خداوکیلی قبل از سه سالگی چرا الکی از اذیتای پسرم،عصبی میشدم؟؟؟
۳ سالگی افتضاحهههههههه😩

چرا ی ادم دیگ ای شدن؟؟؟؟پسرِمن خیلی اروم و متین بود .باور کن حس میکنم شب اومدن عوضش کردن و رفتن😶

بخدا از گریه های الکی و لجبازی و جیغ زدناش نمیتانم تحمل کنم🥲🥲🥲

اگ ی چیز کوچیکی باب میل اقا نباشه .‌کن فیکون میکنه همه چیز رو

شوهرم دیروز داشت از سرکار میومد گفت زن یکم رعایت کن صدات از تو کوچه میومد🤦‍♀️😂😂 خونمون ویلاییه من و پسرمم تو حیاط تو جنک بودیم ....


فککن حیاط رو تازه شسته بودم هنوز خیس بود ..پسرم کاسه پر از خاک گلدون رو پر میکرد پخش میکرد تو حیاط .حیاط کلا گل مالی شده بود ...منم اومدم از دستش بردارم ک قایمش کنم .عصبی شد جیغ و گریه خودشو انداخت رو زمین و غلت میزد تو همین گل ها😩😩😩 قبلش هم رفته بود حموم!!!
خدایی ی لحظه مغزم سوت کشید ک هرکاری کردم، ر 💩ید بهش

همون موقع ی دادی زدم ..شوهرمم تو کوچه بود 🤣
خدایی شما باشید عصبی نمیشید؟؟؟؟

۱۱ پاسخ

اگه مارم جر نمیدی😂 باید بگم خب بچسسس
سه سالگی اوج همین گریه الکی بهونه الکی لجبازی و این چیزاس

نیاین بگین خب بچه ست ‌.ک یقه مو جر میدددددم😩😂

وای منم همینم شوهرم میگه انقد داد میزنی صداتو همه همسایه ها شنیدن

وای خدا ..توکل و صبر 🥹🥹🥹

فک کن پریود باشی کنارش ویروس سرماخوردگی هم بگیری یه پسر سه ساله هم داشته باشی
دیگه بریدم توان ندارم خداوکیلی😭

بنظرم ۵ سالگی بدتره

ببین بخداااا من روانی شدم قبل سه سالگی بد بود الان بدتر شده🥲🥲

قشنگگگگ میفهمم چی میگی🥴
۳ سالگی پر چالش ترین سن بوده برام تا الان ولی نسبتا راضیم از ۴ سالگی😂اگه این حس استقلالشو فاکتور بگیرم البته

شوهر منم میگفت صدای تو بلندگو داره انگار پخش میشه تو کوچه🤣
همه همسایه هام دیگ پیر شدن فقط سه تاشون جوان هستند خببچهاشونم بزرگ شدن 🫩

بفرست فقط مهد کودک هم برای خودش خوبه هم تو چند ساعت مغزش خنک تر میشه من ک همین کار کردم

من جیق که چه عرض کنم میزنم دست خودمم نیست بازز رود ناراخت میشم

سوال های مرتبط

مامان دلسا مامان دلسا ۴ سالگی
مامان آرادکوشولو مامان آرادکوشولو ۴ سالگی
یکم دلدرد کنم شاید اروم شم خواب نمیرم از بس دلم شکسته....😔😔😔😔دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...