دقیقا منم چهار هفته و شش روزم بود به همه گفتم به عالم و آدم الان طرف شوهرم ترحم میکنه مادرشوهر زخم زبون باهاش قطع ارتباط کردم
دقیقا من گفتنش با افتادنش دو هفته شد
منم سریع ازمایشم مثبت شد به همه گفتم رفتم سونو گفت 2هفته عقبه و قلبش تشکیل نشده و همه ی علائم هامو از دست دادم
منم بارداری اولم رو چون سورپرایز شدیم و اصلا انتظار نداشتیم ، زود ب همه گفتیم ولی قلبش تشکیل نشد و تو ۶ هفته رشدش متوقف شد
خیلی بد بود همه بهم ترحم میکردن
ولی الان ک باردارم شوهرم میگه تا شکمت معلوم نشده به کسی نمیگیم، فقط مامان خودم میدونه
من تا سه ماهگی به کسی نگفتم. عید که رفتم خونه مامانم دیگه همه متوجه شدن. کم کم تا چهار ماهگی همه باخبر شدن. چهارماهم که شد جنینم ایست قلبی کرد. خالا همه اونایی فهمیده بودن من باردارم داشتن بهم تبریک میگفتن و من باید بهشون توضیح میدادم که دیگه بچه ای در کار نیست و بعدشم نسخه هاشونو شروع میکردن به پیچیدن که فلان کارو بکن فلان کارو نکن. خلاصه اذیت شدم.
اگه به من بود تا لحظه تولد به کسی چیزی نمیگفتم.
برعکس مادرشوهر من میگه نباید ب کسی گفت تا مطمعن شوی من الان خانواده شوهرم مادرم میدونه ب هیچکس نگفتم تا ۵ ماهگی
اول ک خدا بهت صبر بده عزیزم و خدا به زودی بهت یه بچه سالم بده
بعدشم ب کسی ربطی نداره و این چیزا زیاد شده توجامعه شاید برای بچهای خودشونم پیش بیاد..اصلابه حرفاشون اهمیت نده بگو حکمت و کار خدا بوده و این نیاز ب ترحم و حرف زدن بقیه نداره چون ب کسیم ربطی نداره بخواد تو کارام وزندگیم دخالتی کنه بگو سنیم ندارم خدا بهم بچه میده هروقت صلاحش باشه
من خودم پیشه خانواده شوهرم زندگی میکردم همون اولش گفتم چون نمیتونستم کار سنگین کنم اینطوری حداقل مراعاتمو میکردن
ازاین اتفاقا میفته عزیزم. نتونستم خودمه بگیرم نگم. همش انتظار داشتن برم کارای سنگین براشون انجام بدم چون ما باغ داریم والان موقی برداشته
تا سه ماهگی تموم نشه نباید گفت
من بارداری دومم تازس هنوز به هیچکس نگفتم ولی اگرم نگم دیگه کلی حرف بارم میکنن که چرا بهمون نگفتی و فلان
با اپلیکیشن گهواره، هفته به هفته بارداریت رو دنبال کن.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.