۱۲ پاسخ

والا اگه بقیه منو نخورن کارم به جایی کشیده از پسرم متنفر شدم نه اعصاب برام مونده نه جسم سالم نه آرامش
نمیدونم بخدا چطور میگن بچه شیرینی زندگی هست

وای مثل پسرم

خداروشکر همشون عین همن 🤣🤣
پسر منم هرسری سر لباس پوشیدن منو حرص میده

منم منم دارم دیوونه میشم بخدااز زاده خودم پشیمونم فقط لج میکنه میخنده .میزنه خرابکاری میکنه میخنده

من سربعضی وقتا لباس و بیشتر کفش پوشیدن مشکل داریم😒

ببین جانا هم همینه
راه مار من برای لباس پوشیدن اینه ک میگم یه چیزی تعریف کنم بچه بودم فلان و فلان داستان میگم اونم با تعجب نگاه میکنه و منم تند تند لباس تنش میکنم یا کارتن میزارم داره میبینه براش لباس تن میکنم

وای من امروز دیگه روانی شدم‌ بخدا

عزیزم تو این سن ۲ تا ۴ سال همه بچه ها همینجورن ب شدت لجباز و ی دنده و میخان ک مستقل باشن حرف حرف خودشون باشه.
پسر منم خیلی اذیتم میکنه خداییش صبرم تموم شده اونروز نشستم گریه کردم از دستش.
انشاالله خدا همه بچه هارو اهل و اروم کنه

فرهان شما۳سالشه فرهان من ۱۱سالشه بخدا روانیمون کرده چون تراول لوس باراوردیم

منم باهات هم دردم 😓
امروز بردم بهداشت ن رفت رو ترازو ن گذاشت قدشو بگیره وسط اونجا خودشو زد زمین گریه ی کارایی کرد ک اونجا گفتن همیشه اینجوریه گفتم یکی دوماهه خیلی زیادشده گف ببرش روانشناس🤷‍♀️😓

دوست عزیز پسر منم همینجوری شده داد و بیداد میکنه گاهی میزنه خلاصه خیلی داغونیم

دختر منم همینه خیلی لجبازه کارایی میکنه ک روانی میشم دیشب خودکار همچین فرو کرد ب کتفم زخم شد منم عصبی شدم زدمش بعد پشیمون شدم🥺🥺😵‍💫😵‍💫

سوال های مرتبط

مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
سلام خوبید چه خبرا من که دیگه دارم میمیرم از دست این بچه نمی‌فهمم چی کنم حالم بده دلم میخواد بزارم برم راحت بشم دیگه نمیکشم کل دیروز فقط غر زد دیشبم فقط گریه بهونه الکی همش میگه بریم بیرون بریم خونه مادرشوهرم میریم اونجا میگه برگردیم خونه میخوایم برگردیم تاکسی میگیرم بریم میگه من نمیام دنبال همه گریه میکنه خستم کرد خونه هرکس بریم بت گریه میاد خونه هرکسی هم بیاد خونمون اینقدر گریه میکنه که نرن خونشون یا منم باهاشون برم همه میگن از تنهایی هست هم بازی میخواد خواستم بزارم مهد اینجا که هستیم شهرستان هست کلن ۳ تا دونه مهد ذاره رفتم دیدم اصلا به درد نمی‌خورد گفتم بزارمش مهد چهارتا فوشم یاد میگیره همین الانشم چندتا یادگرفته تا ناراحت میشه دعواش میشه اونا رو میگه اینقدر اطرافیان گفتن بچه دوم بیار خوب میشه فکرم درگیرش شده اما میدونم بیارم اوضاع بدتر میشه دیشب از دست کاراش نشستم گریه کردم اینقدر لجباز شده میگن نکن بدتر میشه انگار فقط میخواد لج منو دربیاره با من طرف بشه اصلا ازم حساب نمی‌بره فقط انگار دوتا خواهریم تا مادر دختر