۱۱ پاسخ

اگه میتونی محمد رو بیشتر بزار پیش مامانت

آیلار توروخدا یه ثانیه هم تنها نزارشون میزنه بچه رو ناقص میکنه یه عمر پشیمون میشیا قیچی رو شنیدم بدنم لرزید یه وقت میره تو چشمش😭😭😭😭 اگه دیدی خیلی دسشوییت گرفته پناه رو بزار اتاق درو قفل کن برو زود برگرد اصلا سهل انگاری نکن

ای خوووووودا،خدا حفظشون کنه آیلارجون🥰

من از اول خودم تنها بودم دخترمم هی باید باهاش بازی کنم دیگه نمی‌کشم یا میگه داداشمو معاینه کنم دکترم هی باید حواسم بهشون باشه

آیلارجان دکترت کی بود؟!

گوششو باچی سوراخ کردی
تفنگ
یاباسوزن

وای چه سخت عزیز گوشش سوراخ کردی چطور بود

چند سالشه پسرتون؟منم وضعیت شمارو دارم پسر بزرگترم دیوونم میگه گاهی. دوسالشه البته

وای خدایا بازم قیچی جای دیگه بچه فرو نکردحس حسادت بهش دست داده

خوش بحالت گوشش سوراخ کردی برای من شده یه فکری

گوشش سوراخ کردی؟🥺

سوال های مرتبط

مامان علی‌اکبرآیناز🌸 مامان علی‌اکبرآیناز🌸 ۹ ماهگی
پارت پنجم........
آقا
جونم براتون بگه حس فشار از جلو وپشت داشتم
قشنگ یادمه سر سومین زور
با اینکه دکتر گفت ۳ سانتی با زور سوم یهو یه چی از بدنم پرت شد بیرون
جیغ میزدم دکتر یه چی ازم دراومد
چون پرده هارو کشیده بودم کسی نمیومد ببینه فکر میکردن دروغ میگم تا اینکه
صدای بچه اومد سمت چپم مامای بغلی پرده رو زد کنار وفریاد زد بچه اش ب دنیا اومد .
وهرچی دکتر وپرستار بود ریختن کنار تختم همه میخندیدن وتبریک میگفتن ک یهو رو همون تخت زایمان کردم
مامای خودم اومد وصداشو انداخت پس کله اش ک چرا فشار داری منو صدا نمیزنی 😑😶
درصورتی ک من هربار صدازدم خلاصه ک من رو همون تخت با ۴ یا ۳ سانت زایمان کردم .
ماما میگفت نگا کنید مریض من زایمان فیزیولوژیک کرده🥲
ناگفته نماند ک از ۱۱ونیم تا ۱۰ونیم شب من گریه میکردم نمیدونم اونهمه اشک از کجا اومده بود 😅😅
بعد به دنیا اومدن بچه جفت موند ونیم ساعت هم سرم فشار رفت تو جونم بازم درد کشیدم ک باید جفت در بیاد .
روی همون تخت هم بخیه هامو زدن وساعت ۱۱ونیم رفتیم ریکاوری وهمچنان درد واشک ادامه داره🤣🤣🤣🤣
دیگه ب حدی روحیه ام خراب بود ک اشک هام تا ساعت ۳ ادامه داشت
من حتی رفتم ریکاوری نمیتونستم بچه رو شیر بدم .
تا ساعت ۳گریه کردم واین داستان زایمان من با اینهمه درد واشک به پایان رسید
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣