کیا مثل من بودن
همه از سختی های دوران بارداری میگن
همه از سختی های زایمان میگن
چرا کسی از سختی های دوران شیردهی چیزی نمیگه
بارداری من سخت نبود از نظر خودم درسته پنج ماه پیاده حتی ده قدم هم نرفتم درسته ک هشت ماه اصلا رابطه جنسی نداشتم ولی خب خداروشکر مشکلی هم نداشتم ک دکتر بهم استراحت بده یا مثلاً یه ماه اول من اصلا ویار نداشتم حالت تهوع نداشتم یا یه نمونه دیگه مثلاً ماه های آخر بارداری شبا خوابیدن اذیت نمی‌کرد بی‌خواب نمی‌شدم
درسته زایمان سخته ولی خب سختیش نهایت تا بیست روز بعد ادامه داره
از نظر خودم زایمان من خوب بود صبح احساس نشتی داشتم و یه کوچولو درد رفتم بیمارستان از ساعت هشت ک بستری شدم ساعت چهار بعد ظهر دخترم بدنیا اومد
ولی یکی هم باشه ک با من هم نظر باشه واقعا شیردهی سخته گاهی صبح ک شیر سینه زیاد میشه میپره گلوی بچه آدم نصفه عمر میشه
یه وقتی اونقدری شیر کم میشه ک بچه سیر نمیشه
واقعا بعد سه ماه گاهی میشه لباس آدم خیس میشه ممکنه جایی باشی ک معذب بشه موقع شیردهی تو خرید هر لباسی باید به این فکر کنی ک شیر دادن برات راحت باشه و خیلی مشکلات دیگه
با این حال یه نفر نباشه درکت کنه و فقط بهت بگن ک شیر خودتو بده
خوب من شیر خودمو میدم ولی خب به چه زبونی بگم که کنه بچه سیر نمیشه و مجبورم شیر خشک کمکی بدم ولی خب جوری با آدم رفتار میکنن ک از قصد شیر نمیدی به بچه دختر من الان سینمو نمیگیره خیلی سخت میگیره اونم فقط در حد پنج دقیقه مک میزنه مجبورم بدوشم تو شیشه بدم مجبورم بهش شیر خشک بدم بچه سه ماهه تنها تغذیه اش شیر ک اگه اونم با میل خودش نخوره و از شیر خوردن زده بشه بدنش ضعیف میمونه
کاش بعضیا بفهمن
بارداری شیردهی زایمان

۱۳ پاسخ

نمیدونم یه عده چرا انقدر زر میزنن.من بچه ی دوممه و خب خیلی تجربه ام بیشتر از کسی که یه بچه داشته..بچه اولمم این شخص بچه نداشت اصلا تو بچه داری دخالت نمیکرد ولی الان فقط راه به راه نظر میده بابا به تو چه طرف خودش میدونه بچش رفلاکس داره کولیک داره دکتر هست دارو هست کسی از تو نظر نمیخواد که😮‍💨😮‍💨😮‍💨از سر دلسوزی یبار دوبار گفتی..خودشون بچشون با یه ساک دعا و اسفند ونمیدونم انواع دمنوش بزرگ کردن الان انتظار دارن بچه من ساکت باشه فقط نگاه کنه😐یا بخوابه وگرنه هزارتا انگ میچسبونن

شیردهی سخت ترین اتفاق زندگیم هست واقعا ، خیلی خیلی حالم باهاش خرابه اما اینقدر منو ترسوندن و میگن شیرخشک هم سخته و عذاب وجدان میدن که دارم ادامه میدم و بابت همین حال خرابم هم نسبت به بچه ام عذاب وجدان دارم ، واقعا حالم خوب نیست گاهی فکر میکنم تا کی زنده میمونم و کلی فکر منفی میاد سراغم . الان پسرم رو خوابوندم اما گریه ام بند نمیاد

عزیزم اصلا گوش نکن من بچم سینمو اصلا نخورد اینقدر ناراحت شدم و بیشتر اطرافیان ناراحتم کردن که افسردگی بعد زایمان گرفتم و اصلا دوست نداشتم حتی بچمو نگاه کنم مجبور شدم رفتم دکتر هنوزم قرص مصرف میکنم تو هر. جور صلاحته رفتار کن هیچکی برا ادم سلامتی و حال خوب نمیشه

در کل هم بارداری سخته هم شیردهی هم بچه داری

دقیقااااحرفای دل منو زدی

عزیزم به حرف هیچکسی گوش نده فقط اون کاری رو که دوس داری انجام بده بقیه برات مهم نباشن حرف زیاد میزنن

دقیقا همه فکر میکنن زایمان کنن دیگه راحت میشه ولی تازه سختیاش شروع میشه کولیک و زردی و رفلاکس و دندن درد و هزار تا چالش دیگه که واقعا سخته ولی میگذره من دوتا بچه دارم و هر دوتا شون هم مثل هم بودن ولی بچه اولم چون تجربه نداشتم واقعا سخت بود

عزیزم اصلا گوش نکن منم خیلییییی حرف میشنیدم بچه ام نگرفت و الان بهش شیرخشک میدم هم خودش راحته هم من هیچکی اندازه خودت صلاح بچتو نمیدونه مادر بودن خودش سخت هست با این چرت و پرتها واسه آدم سخت ترش میکنن

پسر منم سینمو خوب نمیگیره بعضی وقتا هرکار میکنم کلا نمیگیره؛نوک سینه هام درد میکنه ؛بعضی وقتا کلا شیر ندارم منم مجبورم بهش شیرخشک میدم ولی با سرنگ میدم که نکنه یه وقت سینمو نگیره؛هرمرحله از بچه داری سخته

به نظر منم شیر دهی خیلی سخته
من فقط شیر خودمو میدم
شیر مادرم که سبکه بچم همش تو طول شب برا شیر بیدار میشه
آرزوی خواب طولانی دارم

عزیزم به حرف هیچکس گوش نده
کاری که که فکر میکنی درسته انجام بده
بچه چه شیر مادر بخوره چه شیرخشک بزرگ میشه
خودتو عذاب نده

ب حرف هیشکی اهمیت نده تو کار خودتو انجام بده

دقیقا 🫠منم این مشکلو دارم

سوال های مرتبط

مامان آتلیه انلاین مامان آتلیه انلاین ۱۱ ماهگی
ای کاش بعضیا بعد بگیرن انقد دخالت نکنن من از اول هرکاری ک بود کرپم واسه این ک شیرم زیاد بشه سیر افزا خوردم آب هویج هرچی ک بگید من خوردم هرچیییی
ولی بچم با شیرم سیر نمیشد قر میزد گریه میکرد و نمی‌خورد آخه چقد بزارم بچه طفل معصوم گریه کنه و گشنگی بدم ک شیر خودمو بخوره دیگ بخدا داشتم افسرده میشم اطرافیانم شاهدن چقد تلاش کردم
الان شیر خودمم میدم ولی سیر نمیشه و از اول گریه میکرد ک چرا کم میاد اگ هم میدوشیدم ۳۰ تا زوری میشد
الان دیشب رفتم خونه مادربزرگم عموم میگ چرا شیر خودتو نمیدی از کجا می‌دونی بچه سیر نمیشه با سیر خودت سیرش کن میگم آخه مگ شما خونه من بودید وقتی بچم انقد گریه می‌کنه و سیر نمیشه اوایل شاید دو ساعت زیر سینه بود و بعدش باز دهن میچرخوند و گریه میکرد شیر خشک ک می‌دادیم آروم میشد ولی الکی میگفتن کولیک داره ک گریه می‌کنه خب کولیکم داشت ولی وقتی سیر میشد با شیر خشک دیگ آروم میشد خب واسه چی باید گشنگی بدم ب بچه
من خیلی اذیت شدن سر این قضیه این ک بدون این ک اطلاع داشته باشن نظر میدن ک از کجا می‌دونی سیر نمیشه و فلان خیلی عصاب ادمو خورد می‌کنه
هی میگن شیر خشک چرا میدی بخدا این ک میگن شیر مادر فرق داره با شیرخشک مال قدیم بود ک خوراکا خوب بود یه لقمه نون هم می‌خوردم کلی قوتشون میومد الان چی نسل دهه هشتاد ب بعد اکثرشون شیرشون کمه
ولی خوشحالم ک تلاش خودمو کردم وگرنه الان از حرف بقیه بیشتر اذیت میشدم