۱۰ پاسخ

فولیک اسید .مولتی ویتامین . زینک . اهن اینا رو میدم به اضافه قطره کولیکز

قطره ا د برای سیستم ایمنی بدنش خوبه خود بهداشتم میده
یه نیم ساعت ۴۰ دقه بعد شیر بده بهش چون چربه باید معدش نیمه پرباشه یکم

پارت 3زایمان طبیعی......ساعت 7عصر داردام شروع شد سرم وصل کردن اینا هریساعت معاینع میکردن تا 6سانت کع باز شد رحمم گفتن 6بشی آمپول بی حسی می‌زنیم این نوار قلب میزارن وای دردام بیشتربیشتر میشن منم هی الکی میگم بهشون سرویس دارم نوار قلب میکشن دوبارع میام دوبارع وصل میکنن بعد چند دقیقه دوبارمیگم سرویس دارم اقانمیشد این نوار دردشا تحمل کرد بعد 6سانت انقد اصرار کردم ب دکتر بالاخرع آمپول بی حسی زد یکی باسنم زد یکی توکمرم وای یهو دردم خابیدبعدش دکترکیسه آبم پارع کرد باپایین واژنم بعدش گفت زود بزن بچه دارع میاد حال ندارم زور بزنم نا نداشتم 4یا 5بار زورزدم بچه اومد بالاخرع بدنش کبود شدع بود ترسیدم یریع اکسیژن وصل کردن تا بخودش اومد و تا واژنم بی حس کردن دوختن دوساعت طول کشید تا ببرن منو بخش ینی من از ساعت 7عصر درد کشیدم تا 1,نیم شب دنیا اومد ولی من میگم سزارین بهتره تادم مرگ رفتم اومدم و خداروشکر منوبچم خوبیم الان......اینم ازتجربع من🥺😘😘😘

پارت 2زایمان طبیعی.....بمادرم خاهرم کفتم درد دارم اومدن دیدن گفتن توازمام سالم تری😂😂😂گفت چند ساعت دیگ برو نهارخوردم خاهرم من رفتیم وسایل برداشتیم بیمارستان اصلن درد نداشتم هریساعت یکبارمیگرفت ولی لک بین داشتم ترسیدم گفتم زودتر برم اقارسیدیم تا پرونده درست کرد معاینه کرد دوفینگر باز شدع بودم بستری کرد ......

پارت 1زایمان طبیعی..!ازوقت زایمان طبیعی دوروز بود گذشته بود شب قبلش رفتم روغن کرچک بگیرم گرفتم اومدم ساعت 12شب باآبمیوه روغن کرچک ب زور نصفشو خوردم بعدشم آبمیوه را بعدش ساعت 4بود نمیدونم هرچی خوردع بودم بالا آوردم و بعدش خابیدم ساعت 7صبح با یکم درد پریود پاشدم دیدم لکه بیننی دارم ب شوهرم گفتم شوهر م گفت بروبیمارستان درد چندان نداشتم رفتم بهداشت بهداشت گفت باید یساعت پیادع روی کنی پله بری بالا پایین بعدش برو حتما بیمارستان.........

قطره آد باید بدی

فقط آد

بهداشت میده شاید یادشون رفته یادآوری کن بکیر آد

فقط قطره ویتامین آ+د که خود بهداشت داده میدم

قطره ی آد عزیزم

سوال های مرتبط

مامان بهار قشنگم مامان بهار قشنگم ۶ ماهگی
مامان مامان نینی مامان مامان نینی هفته بیست‌ودوم بارداری
مامان محمد حسین مامان محمد حسین روزهای ابتدایی تولد
مامان آريا وآرسام 
مامان مامان آريا وآرسام مامان ۱۶ ماهگی