۱ پاسخ

سلام عزیزم منم از ۶ بیدارم پسرمو اماده کردم صبحونشو دادم با پدرش فرستادم رفت مدرسه ناهارمم گذاشتم الان دراز کشیدم کلیپای اموزشیمو ببینم

سوال های مرتبط

مامان آقا آرتا مامان آقا آرتا ۲ سالگی
دیشب بعد کلی صحبت کردن با پسر خونه درباره ی روزایی که میخوایم باهم بسازیم خوابش برد
صبح با سر و صدای اماده شدن همسر یه لحظه بیدار شدم
دیدم ارتا کنارم خوابه
بغلش کردم و دوباره خوابیدم
ساعت ۱۰ و نیم دیدم پسری داره تو بغلم سرفه میکنه
چشامو باز کردم و دیدم بله
چشای قشنگش بسته ست
و داره تو خواب سرفه میکنه
سینه ش هم خلطیه
۱ ساعت منتظر موندم تا بیدارشه
وقتی بیدار شد با یه ناراحتی گفت ماما که همون لحظه متوجه شدم قراره بیشتر از هروقت دیگه ای مادری کنم و حواسم به پسری باشه
همون لحظه قمقمه شو بهش دادم گفتم بیا اب بخور
اب خورد پاشد رفت پیش حموم گفت ابیییی(اب بازی)
گفتم باشه
لباساشو اماده کردم وقتی داشتم لباساشو در میاوردم دیدم تنش یکم داغه
بردمش دوش گرفت قشنگ شستمش
اوردمش بیرون لباسشو پوشوندم دیدم بله سرفه های خلطی کاملا شروع شده و این مامان گفتنایی که تموم نمیشه
گفتم ارتا سوپ میخوری
نه
مرغ میخوری
نه
نون پنیر میخوری
نه
سیب زمینی میخوری
اوووم
یه سیب زمینی و تخم مرغ گذاشتم اب پز بشه پاراکید رو بهش دادم
زنگ زدم همسر گفتم اینجوری شده
گفت من امروز با ماشین اومدم سرکار بمون میام باهم ببریمش دکتر
منم تا اماده شدن صبحانه ش پیشش دراز کشیدم
و به حرفا و غرغرهاش گوش دادم و همراهیش کردم