سلام خوبید چه خبرا من که دیگه دارم میمیرم از دست این بچه نمی‌فهمم چی کنم حالم بده دلم میخواد بزارم برم راحت بشم دیگه نمیکشم کل دیروز فقط غر زد دیشبم فقط گریه بهونه الکی همش میگه بریم بیرون بریم خونه مادرشوهرم میریم اونجا میگه برگردیم خونه میخوایم برگردیم تاکسی میگیرم بریم میگه من نمیام دنبال همه گریه میکنه خستم کرد خونه هرکس بریم بت گریه میاد خونه هرکسی هم بیاد خونمون اینقدر گریه میکنه که نرن خونشون یا منم باهاشون برم همه میگن از تنهایی هست هم بازی میخواد خواستم بزارم مهد اینجا که هستیم شهرستان هست کلن ۳ تا دونه مهد ذاره رفتم دیدم اصلا به درد نمی‌خورد گفتم بزارمش مهد چهارتا فوشم یاد میگیره همین الانشم چندتا یادگرفته تا ناراحت میشه دعواش میشه اونا رو میگه اینقدر اطرافیان گفتن بچه دوم بیار خوب میشه فکرم درگیرش شده اما میدونم بیارم اوضاع بدتر میشه دیشب از دست کاراش نشستم گریه کردم اینقدر لجباز شده میگن نکن بدتر میشه انگار فقط میخواد لج منو دربیاره با من طرف بشه اصلا ازم حساب نمی‌بره فقط انگار دوتا خواهریم تا مادر دختر

تصویر
۶ پاسخ

چاله رو به چاه تبدیل نکن .. مشکل بچتو در بیار شاید حس عصبانیتتو میفهمه شاید روش زبون خوش و کناراومدن پیش بری این حالتاش کمتر بشه
جز مشاوره کودک چیزی کمکت نمیکنه

تو کارای خونه دخالتش بده مثلا برنج پاک کنه یا حتی سبک تر و یا حتی قابلمه هارو بذار جلوش هی توی هم بچینه یا اگه خواست خودش تو کابینت بچینه
بهش مسئولیت سبک بده مثلا اسباب بازیاشو بریزه توسبد
تنوع به بازیاش بده
این بچه جز تنوع چیز دیگه ای نمی‌خوان
اگه میتونی استخر ببرش
اگه میتونی تئاتر عروسکی ببر
یا هرجایی که فک میکنی براش متنوع تره

خاک بازی خمیر بازی. کاردستی بالا بلندی قایم موشک پازل نقاشی ماژیک رو تخته
بازی‌های فکری خاله بازی

بچهه دوم ک اصلا حرفشم نزن بدتر میشه . همون مهدبزار بازی کنه خسته میشه بیشتر رفتاری لجبازیش بهش بها داده شده

فکر بچه دومو از مغزت بیرون کن اطرافیان کوته فکر تشریف دارن بچه ای که اینقدر لجبازو اذیته با این کاراش درخواست محبت میکنه بیشار بهش محبت کن بیشترنازش کن بیشتر باهاش وقت بگذرون واسش شعر بخون قصه بخون تو خونه باهم قایم موشک بازی کنین بالش بازی کنید منطورم بالشای کوسنی رو پرت کنید سمت هم بدو بدو کنید اهنگ بزار برقصین اینکارارو بکن اگه بهتر نشد
با اومدن بچه دوم احساس ناامنیش بیشتر میشه فکر میکنه شمارو از دست داده وضعش بدتر میشه
بلایی که دختر خاله خودم سر خودش اورد الان به شدت پشیمونه و هر کسی رو میبینه میگه وقتی بچه کوچیک دارین دوباره بچه نیارین بزارید بچه یکم از ابو گل دربیاد مدرسه بره بعد به فکر دومی باشه اینقدر بچه اش اذیتش میکنه نه میزاره به کوچیه شیر بده نه تمیزش کنه همش به مامانش چسبیده همش گریه میکنه بغلم کن

پسرمنم اینجوری میکردولی خب نبایدبه گریه هاش اهمیت دادمن که دیربه دیرجایی میرفتم الان یه کم بهتر شده

منم دخترم همسن دخترشماس کسی میادگریه میکنه میره نره میریم جاییم همینطورحالاخیلی چیزاروهم خوب میفهمه حالایه جاهایی هم اذیت دارن خب چراانقدسختش میکنه براخودت البته اینم بگم همه میگن حتی خودمم براتنهاییه خب منم شرابطشوندارم بچه دوم ،بچس بزرگ میشه همه اینامیشه خاطره من مشگلای دیگه ی زندگی اذیتم میکنه ایناروهیچی نمیبینم‌

سوال های مرتبط

مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی