۱۴ پاسخ

بعضی وقتا مامانم میگه بیا بچتونا جمع کنید یا من اعصاب دیگه ندارم. اون لحظه شاید ناراحت شم ولی بعد که پیش خودم فکر میکنم میبینم واقعا حق داره دیگه اعصاب ندارن

اول اینکه سایه پدر و مادرت مستدام
دوم من از نوشته هات اینجور برداشت کردم که توقع بیش از حد داری ، چرا؟
۱ ،اینکه واقعا از دست دادن عزیز سخته، مادرتون دو تا ضربه پشت سر هم خورده که ممکنه هیچ وقت اون ادم سابق نشه ( میگن داغ دیده رو داغ دیده درک میکنه)
دوم اینکه قرار نیست چون بچه شما شیطونه وسایل جا به جا کنه، سماور برداره، کشو عوض کنه ، خونه خودشه اختیار داره هر جور بچینه، شما باید وقتی بچت میره سمت این چیزا سرگرمش کنی،و بگیریش
سوم اینکه وقتی میری بیرون ،مثل خرید و اینا بچتو ببر، واقعا پدر و مادرا با این همه مشکلات و فکر دیگه توان ندارن، همونجوری که ما خیلی وقتا حوصله بچه خودمون نداریم ، دوست دارند استراحت کنند،
چهارم اگر انقدر حساسی که مثلا واسه تعویض پوشک و اینا خواهرت نبینه، یا همسایه سوال نکنه یا باید از خونه بابات بری ( که اگر درکت ببری بالا واقعا همسایه بودن با خانواده یک نعمته) یا اینکه وقتایی که بچت میره خودتم بری، هر ساعت بچه نفرستی , یا حتی خودت دم به دقیقه نری خونشون،
میگن شیرین برو شیرین بیا،
و کار اشتباه اخرت این بوده که حتی اگر مامانت از قصد بچه یک دستی بلند کرده که شاید واقعا قصدی نداشنه تو حق نداشتی اینجور باهاش برخورد کنی جلو بقیه،
مادر واقعا حرمت داره
و اینگه اگر بشینی هر دقیقه فکر کنی که چرا مامانم به روز نیست، چرا مثل بقیه هوام نداره جز اینکه نشخوار فگری میگیری، و روز به روز کینه ای و عصبی تر میشی و صد در صد رو رفتارت با بچتم تاثیر منفی میزاره اینجوری مامانتم ناراحت میکنی
اگر میخوای کمکش کنی، مثلا بگو مامان بیا با هم بریم آرایشگاه
یا یگ لباس شیک امروزی هدیه واسش بخر
با نرمی برخورد کن باهاش

عزیزم توقعتو کم تر بکن خوب یا که اینقدر حساس نباش خونه مجانی میشی گاهو بیگاه بچه رو بهش مسپاری خوب حوصله ندارن دیگه چه توقعی داری من اگ هر چند ماه یک بار بچه رو بسپارم به مادرم زنگ میزنه بچه دیونم کرد بیا ببرش جای چاقو هارو خودت عوض کن

عزیزم هم شما حق داری هم مامانت سعی کن بچه تو زیاد نفرستی پیشش چون بنده خداها روش تربیت اونا باما فرق داره الان حوصله هم ندارن توقع نداشته باش زیاد سعی کنید از اونجا هم دربشین از اول گفتند دوری دوستی

من مامانم روبرومه ب هیچ وجهههه بچه رو‌پیشش نمیزارم، دیگه اعصاب بزرگ کردن بچه ی مارو ندارن ، شمام جایی میری حتی الامکان بچع رو ببر با خودت،قرارنیست چون همسایه ی مامانتی بچه رو بسپری بهشون، مامانا متفاوتن ، همه مثل هم نیستن یکی کرفتن نوه ش براش آسونه یکی سخت، سعی کن توقع زیادی نداشته باشی بازم هرجور خودت صلاح میدونی عزیزم

عزیزم همه ادما که مثل هم نیستن والا ما هنوز ۳۰سالمون هم نشده حوصله خودمون رو و نگه داشتن بچه خودمون رو نداریم چه برسه اون بنده خدا ها.چرا تا یکی یکم از خودگذشتگیشو کم میکنه بقیه ناراحت میشن.هرکسی یه جوره دیگه نمیشه قضاوت کرد زندگی اونایی که به خودشون میرسن یا حوصله دارن چه جوری بوده که.

منم شاغل بودم ۳ماه میبردم پیش مامانم میذاشتم خیلی پسرمو دوست دارن ولی رفتارشون میدیدم دیدم دیگه توانش ندارن حوصله ندارن و اصلا اونجور ک من میخام نمیتونن گوش بدن عمل کنن دیگه از کارم استعفا دادم الانم هفته ای یبار میرم خونشون
منم مثل تو بقیه رو میدیم انتظار داشتم ازش بهشم میگفتم ولی خب تو این سن ک نمیشه تغییرشون داد خودشون باید بخان
منم خالم از من بدتره تو رسیدگی خوده منم بپاش نمیرسم ولی اون خودش خواسته مثل جونای امروزی باشه نمیشه مامانم منم اینجوری باشه نمیتونه اصلا
ببین باید بپذیری تا بتونی کنار بیایی والا اذیت میشی
راجب محل زندگیتم انقدر باید مدیریت بلد باشی ک انگار مامانت صاحب خونته یا از اونجا جدا بشی
در کل زندگی برا خودت سخت نکن

ببين اگه بچت خيلي ميره خونشون بايد حق بدي اذيتشون ميكنه حوصله ميبرن ديگه بايد تايم مشخصي بذاري بعد اينكه نبايد توقع داشته باشي همه وسال جمع كنن خب كجا بذارن حالا چاقو قضيش فرق داره…ولي فكر كنم زياد ميمونه پيششون يه كم خسته شدن

من دخترم خیلی آرومه میزارم گاهی پیش مامانم ولی پسرم شرهههه با خودم میبرمش هرجا میرم

بنظرم جدا شو برو
مشکل ن از توعه ن از بچت ن از مادرت
مشکل اینه ک دائم پیش همین
ماهم ک‌بامادر شوهر یه جاییم همین داستانها رو داریم

عزیزم بچه رو پیشش نذار خب، مگه مجبوری
من با اینکه شاغل دولتی هستم
همسرمو مجبور کردم ک بره تاکسی بگیره و روزای ک من نیستم خودش از دخترم مراقبت کنه با اینکه طبقه بالای خونه مادر شوهرم هستم و خیلی خوب هم رفتار میکنه
اما اصلا اصلا دوس ندارم کسی ازش مراقبت کنه

حالا حواسش نبوده بچه را دستش اینجوری گرفته عزیزم. زیادی بزرگش کردی والا بقیه حرفایی که زدی ما هم میبینیم ولی مهم نیس برامون. منم طبقه بالا خونه بابامم هفته ای نیم ساعت بچمو نمی‌گیرن منم باید ناراحت باشم؟ یا دعواش میکنن به شوخی یا هر چی باید سریع ناراحت شم؟

اینم بقیش

تصویر

اینم ادامش

تصویر

سوال های مرتبط