قبل از پریودی اره
ولی یه سری اینجوری بودم فکر میکردم بی دلیله ولی خوب که فکر کردم بعد از دو سه روز آروم شدم فهمیدم دلیل ناراحتی و عصبانیتم بهخاطر این بوده که دختر خالم زایمانش بود رفته بود بیمارستان همه خاله هام از قبل از این که بستری شه باهاش صبح زود رفته بودن پیشش بودن تا شب
بعد من که زایمان کردم بعد از چند روز به زور زنگ زدن چند روزم پسرم ان ای سیو بود هیچ کدوم نیومدن
بعد از ۱۰ روز اومدن خونمون خیرسرشون یه کادو خیلییی کم اوردن بعدم کلی حرف پشت سرم زدن و یه دعوای بد شد بخاطر حرفای ناحقی که پشت سرم زدن
بعد همش این خاطره ها میومد تو ذهنم با خودم میگفتم چرا من اینقدر تنها بودم موقع زایمان بعد برای زایمان دختر خالم همشون از صبح زود باهاش رفته بودن اصلا دست خودم نبود خیلییی غصه میخوردم
بعد از دو سه روز زن داداشم اومد تو بیمارستان پیشم ۵ دقیقه نشست اصلا هم باهام حرف نزد که بگه حالت چطوره چطوری زایمان کردی چیشد چی نشد و... اینم از این فقط مامان و بابام و مادر شوهرم خداخیرشون بده حتی شوهرمم اونجور که باید نبود روز اولی که من تو ان ای سیو بودم راحت تو خونه خواب بود اصلا نیومد بیمارستان فردا شبش اومد یعنی بعد دوروز بخاطر همین این چیزارو میبینم یا میشنوم خیلی غصه میخورم اصلا دست خودم نیست طولانی شد ببخشید تاحالا این حرفارو جایی نزده بودم یهو همش یادم اومد بغض کردم
خییلی بخصوص قبل پریود
اره ۳_۴روز قبل پریودم هردفعه تامرزطلاق میرم باشوهرم همین که میشم اوکی میشم 😑 طبیعیه ممکنه گاهی هورمونای وامونده کار دستمون بده
عزیزم نگران نباش تو مقصر نیستی همه ی ما داریم یه فشارهایی رو تو زندگی تحمل میکنیم که برامون تحملش خیلی سخته
نزدیک پریودیت نیس؟ از هرموناته احتمالا
🥲🥲🥲🥲🥲
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.