پارسای من مرخص شده . خداروشکر الان دردی انگار نداره چون خیلی مث قبل این ور اون ور می‌ره . دکتر گفته تا یکی دوماه نباید چهاردست‌وپا بره یا به جایی وایسه ولی نمیتونم کنترلش کنم زیاد آخرش فرار می‌کنه از دستم .
راستی بیمارستان میلاد خیلی خیلی بد بود. آسانسور خراب همش باید با پله می‌رفتی. اصلا نمیومدن سرم هارو چک کنند. ما چندین مرتبه بحث مون شد با پرستارا .
و اینکه دکتر جزینی تا الان فوق العاده بود . خدا خیرش بده تو اتاق عمل فقط قرار بود بیضه رو عمل کنه ولی دیده فتق و چسبندگی روده هم داره ، اونا رو هم عمل کرده که بچه ی بار اذیت بشه .
موقع بهوش اومدن بچم تا چند ساعت بعد هر دفعه خیلی گریه میکرد و شبیه به روانی ها جیغ میکشید . موقع اولین ادرار هم اوضاعش خیلی داغون شد ولی بعدش هی بهتر شد به کمک شیاف .
نمی‌دونم اصلا جملات رو درست نوشتم یا ن . تمرکزی ندارم
می‌نویسم واسه مامانایی که بچه هاشون بیضه نزول نکرده دارن
راستی بیضه اش الان که عمل شده خیلی باد کرده و داره کاملا کبود و سیاه میشه . یکم اوضاعش ترسناکه از لحاظ ظاهری

بارداری سونوگرافی پوشک بچه نوزاد واکسن

تصویر
۲۲ پاسخ

خسته نباشی انشاالله زودتر خوب بشه عزیزم

خداروشکر

الهی شکر ک حالش خوبه الهی هیچ بچه ای روتخت بیمارستان نباشه همیشه توخونشون درحال بازی باشه

الهی عزیزم بمیرم
ایشالا همیشه تنش سالم باشه

انشالله خدا شفاش بده گلم

آفرین عزیزم ک به موقع عمل رو انجام دادی بهترین کار رو کردی 💪🏻

میلاد بخش زنانش هم افتضاحه
رسیدگی ندارن ...بازهم خداراشکر ک نگرانی دراومدی

کاش لاپاراسکوپی میکردین کمتر اذیت میشه

بیضه تو شکم بود؟اورد پایین؟؟؟؟تو سونوها پیدا بود بیضه یا نه؟

ای جان خدا سلامتی بده عزیزم
خدا بهت قوت بده سختی بزرگی رو پشت سر گذاشتی

عزیزم خیلی سخته خدا کمک حالت باشه

وای منم برات اشک ریختم. خدا به دلت توان و صبر بده. پسر گلت هم سلامتیشو هرچه زودتر بدست بیاره

خداروشکر ان شاءالله بزودی خوبه خوب بشه خدا حفظش کنه 🥺❤️

الهی من برات بمیرم بچه رو تو این وضع دیدم اشکم سرازیر شد چطور کنار اومدی پاره تنت رو تو این وضع ببینی بمیرم برای دلت آخه

ایشالا خدا سلامتی بده

اخ عزیزم واقعا سخته خدا هیچ مادریو با بچش امتحان نکنه
ایشالله بسلامتی از بیمارستان دربیاد و هیییچ وقت گذرت ب همچین جایی نیوفته

چقد گریه کردی🫂
امیدوارم آخرین باری باشه که توی بیمارستان میبینیش

عزیزدلم انشالله هرچه زودتر پارسا جون خوب بشه و اتشالله اصلا اذیت نشه❤️❤️

خداقوت بهت مامان مهربون
انشاالله زودگل پسرتون خوب بشه

عزیزم انشاءالله خدا سلامتی و بهبود کامل بده
و خسته نباشی مامان گل❤️

خدا شفا بده خیلی سختی کشیدی عزیزم

عزیزم❤️خدا قوت ب خودت
و ایشالا پارسا جان همیشه سلامت باشه

سوال های مرتبط

مامان جوجو 🐥 مامان جوجو 🐥 ۱ سالگی
تجربه من از عمل همورویید یا بواسیر: قسمت دوم:

هرراهی بگید رفتم. دوتا بیرون زدگی پیدا کرده بودم که یکیش کلا بیرون بود و یکیش وقتی یه کم زور میزدم و دهانه مقعدم باز تر میشد پیدا میشد و انگار یه کم داخل بود. دهانه مقعدم هم زخم بود و من کلا با خونریزی مدفوع میکردم. چرب کردن موقع دفع هم هیچ فایده ای نداشت. تو لگن آب گرم مینشستم فقط یه کم درد و سوزشم بهتر میشد البته تا وقتی تو آب بودم. بعدش پماد میزدم، روغن زیتون، عسل، هیچی فایده نداشت. دیگه به پیشنهاد دکتر قرار شد عمل کنم. البته خیلی می‌ترسیدم. هم از عمل، هم از اولین مدفوع بعد از عمل‌. اخه خیلی هم پرسیدم و خوندم‌، بعضیا انقدر می‌گفتند درد داره و فلان که من واقعا استرس داشتم.
خلاصه دیگه دلو زدم به دریا و رفتم بیمارستان برای تشکیل پرونده و قرار عمل. فقط همین الان بهتون بگم اگر خواستید عمل کنید به هیچ‌وجه سراغ جراحی و بخیه نرید‌. پیش دکتری برید که لیزری عملتون کنه. اصلا هم تو مطب انجام نشه. فقط و فقط بیمارستان. اگر بحث مالی ندارید برید بیمارستان خصوصی که هم تمیزتره هم خلوت تره هم بیشتر بهتون میرسن‌. چهارشنبه نامه دکتر رو بردیم بیمارستان و پرونده تشکیل دادم. شنبه دوباره رفتم برای آزمایش خون و یکشنبه ظهر نوبت عملم شد. اینم بگم که من از دو روز قبل عمل دیگه شروع کردم به سوپ خوردن. فقط غذای نرم و سبک و غیر چرب. آب زیاد. شریت لاکسی ژل. چون دلم نمیخواست اولین مدفوع بعد از عمل دوباره همون بلاها رو سرم بیاره. ولی قبل عمل دیگه دستشویی نرفتم با اینکه مدفوع داشتم چون واقعا میترسیدم حالم بد بشه و با خودم گفتم اگر حین عمل مدفوع داشتم هم خودشون تمیز میکنن، من نمیتونم برم دستشویی دیگه.
و اما روز عمل....
مامان هديه خدا(ستیا😍) مامان هديه خدا(ستیا😍) ۱ سالگی
دوستاي گلم كه حال ستيا رو پرسيدين خداروشكر بهتره
هفته پيش كه جراحي كرديم خيليييييي اذيت شد از يه طرف قبل عمل دوسه نفر اومدن براي رگ گيري كه گفتن نميتونيم يكي اومد يه ربع دست و پاي ستيا رو هي فشار داد بچم كلي گريه كرد آخرشم دوجاي بچه رو سوراخ كرد نتونست رگ بگيره بعد گفتن دكتر اومده ببرينش اتاق عمل يكي رو مياريم اونجا رگ بگيره باز بچه كلي گريه كرد تا بالاخره رگ گرفتن
بعد عمل آوردنش ريكاوري من رفتم ديدم بچم از درد به خودش ميپيچه و ناله ميكنه بغلش كردم تو بغلم خوابيد☹️☹️☹️☹️ دكتر بيهوشي گفت يه ساعت ديگه بهش شير بدين بردنمون تو بخش تا شيشه رو گذاشتم دهنش جيغ زد و گريههههه
كه ديدم ته گلوش خون هست و التهاب داره كه بعد گفتن بخاطر لوله اي كه گذاشتيم موقع عمل
بچم از گرسنگي و درد گلوش گريه ميكرد اما نميتونست چيزي بخوره با اصرار خودم بهش سرم زدن تا غروب بچم فقط گريه ميكرد
با سرنگ قطره چكان با هيچي نميتونست شير بخوره فقط گريه ميكرد خيليييي روز بدي بود
اومديم خونه تا كم كم شير خورد اما تو اين يه هفته شبا تو خواب جيغ ميزنه از بس اون روز ترسيده بود
بدنشم كه بخاطر بيهوشي ضعيف شده يكم بازي ميكنه سرشو ميزاره رو زمين يا مياد بغلم استراحت ميكنه
ستيا كه يه سره همه چيو ميگرفت بلند ميشد الان يبار كه بلند ميشه با كمك مبل ديگه بدنش جون نداره
حالا ميگن عمل مجراي اشكي سادس،آره سادس اما از لحاظ پزشكي و براي پزشك
بچه خيلييييي اذيت ميشه هم بخاطر بيهوشي هم ترسي كه ميمونه تو دلش🙁🙁🙁🙁