۴ پاسخ

هیچی تو خونم با بچه کوچیک حوصلم سر رفته ماشینمون بخاطر خونه فروختیم الان تو خونه زندانیم 😮‍💨نه دوری نه چیزی

موفق باشی عزیزم من خونه خواهرم هر دو بچه هام امروز افتادن پر دهنشون خون شد اعصاب برام نزاشتن 🤦‍♀️

از صورتت هم عکس بزار

موفق باشیی
منم از صب خونه بودم کیک هم پختمم تو تایپیک هام هستت😂😂

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۱ سالگی
امروز ۱۲/۵ بعد از چند روز که خونه مامانم بودم یا کسی پیشم بود (چون حالم خوب نبود)امروز دوباره با نیکا تنها شدم،حس و حالم خیلی عجیب بود منی که قبل ازین،از تو خونه موندن و تنها با بچه بودن خسته میشدم بی حوصله و کلافه میشدم،دائم یا دوست داشتم برم بیرون یا کسی پیشم باشه.... اما امروز تا اومدم خونه خودمون و با نیکا تنها شدم بغض کردم چقد‌دلتنگ این لحظه ها شده بودم ،چقد حال و هوای دوتایی بودنمون رو‌ دوس‌دارم حتی نیکا انکار دلش برای خونه و اسباب بازی هاش تنگ شده بود .چقد برام ثانیه ثانیه با هم بودنمون با ارزش شده بود چقد‌ بازی کردیم و بهمون خوش گذشت ... ❤️❤️یه لحظه هایی رو تو زندگی‌ داریم که فقط دوس داریم زودتر بگذرن بدون اینکه قدرشونو بدونیم ،بدون اینکه فک‌کنیم اون لحظه ها دیگه برنمی‌گرده مثلا اینکه نیکا ده ماه و چهارده روز داشته باشه، مشغول ظرف شستن باشی و داره چهار دست و پا میاد سمتت و ماما ماما میگه،یا اینکه به وقتش نخوابه‌ و شیطونی کنه هی بهت نگاه کنه و شیرین کاریاشو انجام بده تا تو بخندی🥹..... کاش یادم بمونه قدر تک‌تک لحظه هامو بدونم که دیگه برنمی‌گرده .....