۲ پاسخ

من فک کنم سخت ترین ماه طی این یک سال بعد از کولیک همین اضطراب جدایی بود ،حقیقتا دهنم صاف شد الان یکم کمتر شده ،درکت میکنم آدم احساس خفگی میکنه ،ببین پیش بشین باهاش بازی کن موقع خواب کنار خودت بخوابون ،ب معنای واقعی ب خودت بچسبون ی چن روز ببینه ک حتی موقع بازکردن چشمش هم پیشش هستی کمتر میشه اضطرابش و از ممه خوری دست برمیداره ،غذا رو هم انگشتی بپز بذار خودش بخوره چون همزمان نیاز ب استقلال هم داره کنار اضطراب جدایی ،زیاد نوشتم امیدوارم ب دردت بخوره

منم همین طوره وضعم. همش بهم چسبیده نمیتونم از جام تکون بخورم

سوال های مرتبط