خانما شما چطور فهمیدین باردارین لحظه ای ک فهمیدین چه حسی داشتید ؟

۲۶ پاسخ

زار میزدم تا ی ماه افسردگی شدید داشتم رفتم موندم خونه ی مامانم
داستانش طولانیه🤣🤣🤣🤣

من شک داشتم ب بارداریم چون لک بینی داشتم
بعد وایساده بودم موعدم بیاد تست بزنم چون میگفتم زود بزنم میخوره تو ذوقم روز موعدم صبح ساعت ۶ بیدار شدم تست زدم و مثبت بود 🥰

من یه هفته عقب انداخته بودم بعد یه شب خیلی شکم درد داشتم حالت تهوع اینا بعد فردا بی بی چک زدم مثبت اومد
بعدش انگار باورم نمیشد دستام میلرزید انگار آمادگی این مسئولیت بزرگ رو نداشتم ولی خیلی خوشحال بودم🥹😍😍

بی بی چک زدم منفی شد بعد رفتم بیرون بعد چن ساعت دیدم مثبته رفتم تو شوم

انشالله صحیح و سالم بیان بغلمون 🥹😍♥️

من قبل تست زدن از علائمم فهمیدم و کلی گریه کردم

بهترین‌جفت در جهان خنده و گریه است
آنها هیچگاه همدیگر را ملاقات نمی‌کنند
ولی اگر یک دیگر را ملاقات کنند
آن لحظه بهترین‌لحظه زندگی شماست ❤️
من بی بی زدم هاله انداخت ولی به همشرم‌نگفتم چون میترسیدم کاذب باشه و دلش بشکنه سه روز دیگه زدم مثبت شد رفتم ازمایش جوابشو گرفتم با همسرم‌رفتم‌دکتر نشون بدم نشست تو ماشین و وقتی دکتر بهم‌گفت بارداری کلی گریه کردم از ذوقم دکتر بهم گفت بچه نمیخواستی گفتم از خوشحالی دارم اشک میریزم دکتر آرومم کرد و اشکامو پاک کردم وقتی همسرم دید فکر کرد منفی و اشک میریزم ولی گفتم مثبته داشت اونم‌گریه میگرد چه حس شیرینیه حسی که هیچ‌جوره نمیشه توصیفش کرد حتی الانم دارم مینویسم اشک میریزم
خدا انشالله دامن همه رو سبز کنه و مامانای باردار و من به سلامتی کوچولوهامون رو بغل بگیریم ❤️🙏

من باردار شدم خبر نداشتم وصت جنگ یهو تصمیم به اقدام گرفتیم از اولین روز اقدام تا ۱۸/۲۰روز هر روز بیبی چک زدم همه منفی همش هم حالم بد میشد من فکر میکردم آخرین پریودم بوده نگو لقاح بوده دیگه نا امید شدم یه دونه بیبی چک مونده بود گفتم بزار اینم بزنم بره دیگه نمی‌گیرم نشد دیگه بیبی چک زدم همون لحظه مثبت شد انقد جیغ و داد کردیم با شوهرم همه فهمیدن چون وصت جنگ هم بودیم درگیر مشکلات دیر تر هم رفتم آزمایش و سنو تا اون موقع هم هر روز دوتا میزدم که باورم بشه😁😂

من زیر دلم درد گرفت و تند دسشویی میرفتم زنگ زدم دکترم گفت یا کیسته یا بارداری 🫢🫢
من اینجوری بودم (کیسته مطمئتم 😒😒😒)
شوهرم اینجوری بود (بروووو تست بارداری بگیررررر بارداری 😍😍😍😍)
رفتم تست رو زدم و در کمال ناباوری من حامله بودم و تا نیم ساعت تو شوک بودم 😅😅😅😅😅

متاسفانه از لحظه ای که دادم میدونستم حامله شدم 😂🤦🏻‍♀️

بی بی زدم یه خط بفهمی نفهمی افتاد ازمایش دادم چون روز تولد شوهرم بود من وقت نکردم برم جوابشو بگیرم خودش رفت وقتی اومد گفت دوتامون یه ساعت گریه کردیم😐

من خودم معده درد داشتم بعد رفتم آزمایش دادم گفت ک میکروب داری بعد رفتم پیش دکتر برام یه عالمه دارو نوشت دارو هامم میخوردم حالم بهم میخورد بعد ک رفتم پیش دکتر خودم گفت معدت نیس برو سونو بده رفتم سونو دادم گفت خانم حامله ای گفتم دروغ نگو گفت نمیبینی خانم ایناهاش بعد اومدم به شوهرم گفتم داری بابا میشی از خوشحالی نمیدونست چکار کنه 🤣

خیلی خوشحال شدم

من‌ بی بی زدم نمیخواستم به شوهرم بگم تا موقعیت خوب سوپرایزش کنم اما نتونستم از چشام فهمید قیافم داد میزد که یه چیزی هست😂😂

بارداری اولم که با آی وی اف بود از خوشحالی جیغ میزدم بارداری دوم طبیعی بود با بی بی چک فهمیدم ۲ ماهگی گریه میکردم که نمیخوام

من بعد رابطه ایی ک داشتم همش ب شوهرم میگفتم مواظب شکمم باش ک حامله ام
اونم میگفت دلت خوشه ها با یکبار مگ میشه
و خداروهزار مرتبه شکر و شد
بی بی ام مثبت شد از ذوق داشتم بال بال میزدم ساعت شش صبح بود

من ک از پاییز جلوگیری نمیکردم نگو تنبلی و کیست دارم واس اونه برای عید رفته بودم دکتر قرص اینا داد میخوردم بعد عید دوباره پری نشدم رفتمسونو گفتن کیست داری ت رحم و سینت دیگ گفتم حالا باز نمیشه تا اینا رفع بشه 9خردادم پری شدم اما نگو حاملم واقعا سوپرایز شدم فکر نمبکردم با اون شرایط بشه😁😁خیلیم خووووشحال

منم خدا خواسته باردارشدم بابی بی چک
وقتی فهمیدم چند روز تو شوک بودم
منم سریع همسرمو از خواب بیدار کردم بهش گفتم🤣

تبریک بهت گل من بابت گذروندن این دوران قشنگ حس مادری
من سرماخوردگی شدم رفتم دکتر موقع تجویز دارو بهش گفتم شک دارم باردار باشم چون اقدام کرده بودم همون ماه .بعد آزمایش ادرار دادم همونجا بعد ۲ ساعت جوابش اومد مثبت بود .دوست داشتم از ته دلم بخندم و اشک بریزم اما پزشک آقا بود روم نشد
واقعا فکرشو نمیکردم اینقدر زود خدا بخواد مامان بشم😍😆

بیبی زدم مشکوک بود بعد فردا که زدم کاملا پررنگ بود و من باز اعتماد نکردم فردا رفتیم آزمایش دادیم بعد شوهرم زنگ زد گفت منفیه و اومد خونه دیدم کلی قنادی گرفته همراه خانوادش منم سوپرایز شدم خیلی یهویی

گفتم واااااای دوتا خط عررررر گریه تا دوروز

تازه ب شوهرمم میگفتم میگقت چون اقدام کردی داری توهم میزنی🤣

من برا یک چکاب ساده رفتم پیش دکترم گفت بخواب سونو ومعاینت کنم بعد که سونو کرد گفت شش هفته و سه روز بارداری قلبشم تشکیل شده اصلا حال خودم نفهمیدم مثل دیوونه ها از خوشحالی فقط گریه میکردم

یه حس عجیب انگار باورم نمیشد
بلاتکلیف
من با ازمایش متوجه شدم
گریه‌کردم‌
اومدم‌خونه ب شوهرم گفتم

من قبل هیچ مدل ازمایش وتستی فهمیدم وفقط گریه کردم🤣

بی بی زدم باورم نمیشد رفتم سریع به شوهرم گفتم🤣

سوال های مرتبط

مامان رومیسا مامان رومیسا هفته بیست‌ودوم بارداری
مامان شاهان مامان شاهان ۳ ماهگی