۱۳ پاسخ

همیشه ک آدم نمیخاد زایمان کنه
اصلا اصلا بیمارستان دولتی نرید مخصوصا هاشمی نژاد...۱۷شهریور..ام‌البنین...امام حسین...و بقی دولتی ها کشتارگاهه بیشتر تا بیمارستان...
حداقل اگ خصوصی نمیرید نیمه خصوصی برید مث امام زمان...موسی بن جعفر...شمس الشموس...
من خودم شمس الشموس رفتم هیچکس نبود خودم تک تنها بودم تو زایشگاه حتی گوشیم دستم بود و مامانم راه دادن داخل

من زایمان کردم شده قرض بکن برو بیمارستان خصوصی ولی اونجا نرو خواهر

تو زایشگاه پرستار نیست ماما هست فقط

من شمس الشموس زایمان کردم نیمه دولتی حساب میشه
خیلی خلوت بود و هر زائو یه اتاق جدا برا خودش برا زایمان داشت کسی با هم قر و قاتی نبود. کلا زایمانم سخت بود اما از لحاظ تمیزی و خلوتی اقلا دغدغه نداشتم خواستین اونجا هم میتونین برین.
اگه بیمه تکمیلی هم داشته باشین که براتون نامه و مدارک میدن مبلغو از بیمه پس میگیرین

امام حسین دولتی نیس نیمه خصوصیه و عالیه من جفت زایمان هام اونجا بود راضی بودم

قائم چطور وایی من دلم میخادچنارون زایمان کنم مشهدنیام راستم وحشتناک بیمارستان دولتی ولایت کجاس بابیمه قبول میکنه

دوبار اونجا زایمان کردم
بچه اولم برام نموند به دلایلی
بچه دومم عذاب کشیدم

شریعتی رفتم عااالی بود خلوت رسیدگی عالی رفتار پرستار ماما ها بیست

چه آمپولی زدن برات عزیزم

منم ولایت میرم این بار بار نوار قلب اول ببینم چطوره ولایت همون امل البنین دیگه من تا دخترم اونجا بود هرچی بود از هاشمی نژاد بهتره بعد زایمان بهم کاچی دادن رو هردوتا دخترم کلی رسیدگی اتاق زایمان تختاش یک نفره بود هاشمی نژاد اتاق زایمان نیست سالن زایمان چندتا تخت زایمان تو یک اتاقه افتضاحه باورتون نمیشه چند ساعت بعد این که اومده بودم بیرون هنوز گریه میکردم آخر شوهرم گفت حتی شده سختش بشه هر جوری شده میفرستم خصوصی من نميخوام بهش فشار بیارم آخه

من ولایت زایمان کردم اونم دولتی ولی تمام پرستار هاش خیلی خوب بودن مهربون برای نوار قلب یک سری هاشمی نژاد رفتم اره خیلی بده برو ولایت

دیگه اونجا دولتی هست

منم شنیدم افتضاحه خیلی

سوال های مرتبط

مامان نیلماه مامان نیلماه ۵ ماهگی
پارت چهار تجربه زایمان

رفتم اونجا و حقیقتا اول جا خوردم چون از لحاظ شیک بودن مهر یچیز دیگه بود و من همونجا پشیمون شدم که چرا اومدم اینجا
ماما اونجا دوباره گفت باید معاینه کنم گفتم توروخدا معاینه نکنین من یک ساعت پیش معاینه شدم ولی گفت 10 جای دیگه هم بری دوباره معاینت میکنن
و دوباره درد و گریه و...
اینجا ولی خانمه یکم بد اخلاق بود اما حرفه ای تر بود از نظر من و دکترمم گفتن موسی ابن جعفر از نظر من پرسنل خیلی حرفه ای داره
اونجا زنگ زدن به دکترم و گفتن دهانه رحم اصلا باز نیست و دوباره ان اس تی وصل کرد و گفت فقط بخاطر انقباض منظم از نظر من باید بستری بشه و الا دهانه رحم بستست و من از ظهر که وارد بیمارستان شدم تا ساعت 9 و نیم 10 شب رو تخت زایشگاه طاق باز بودم و انواع دارو استفاده کردن تا درد و انقباضم از بین بره بعدش که دستگاه انقباض نشون نداد گذاشتن برم بخش و گفتن فردا صبح یبار دیگه ان اس تی میگیریم اگه خوب بود مرخصی

البته بگم تو اون ساعت‌هایی که داخل زایشگاه بودم دوبار سوند وصل کردن بهم که واقعا دردناک بود و دوبار هم معاینه کردن و واقعا اذیت شدم و فقط اشک می‌ریختم
مامان پناه مامان پناه ۱ سالگی
سلام خانما تجربه من به عنوان مامان اولی زایمان طبیعی
اینقدری که ترس داشتم و وحشت داشتم از چیزایی که در مورد زایمان طبیعی شنیده بودم از معاینه ها گرفته تا خوده زایمان
چون دیابتی بودم دکتر گفت 37هفته ختم بارداری
رفتم معاینه شدم گفتن یه سانت بازی و دهانه رحمت خیلی نرمه
من از هفته 37روزی نیم ساعت پیاده روی و روزی دو تا شیاف گل مغربی و ورزش های که خیلی تاثیر داشت و رابطه بدون جلوگیری
رفتم معاینه تحریکی انجام دادم چون تجربه نداشتم اینقدر ازش استرس داشتم و حالم بد بود که چقدر وحشتناک ولی واقعا اینجوری نبود با تنفس میشد تحملش کرد و بستگی داره کی معاینه کنه
یه شب بعد از معاینه تحریکی کیسه ابم پاره شد و ساعت دو شب بستری شدم
با آمپول فشار و ورزش ها و وان آب گرم و ماساژ ها ساعت و نه و نیم صبح دخترم دنیا اومد
سه تا بخیه خوردم
ماما همراه داشتم واقعا واقعا خیلی تاثیر داشت و خیلی خوب بود از صفر تا صد کارا خودش برام انجام داد و همش کنارم بود تا دو ساعت بعد دنیا اومدن بچه
به عنوان مامان اولی که تجربه کردم دردش یکم بد بود ولی از لحاظ روحی من اذیت شدم و درد تو کمرش قابل تحمل بود یکم تو زیر شکم میزد تحملش سخت بود یکم ولی راضی ام و می ارزید
اینم تجربه من
مامان ♥️حسین♥️ مامان ♥️حسین♥️ ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان :
من سونو سی و دو هفتگی رفتم آب درو بچه ام ۱۹ سانت بود ولی با گذشت دو هفته که دکترم برای چکاپ گفته بود بیا رفتم گف که آب دورش شده ۸ سانت .
همون شبی به من نامه بستری دادن و بستری شدم ولی یه هفته آیی منو نگهداشتن بخش مراقبت های زنان دکترم میخوای که من ۳۶ هفتگی ختم بخورم ولی به دلیل ترحشات و کم شدن حرکت جنین دکترم بهم ختم داد روز ۱۲ آبان من از ساعت ۱۲ صب دارو های مخصوص دادن تا ۱۲ شب دیدن انقباض منو نمیگیره و این شد که از ساعت ۱۲ شب آمپول فشار زدن بهم دردهای سنگین و وحشتناک 🫠🫠🫠 خلاصه کلی درد کشیدم و تا از خود بیمارستان ماما همراه گرفتم و اون خیلی کمک کرد بهم اگه اون نبود من تا چهار روز دیگه زایمان نمی‌کردم از ساعت ۱۲ ظهر دیروز تا سه بعدازظهر درد های وحشتناک زایمان ینی هر انقباض ده دقیقه میشد 😂 مردم فقططط
از ساعت سه بعدازظهر ماما همراه من رفته بود صحبت کرده بود آمپول بی دردی بهم زدن از ساعت سه بعدازظهر تا پنج بعدازظهر بی درد شدم ولی دوباره دردهای شدید آمد و دقیق تا شش بعد اظهر گل پسری و گذاشتن رو شکمم❤️🥰😘