۱۹ پاسخ

اینایی که میگن از روی محبت رو ول کن
از اول حد و مرز تعیین کن هم برای همسرت هم خانوادش که در اینده فرزندت هم حد و مرز گذاشتن یاد بگیره
شما مادر اون بچه هستی نه هیچچچکس دیگه تمام

منم مثل تو با مادرشوهرم متاسفانه تو یه ساختمونم اون روز دیدم دختراشو شیر کرد انداختن جون من برید راجب تربیت بچم نظر بدین خودشم اونجا بود خواهرشوهرم گفت اره زنداداش بچه باید اینجور باشه تربیت اونجور باشه گفتم ببین آبجی منو شوهرم کلی قانون و قوانین خاص از الان تعیین کردیم برای تربیت بچمون من حتی رو اومدن و رفتن خونه پدرمادرم و شما قانون گذاشتیم که بچه دو هوائه نشه بعدشم ازتون میخوام تو تربیت منو شوهرم دخالت نکنید فقط اگر میشه وقتی من یه چیز برای بچم نکردم شماهم نکنید 😏😏😏من اگر نزاشتم بیاد پایین شما دخالت نکنید که بزار بیاد آل بل قشنگ شستم پهن کردم تو آفتاب 🤭🙂‍↕️🙂‍↕️🙂‍↕️😌😌😌

از اول برای همه چیت حریم بزار اینجوری این اتفاق نمیوفته

مثلا به هیییچ عنوان جلو دیگران شیر نده
اگه بقیه نشستن یه عذر خواهی کن برو تو اتاق اگه بچه ۵ دیقع شیر خورد ، تو ده دیقه بعد بیا بیرون

موقع تعویض پوشک عذر خواهی کن برو تو اتاق عوض کن
موقع خواب ببر تو اتاق
اینجوری تند تند ببری بچه رو تو خلوت خودت متوجه میشن نباید زیاد نزدیک بشن یا بچه رو ببرن خونه خودشون

درک میکنم ۱۳ سال این مدلی زندگی کردم با دو تا بارداری
زندگی تو این زمانه به اندازه کافی سخت هست با این افکار سخت ترش میکنید . یه کم با دید مثبت نگاه کنید حالا شما زایمان میکنی بچه بزرگ میشه اذیت می‌کنه همه جا رو بهم میریزه اون موقع ببرن پایین نگه دارن خیلی هم خوبه برای شما یه استراحتی میکنی .
اوایلش هم اومدن پیش شما به هر حال ذوق دارن نوه دار شدن مثل مادر خودتون که برای نوه های پسرش ذوق میکنه
چند روز اول میخوای بغل بگیری قنداق راحت تره البته بعضی بچه ها دوست دارند قنداق میشن راحت تر میخوابن حتی الان یه کیسه خواب‌هایی مخصوص نوزاد تولید شده دست و پاهاشون داخل میره زیپ میخوره کشورهای خارجی هم استفاده میکنند .
بازم دوست نداری قنداق که کرد بازش کن بگو گریه کرد اذیت شد دستشویی کرد و این حرفا ....
در کل تربیت و تأثیر پذیری با خود شماست هر چه قدرم بره پایین بازم اصل کار شما هستید .

از رو محبت عزیزم ب دل نگیر

از محبتشه

عزیزم روزای اول آدم انقد خسته میشه دلش میخواد یکی نگر داره یکم بخوابی به خونه برسی
ولی قنداق واقعابده

بهش بگو شما بچه های خودتو بزرگ کردی دیگه الان نوبت ماست که تجربه هاتونو برای بچه داری استفاده کنیم ولی بذارین ماهم بچه داری کردن رو تجربه کنیم

هر موقع گفت میخوام اینجور کنم اونجور کنم بگو مادر بچه منم صلاح بدونم انجام میدم بدشم بچه کوچیک هی نباید جابه جاکرد خونه خودمون راحتره

حتی نمیدونن من حاملم جنسیت بچم چیه

خداروشکر با مادر شوهرم اینا در ارتباط نیستیم

هرکاری کنی بازم حرف میزنن اصلا ممکنه نقطه ضعفت بشه بر علیه خودت استفاده کنن
ببین اینجا یاید سیاست داشته باشی بخند ولی در عمل نزارببرنش
وقتی هم اعتراض کردن یا چیزی گفتن به همسرت بگو نه اینجوری نیس و فلان
درواقع توی حرف مهربون باش ولی در رفتار اصلا محل نده و راه خودتو برو

برو خونه مامانت

بهشون بگو بچم باید پیش خودمون بمونه شما بیایید بالا هر زمان دوست داشتید بعدش راحت بپیچون بگو برام سخته یکسره بچم پایین بمونه

بگو نبرید پایین بچه باید پیش مادرش باشه حالا بهانه مختلف عوض کردن شیر دادنو اینا
اصلن رو نده

ای واای انقد من بدم میاد از این داستان
مامان خودم اینطوره که رو نمیدم بهش
رو نده از اول بهش وگرنه دردسر میشه برات

وایییی عادتم میکنه دیگه شب و روزش پیش اونا میگذره
منم دقیقا همین شرایطم
بچه اولم کلااا عادت کرده به اونا الانم که بزرگ شده کلا میره پیششون دوونمون کرده
کاش حداقل فقط میرفت پیششون
ولی وقتی میره بعد یکی دوساعت اوناروهم بلند میکنه میاره بالا دلم میخواد خودم و اونو همه رو باهم جر بدم واقعااا
الانه که میگم کاش هیچوقت قبول نمیکردم تو یه ساختمون باشیم

همه چی دست خودته عزیزم
دوبار اخم کن نذار ببرن
علنی بهشون بگو دوست ندارم بچه اینجوری دو تربیته میشه و فلان

از اول ک به دنیا اومد زیاد بهشون رو نده بگو بچه رو وقتی خودم اومدم باهام میارم پایین

سوال های مرتبط