۱۷ پاسخ

چون همیشه پیش ما بوده ب نظرم اینجوری ان.

پسر من به مادربزرگاش و زنعموش میگه مامان بعد منو با اسم صدا میکنه خیلی ناراحتم اصن
موقع خواب همش دنبالم میگرده فقط

حالت چطوره؟
رفتی مدرسه؟! بچه ات رو کجا گذاشتی
از احوال خودت یکم بگو
فکر می کنم به لطف خدا بهتر شدی

وای دختر من بیشتر میچسبه بهم و واقعا رو مخه اینکارش دوس دارم بره بازی کنه میره بازی میکنه یکم اما باز میاد پیش من

پسر من عاااااشق دایره به حدی که اصلا پیش من حتی برا خوابشم نمیاد همش میگه دا
اصلا جوری وابسته که دیگه همه به داداشم میگن مامان ویهان اومد😂😂

بچه های من خونه بیرون عروسی عزا مهمونی چسسییبیده ان بهم صدنفر هم باشن باااااید بغلم باشن هرجا میرن دست منو میگیرن میکشن منو میبرن 😩😩😩

بچهدمنم اینجوریه من همیشه فک میکنم چون بچم شیر خشکی شد ازم دور بود زیاد وابسته نیست چون تو بانوج میذاشتم شیشه هم تو دهنش تکون میدادم می‌خوابید تو بغل شیر نمیخورد

پسر من برعکسه
گریه نمیکنه ها ولی همش کنار خودمه

خوش ب حالت پسر من مثل کنه میچسبه بمن پدر منو در آورده اصلا بغل کسی نمیره حتی خواهرم

نگران نباش عادی کافیه تو نباشی ببین چجور بهونه تو بگیره مطمعن باش بزرگتر بشه تورو خیلی دوست خواهد داشت

نه پسر من ب منو شوهرم وابسته است ،اصلا بغل هیشکی نمیره حتی وقتی گرم بگیره باهاشون ،بازم بخوان بغلش کنن بدو بدو میاد پیش خودم

پسر منم اسم شوهرمو یادگرفته به همه همونو میگه به منم میگه.....
مامان نمیگه🥲

تو سن عادیه به سن دختر من که برسه التماسش می‌کنی دو دقیقه بره پیش بقیه😫

کاش اینجور بود...
هی میچسبه بهم و گریه میکنه میخواد بیشتر خودشو تو بغلم جا بده اصلا هیچ نمیفهمم بیرون رفتنی

برعکسسسسسسس رفته بودیم عموم عمل کردن اونجا تا یه شلوغی میبینه می نه زیر گریههههه فقط میچسبه به بغل خودم

نه پسر من همش میاد پیش خودم حتی میاد دستمو بوس می‌کنه بقیه رو میزنه بقول خودش اته

دختر من یجوری وابسته مادر شوهرم بود دو سه روز رفتم بیمارستان دختر بزرگم بستری بود از اون روز دیگه به خودم خیلی وابسته شده

سوال های مرتبط

مامان کوچولو مامان کوچولو ۲ سالگی