۵ پاسخ

من اینجوری یاد دادم
هرچیزی که براش ممنوع باشه بره سمتش انگشت اشارمو به چپ و راست تکون میدم بعدم میگم نو نو نو نو (آهنگین طور )
دخترمم یاد گرفته خودش سمت چیزای ممنوعه بره به ما نگاه میکنه انگشتشو تکون میده

من تا میگم نه نکن بد تر می‌کنه

تلوزیون که باید به دیوار وصل بشه حتما وگرنه خرابش میکنه حتی با محافظ صحفه...

ولی نه رو منم نمیدونم چطور یادش بدم واقعا چون جدی میشم جوری نگام میکنه سریع خندم میگیره

ما خط قرمز گذاشتیم رو تی وی

تلویزیون رو بالا تر نصب کن ک دستش بهش نرسه چیزا خیلی گرون شده

سوال های مرتبط

مامان پسری مامان پسری ۱۵ ماهگی
نظرتون رو با توجه به خواسته ما بگید...
من بعد کارن دلم نمیخواست بچه دیگه داشته باشم به دو دلیل : اولین دلیلم این بود که کارم رو نمیتونم اونجوری ک میخوام ارتقا بدم و باید چند سالی بمونم تا بزرگ بشن بعد دوباره شروع کنم و دلیل دوم این بود که حس میکردم نمیتونم عشقی ک نسبت به کارن دارم رو تقسیم کنم با بچه دوم و این اذیتم میکرد ک کارن رو اونجوری ک میتونم دوست نداشته باشم یا وقت کم بیارم واسش ، نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه ! من الان کلا بر مدار کارن زندگی میکنم ، هرچی کار میکنم واسه کارن ، همه روزم واسه کارن ، از وقتی یک ماهش بود زبان دوم رو باهاش حرف میزدم و الان یک ماهه دوره خریدم واسش ! مسلما من اگر بچه دومی باشی نه میتونم کار کنم نه انقد واسه پسرم وقت بزارم چون باید تقسیم کنم زمان رو ، برعکس من شوهرم میگفت یکی دیگه بیاریم ولی الان مدتیه میگه دیگه بچه دیگه نمیخوام ، از لحاظ مالی نه ها ، میگه میخوام عمرم رو واسه کارن بزارم و نمیخوام فقط کار کنم که زندگی بچه ها رو تامین کنم ، میگه میخوام تا وقتی هستیم با کارن لذت ببریم و دور دنیا رو بگردیم و فقط فکر آینده بچه نباشیم پس خودمون چی!!! برای همین میگه وسایل کارن مث روروئک و تخت کنار مادر و شیردوش و اینارو بفروش ولی من همه رو نگه داشتم ، حس دودلی دارم ، با تک فرزند ها صحبت کردم نود درصدشون راضی بود ( منظورم بچه های تک فرزنده که الان خودشون بزرگن) برای همین با همسرم تصمیم گرفتیم برای روحیه کارن به فکر یه حیوون خونگی بیفتیم که کارن از لحاظ روحی ساپورت شه ، حالا با مشاور حرف زدم یه چیزایی گفته بیشتر میگفت صبر کن کارن دوسالش شه بعد ، تجربه شما در خصوص بچه دوم چیه؟