۵ پاسخ

سلام عزیزم در چه حالی گلم زایمانت شروع شد یا نه؟این سرم برای آب بچه است آمپول فشار نیست

عزیزم ی سانتی چطور بستریت کردن

چرا بستری شدی

ی تایپیک دیکه اشتباه جواب میخواستم بدم ولی دنیا اومد بلد باش ایشالا بسلامتی زایمان کنی دردم داری ؟ بچت چیه

جلو کسی ب بچت شیر نده چشم میخوره

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه روزهای ابتدایی تولد
پارت دو#
ساعت ده و نیم شب شد رفتم بیمارستان و بهشون گفتم درد دارم که گفتن بخاب اول معاینه کنیم معاینه کردن و گفتن سه سانت بازشدی و تست nst ازم گرفتن گفتن تستnst دوتادردداری و باید صبرکنی دکترچی میگ گفتم ولی من واقعادرددارم چجوری شمامیگین دوتادرد دیده شده بعددوباره دکتر اومد گفت بروبخاب معاینت کنم ووقتی معاینه کرد گف سه ونیم سانت باز شدی و گفت میخای بستری بشی یامیری خونه دردات زیادشد میای گفتم اگ بمونم تاساعتچند زایمان میکنم گفت معلوم نیس شاید تابعدازظهر شایدم ظهر دودل بودم براموندن و بازم به همسرم گفتم گف بمون فوقش دردات قطع شد دوباره میریم خونه فردا بعدکارای پذیرش رو انجام دادو بستری شدم ی اتاق بهم دادن وبا زنداداشم تماس گرفتم گفتم منوبستری کردن خودتو برسون تا کاراموانجام دادم رسید پیشم و دیگ سروم فشاربهم وصل کردن و ازاونجایی ک همه میگفتن سروم فشارخیلی بده و فلانه اصلا اونقدراهم وحشتناک نبود قطره قطره میومد و من دردام منظم ترمیشدن (پارت بعدی)
مامان پسرم💙 مامان پسرم💙 ۱ ماهگی
تجربه زایمانم پارت ۱
اینو بگم همه مثل من نیستن و جهت ترسوندن کسی نیست فقط چون دوستان دوست داشتن بدونن گفتم من تو کل بارداری فعالیت و ورزش های زیادی داشتم ولی بسته به بدن هرکسی فقط حتما معاینه لگن قبل زایمان بگید انجام بدن من ۱۴ شهریور دیدم فشارم ۱۴ رو ۹ و هرکاری کردم پایین نیومد پاشدیم رفتیم بیمارستان که دیدن فشارم ۱۴ رو ۱۰ گفتن هفته ات بالا ۳۸ هفته و دو روز بودم ختم بارداری و ازامشب برات سروم فشارمیزنیم احتمالا تا صبح زایمان میکنی منم بستری شدم و از ۱۱ شب شروع کردن به معاینه کردن و زدن سروم و امپول فشار که هی معاینه میکردن میگفتن یه سانتی پیشرفت نکردی کم کم از ساعت ۴ صبح دردا و انقباضا شروع شد ولی دریغ از اینکه یه سانت بشه دوسانت همون یه سانت مونده بود دیگه اینقدر تندتندمیامدن معاینه میکردن تموم باسم خون بود حدودا تا ۱۱ صبح ۵ تا سروم و امپول فشاربادوز بالا زدن که تموم بدنم ورم کرده بود و صورتم و بدنم رگای بنفشزده بود بیرون دیگه دستامو نمیتونستم ازشدت ورم تکون بدم