۵ پاسخ

اعتصاب کنه یه روند عادیه
خورد خورد نخورد هم نخورد اینو همیشه یادت باشه
بعدم هنوز بزرگتربشن بدتر هم میکنن فکر میکنی با هوا زنده هستن ولی خب گذراست
سخت نگیر

عزیزم من الان واقعا به این دید نگاه می‌کنم که اگر نخورد غذا رو برمیدارم و میگم گرسنه نیست یا دندون هاش نمیزاره غذا بخوره بهش اصرار نکن خودت و اذیت نکن مثلا همین امروز دخترم صبحونه نخورد ناهار هم نخورد بعدظهر شیر موز خورد فقط دیگه من توی این شرایط عادی برخورد می‌کنم

پسرمنم‌ یه‌ هفتس‌ غذانمیخوره

خب بچه همینه عزیزم دعواش کنی که بهتر نمیشه حال خودت بدتر میشه فقط ما خودمونیم یه روزا میل نداریم اینام همین بالاخره یه وعده نخوره دووعده نخوره ازصبح تاشب یچیز میخوره یا میوه یا میان وعده شیرهم که میخوره گشنه نمی‌مونه ماها همش فک میکنیم الان گشنه موندن وهی غصه میخوریم ولی گشنه نمی‌مونن دعواش نکن اون تازه یکساله اومده تواین دنیا کم کم خوب میشه بچه ست دیگه بیخیال باش بذارجلوش هرچی خودش خورد کافیه براش غذاخوردن آزارش نمی‌ده اما داد و دعوا آزارش میده

کاملا طبیعیه عزیزم‌خودتو‌سرزنش نکن‌همه ی ما به جایی به مرز فروپاشی روانی میرسیم هممون صدامون رو بالا میبریم پس تو‌تنها نیستی
کاری که ما داریم میکنیم خیلی سخته مطمئنم‌مامان‌خیلی خوبی هستی اگه بد بودی که ناراحت نمیشیدی
پس به جای سرزنش کردن خودت سعی کن نادیده بگیری اگه گرسنه باشه میخوره گاهی به خاطر دندون‌در اوردن بی اشتها میشن‌منم این موضوع رو تجربه کردم اکه نخورد اروم‌باش نیم ساعت بعد باز تکرار کن اکه باز نخورد اصرار نکن وعده ی بعدی رو حتما میخوره

سوال های مرتبط

مامان nini مامان nini ۱ سالگی
همیشه دلم میخواست یکیو داشتم موقع حال بدیام میرفتم کنارش خودمو خالی میکردم اما نبود یوقتا میام خودمو اینجا خالی میکنم
یکساعته دارم گریه میکنم دخترم امروز خیلی اذیتم کرده چن باری اطرافیان برای اینکه دخترم بره بغلشون گوشی نشون دادن بهش اینم عادت کرده از عصری بخاطر گوشی داره گریه یمکنه که بازش کن منم انقدر فشار رومه سرش بدجور داد زدم بعدش از ناراحتیم فقط گریه کردم راستش من از بعد زایمانم یه ادم دیگه شدم حس میکنم افسرده شدم چون مدام به همه چی عصبانی میشم دخترم که گوشی میخواس سرش داد زدم از حرصم گوشیمو پرت کردم صفحش یکم شکست بعد زدم تو سرخودم و دخترمم گریه میکرد فقط حس میکنم روانم دیگه متلاشی شده کم اوردم دیگه حتی خواب هم ندارم از دستش ناشکری نمیکنم دخترم نباشه منم نیستم اما دیگه خستم نه کمکی دارم نه کسی که درکم کنه فقط میدونم دارم میمیرم یوقتا قلبم چنان تیرمیکشه که حس میکنم از فشار زیاد دارم سکته میکنم تو این یکسالو نیم خوابمم کم شده عصبانیتم زیاد من یه مامان بدیم که انقدر سر بچم داد زدم نتونستم خودمو کنترل کنم که دراینده بچم ضربه میخوره دیگه میخوام هرجور شده شیرخشکیش کنم حتی شده کامل از شیر بگیرم ولی برم پیش روانپزشک شاید ارامبخش داد یکم اروم شدم دخترم بیشتراز شیر به یه مادر با روان اروم نیاز داره...هعععی
فرزندپروری #پوشک #شیرخشک