۲ پاسخ

بببببلللللههههه...پزشک آسون گیر من که هر دو بچم تحت نظرشون بودم..خوب وقت میذاره نگرانت نمیکنه خوش رفتاره...
ولی کاش نگران کنه ادمو گاهی
اولبن بارداریم آب دور جنین زیاددد بود و ایشون بمن تذکری ندادن و منم تا فرزند دوم حتی نمیدونستم که خوب نیست این قضیه...18 کیلو شده بود شکمم وزن جنین و جفت و آب دورش...کمرم از اونموقع نابود شده هنوزم کمر راست نکردم..برا دومی هم تا اخرین لحظه میگفت جفت سر راهیه هماتوم داری ...دارو مصرف کردم ..ولی هفته سی که خودم به اسرار خودم سونو دادم دید خطر بیشتره نگفت آمپول بتا بزن ..نگفت سونو چسبندگی رو الان برو...هفته سی و دو با سونو چسبندگی رفتم پیشش گفت براتو از من دیگه کاری برنمیاد برو لعیا شیرین زاده ... تا تعطیلات دو روزه بخواد بگذره برم شیرین زاده خونریزی و زایمان زودرس کردم طی یه معجزه شیرین زاده تو بیمارستان بود و عملم ناچار دستش افتاد .. خداروشکر بچه بعد 16 روز NICU(چون امپول ریه رو فقط پنج ساعت قبل زایمان تو بیمارستان زدن بهم و گفتن 24 ساعتم بتونی بمونی خوبه ولی نشدو پنج ساعته رفتم اتاق عمل) تونست به زندگی برگرده ..منم تو سی سالگی هیسترکتومی شدم(برداشتن رحم)
عملی که دکترا تو پنجاه شصت سالگی بزور انجام میدن چون رحم برا سلامتی خانومه مهمه...
البته همون که از اتاق عمل هم زنده بیرون اومدم به خاطر خونریزی زیاد و انتشار مشکل تا مثانه و غیره خودش معجزه بود.. تکنسین اتاق عمل که از آشنایان بودن گفتن چقدر خدا بهتون رحم کرده که دکتر شیرین زاده قبول کرده و اونموقع اونجا بوده...درطی عمل هم بی حس بودم و تمام جو سنگین و اضطرابشونو میدیدم .. پونصد ملیون هم این پروسه هزینه برداشت دیگه درمورد نوزاد نارس هم چیزی نمیگم

تاپییکم

سوال های مرتبط