عزیزم حست کاملا طبیعیه و بعد بدنیااومدن بچت حتی این حس گاهی اوقات بیشترم میشه
ولی اینوبدون وقتی بچتو میبینی دلت میخواد عمرو کارو زندگیو ورزش ک هیچ قلبتم فداش کنی
منم دقیقا خیلی مثل شما فعال بودم و اصن حس نمیکردم متاهلم و ب کارام میرسیدم
الانم دو روزه هرازگاهی حس میکنم به بچم حسی ندارم و ایا بعدا دوستش خواهم داشت و چطوریه در کل
و خجالت میکشم با کسی مطرح کنم و بخوان مورد قضاوتم قراربدن
نه اینکه ناشکری باشه اتفاقا خوشحالم خدا لایق مادر شدن قرارم داده و دارم یه موجود از وجودم رو آماده میکنم که دنیا بیاد ولی با این حال این حسا گاهی توی منم زیاد میشه و در کل
میخوام بگم تنها نیستی عزیزم 🫂
اصلا عذاب وجدان نداشته باش عزیزم حق داری نگران آینده ات باشی یکی دوسال استراحت کن بعد سنه خوبیه میتونی با خودت ببریش
من بعد دنیا اومد خیلی سختم بود همین حس داشتم یک ماه اول واقعا خیلی بد گذشت اصلا چیزی که تصور کرده بودم و اتفاق های که افتاد خیلی فرق داشت . بعد که بزرگتر میشه نینی میخنده برات خودت رو فدا میکنی 🥺🥴💖 بالاخره مامان شدی دیگه عزیزم آدم وقتی مامان میشه یه کوهی از مسعولیت داره ... منم درسم رو ول کردم و واقعا هم هر روز بهش فکر میکنم ولی دیگه زندگی متاهلی همین هست سعی کن کنار شیر خودت شیر خشک بدی بدیش دست مامانت یا شوهرت بری دانشگاه به خودت و کارات برسی
منم نمیخوام ناشکری کنم اما منم حسی ندارم نمیدونم چرا هی همش فک میکنم تا بچم دنیا اومد اونو پس میزنم فک کنم دارم افسردگی میگیرم سعی میکنم زیاد ب این موضوع ها فک نکنم اما خیلی ریختم بهم از طرفی دلمم برا بچم میسوزه میگم گناه داره هنوز پا ب دنیا نزاشته و من حسی بهش ندارم حتی با اینکه بچه اولم هست اصلا ذوق ندارم یا ی ذره ذوق میکنم و تموم میشه احساس گناه دارم اصلا همه چیزم بهم ریخته بازم پناه میبرم ب خدا ان شاالله ک هممون ب خوبی و دل خوشی و سلامتی ثمرمون رو بغل بگیریم
عزیزم این ترس ها و حس ها طبیعیه
مخصوصا برای ادمهای اکتیو و فعال
ولی خب سختیش چندماه اوله
بعد کم کم شرایط نرمال میشه
یعنی
ساعت خوابش و لِم بچت تو دستت میاد
کلا سعی کن از اون مامانا باشی که کم نمیارن
بعد خوب شدن بخیه هات پاشی به خودت برسی و کم نیاری
اینا همش طبیعیه نشون میده ک مادر خوبی هستی ک تو فکر اینده ای عزیزم، اینک تو فکر درسو دانشگاهی خیلی طبیعیه بایدم باشی تو دوره ای هستیم ک باید هم زمان با بچه ها ما هم پیشرفت کنیم عقب نیوفتیم ازشون ،ورزش رو بعد از زایمانم ک اگ طبیعی زایمان کنی خیلی زودتر از سزارین میتونی ورزش کنی ،
من خودم خیلی ذهنم درگیر این چیزاست ولی خوب ی تایمی رو میزارم میرم مشاوره ک اروم شم بنظرم بری خوبه لااقل با یکی حرف میزنی ک متوجه میشه چی داری تجربه میکنی
عزیزم این افکار طبیعیه
با بارداری و زایمان خیلی شرایط زندگی آدم عوض میشه و حق داری نگران باشی یا حتی دلتنگ زندگی قبلی بشی
منم دقیقا همینم
خیلی دلم بچه میخواست
قبل بارداری هر روز صبح سرکار بودم، سه تا عصر هم سرکار میرفتم، ورزش و پیاده روی فراوان
ولی از هفته ۱۹ سرکلاژ شدم و سرکار نرفتم
اینکه درآمدم کم شد و خونه نشین شدم و نتونستم اونجور که دلم میخواد فعالیت کنم خیلی ناراحتم میکنه
حتی افزایش وزن هم که خب توی بارداری و کسی که مثل من مجبوره استراحت مداوم داشته باشه طبیعیه ، برای من کابوس شده
الانم میدونم بعد زایمان هم اوضاع همینه
فعلا پرستار مورد اعتماد پیدا نکردم ، خونه مادرم و مادر همسرم هم نزدیک نیست که بتونم هر روز بچه رو اونجا بذارم و برگردم سرکار
همه این ها ادم رو بهم میریزه
ولی به این فکر کن که دو سه سال دیگه که زندگی مون به روال افتاد
خداروشکر میکنیم برای داشتن این فرشته ها
خودتو سرزنش نکن عزیزم...این حسا طبیعیه یه سریاشم به حاطر تغییرات هورمونیه ممکنه بعد زایمانت بیشتر هم بشه...منم مامان اولیم هنوز تجربه ای از بعد زایمان ندارم...ولی حس میکنم وقتی بغلش کنی همه این چیزا یادت بره....چرا نتونی ورزش کنی میتونی مطمئن باش مادرای اکتیو کم نداریم ما...درسته سخته تا بخای ریتم زندگیتو با یه کوچولویی ک تازه اومده هماهنگ کنی اما کم کم درست میشه
عزیزم اینا همش طبیعی نگران نباش ماهم اینجوری من خیلی وقتا گریه میکنم بعد سریع میگم خدا قهرش نیاد پشیمون میشم شکرگزاری میکنم منم مثل خودت کلی فعالیت داشتم بابدبختی ۲۰ کیلو وزن کم کرده بودم که دوباره تو بارداری برگشت حتی الان برام یه بیرون ساده رفتن دشوار شده
اماااااااا ببین سختیش اولشه بعدش باخودش تمام کاراتومیکنی همش امید داشته باشه تویه مادر قوی 💪
زینب جان
خیلی طبیعیه که تمام این حسارو داشته باشی، من هم مثل تو فعال بودم از ۱۹ سالگی تدریس کردم و هیچ وقت بیکار نبودم. همیشه در حال ورزش کردنو فعالیت، ولی عزیزدل درسته دیگه نمیتونیم به حالت قبلمون برگردیم مادر شدن آسون نیست،ولی دقیقا توی همین تغییر بزرگ یاد میگیریم با وجود دخترمون به روتین زندگی قبلمون برگردیم و با تعجب نگاه کنیم به گذشته و بگیم وااااای من چقدر حتی فعال تر از قبلمم. یکم زمان میبره زینب جان ولی برمیگردی، میایم دوتایی همین جا میگیم چقد سخته هم فعال باشیم هم به دخترمون برسیم🩷🌹
نه من هیچ وقت حس شما نداشتم دوتا بارداری داشتم
تا دنیا بیاد حست تغییر میکنه
طبیعیه این فکر و خیالا تنها نیستی🥲
منم همین فکرا میاد سراغم
اما کم کم یاد میگیریم با بچه هم به کارامون برسیم،فقط عجله نکن بذار یکم بزرگ شه حداقل ۶,۷ ماهش شه
با اپلیکیشن گهواره، هفته به هفته بارداریت رو دنبال کن.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.