خودت دادی پس توانایی و صبرشو هم بهم بده خداروشکر الان ۱۰ماهشه
سخت هست
الان پسر بزرگم رقته کلاس دوم
منم با کمک همسرم داریم ازفرشته هامون نگهداری میکنیم


ولی بدون که سخته
اگه کمکی داری و نزدیک به خانواده هستی نگه دار

عزیزم این هدیه خداست و خدا این بچه رو برای شما خواسته ان شاالله نور چشمات میشه و مایه سربلندی مامان و بابای مهربونش. مطمئن باش بهت سخت میگذره و سختی داره ولی خدا این توانایی رو در شما حتما دیده. بعدش که یکم بزرگتر شن بچه هات باهم همبازی میشن و راحت میشی ولی مرتکب گناه نشو که که بعدش پشیمون میشی. به خدا توکل کن روزیشم دست خداست خدایی که میتونه به اون بچت روزی بده به یکی دیگشم روزی میده.

عزیزم نگهش دار زن عموی من پسر میخواست با اینکه پسر داشت دو قلو باردار شده رفته سونو گفتن دختره اومده تو خونه سقط کرده دیده دوتاشم پسر بوده پسر اولیشم چند روز بعد اون یهو خودشو دار کشید همه گفتن داره توان‌گناهش پس میده

مبارکه عزیزم توکل کن بخدا 😍 علائم خاصی داری منم یادم نیست تاریخ دقیق پریودی ولی حس میکنم ازش گذشته یکی دو روز ولی هیچ علائمی ندازم

ای خدااا منم این دو روزه ازم گذشته و حس میکنم باردار هستم دخترم فقط ده ماهشه موندم چکار کنم

مبارکه عزیزم

اول خدا روزی رسونه هرچه زودتر بهتر

مبارکه
غصه نداره که عزیزم
اتفاقا با هم بزرگ میشن اولش شاید سخت باشه ولی بعد برا همدیگه هم بازی میشن

شیر خودت رو میدادی

خداروشکر چشمت روشن
بلاخره ک باید بیاری و بچت تنها نمونه
حالا ک خداداده پس گناه نکن

جلوگیریت چی بود؟

چی بگم...

میشه بگی ک جلوگیریت چجوری بود ک شد ؟ من میترسم

من پسرم هشت ماهش بود دخترمو ناخواسته باردار شدم الان پسرم دوسال ونیم دخترم یک سال سختی داره ولی گناه بندازی توکلت بخدا باشه ولی دیگ ب ی پیشگیری اساسی فک کن

وقتی خدا ی هدیه دیگع بهت داده مطمئن باش خودشم هواتو داره

توکل کن ب خدا
فکر کن بچه الانته
با خدا معامله کن
بگو من نگه ش میدارم تو توانشو بده

چ دلی داری

عزیزم خودت میخاستی یا ناخواسته

سوال های مرتبط