سلام ،
مامانایی که بچه هاتون هم سن و سال پسر من هستن،
پسر من اصلا گوش شنوا نداره!!!
مثلا باهاش حرف بزنم بگم الان که رفتیم خونه فلانی نباید شلوغ کنی،
یا الان که رفتیم مهد با دوستات باید نوبت رو رعایت کنی،
یا وقتی میخوام بهش بگم این اسباب بازی برای تو نیست،
یا مثلا الان پول پیشم نیست بریم از تو خونه برداریم بعدش بریم مغازه!
اصلا انگار نمیشنوه من چی میگم !!!
فقط تو مواقع حساس که میخوام براش توضیح بدم جیغ میزنه و گریه میکنه،مگه اینکه با شدت دعواش کنم یکذره گوش میده.
واقعا نمیدونم چکار کنم !!!
از اول همه میگفتن تو باید براش همه چیزو توضیح بدی اما این بچه اصلا گوش نمیده که من بخوام براش چیزی رو توضیح بدم،
از نظر تربیتی هم من خیلی حواسم هست نه الکی دعواش میکنم نه کیزنمش نه خیلی هر چی بگه گوش میدم،
یعنی نمیدونم دیگه من میگم شاید باید مکمل خاصی بهش بدم که باعث تمرکز بیشترش بشه،
مشاور و گفتار درمانی هم که بردم گفت فوق العاده بچه باهوشیه اما هوش هیجانیش بالاتره مثلا از ابن بچه هاییه که تو ورزش خیلی موفق تره تا هنر .

تصویر
۱۳ پاسخ

دختر من دقیقا همینجوریه

عزیزم اقتضای سنشونه
حساس نباش
پسر من ۱۰ پله از لیام این رفتاراش بدتره
ولی خب چی کنم
میگذره

دختر منم همینه من دیگه رد دادم حس میکنم در مقابل این کوچولو منم که کم اوردم حس میکنم اون شده رییس خودش و من و من دارم ازون اطاعت میکنم حتی به غلط

بچه ها بلد نیستند هیجانات خودشون رو کنترل کنند هرچقدر هم از قبل بیایم مثلا ذهنشون رو آماده کنیم بازهم توی موقعیت قشقرق به پا میکنند ، به نظر من فعلا اصلا باید و نباید در کار نباشه ، حالا یه قشقرق دیگه کمی بعد خسته میشه ول میکنه ، پسر من مهمونی بریم برگردیم محاله جنجال نکنه پنج دقیقه زر میزنه میبینه ما سفت وایسادیم روی حرف خودمون باهامون راه میاد ، فقط باید روی حرف و خواسته خودمون محکم وایسیم

من یجا خوندم که این چیزا رو تو قالب بازی باید از قبل یادشون بدیم که تو اون موقع حساس بچه بلد باشه و نخوایم بگیم چیکار کنه..ولی بنظر من بیشتر به مدل و ژنتیک خوده بچست..بچه ها خیلی با هم متفاوتن..تو ک تلاش خودتو کردی بذار به حساب سنش..تحمل کن تا بگذره

باید صبوری کنی و اصلا وقتی گریه و جیغ زد از موضع خودت پایین نیای چون گرفتار میشی

حالا نلین مدلش اینجوریه که کامل به حرفهام گوش و توجه می کنم و تازه جوابم هم با لجبازی میده
مثلا بهش میگم نلین رفتی کلاس نقاشی نذار کسی بغلت کنه هر کس بغلت کرد بگو ویروس اومده بیماری اومده بهم میگه نه میخام بغلشون کنم اونها هم بغلم کنند همین شد که هفته پیش همسرم رفت دنبالش دید توی بغلشون هستش اومده بهم میگه منو بغل کردند و دقیقا شیش مریض شد
توی بقیه چیزها بیشتر اوقات گوش می کنه ولی خب پیش میاد هم پشت هم تکرار کنه اصلا قبول نکنه
من از خونه که می رفتیم بیرون بهش می گفتم ببین نلین امروز هیچ خریدی برای شما نداریم و فقط چند تا خرید خونه داریم اصرار هم می‌کرد نمی خریدم نلین هم اولها مثل لیام جان همینطوری بودش اصلا گوش شنوا نداشت ولی من از توی خونه باهاش صبحتمو میکردم خیلی اوقات حتی مجبور میشدم دستهاشو بگیرم چشم توی چشمش نگاه کنم حرفمو بزنم بعد بهش میگم مامان متوجه شدیی نمیدونم یعنی خیلی تکرار کردم بهتر شده یا چی

جالبه پسر من وقتی آرومه به توضیحاتم گوش میده ولی اصلا بهشون عمل نمیکنه

دختر‌منم دقیقااا همینه

دقیقا میگن نباید اینارو به بچه بگین چون دقیقا همینکارا رو می‌کنه. یکم بیخیال شو و توضیح نده. قوانین این شکلی بهش نگو تا حساسیتش کم بشه

بزار گریه کنه و جیغ بزنه اخرش خودش خسته میشه
این گریه و جیغ شده یه ابزاری براش که به خواسته هاش برسه و به حرف کسی گوش نده

فقط اینو بگم
میگن اگ بچه به صدای بلند عادت کنه فقط طبق عادت پیش میره و تا داد نزدی گوش نمیده
متاسفانه منم زیاد داد میزنم چن وقته واقعا گوش نمیدن😂

انقد بیش از اندازه بکن نکن کردی بدتر هم شده

سوال های مرتبط

مامان یزدان مامان یزدان ۳ سالگی
سلام مامانا من از دست این بچه خیلی عصبی شدم میترسم آخر سکته کنم بعضی موقع ها دیگه طوری به مغزم فشار میاد که میگم الان رگ مغزم می ترکه اصلا حرف گوش نمیده هرچی خودم کنترل میکنم که به درستی بهش میگم مامان نکن خطرناکه یا فلان چی کثیف هست دست نزن بدتر می‌کنه که دیگه مجبور بشم یا کتکش بزنم یا دعواش بکنم مثلا اگر رفتیم خیابون اصلا یه جا بند نیست فقط دو می‌کنه هرچی میگم ماشین میاد خطرناکه اصلا حالیش نیست او روز رفتم بازار تو پاساژ دو می‌زنه من برم پله برقی هرچی میگم نرو خطرناکه باهم میریم اصلا نمی ترسه دیگه اول تا آخر بغلش کردم که دیگه خورد شدم کاری می‌کنه که جلو همه دعواش کنم الان هم از خواب که بیدار شده تو یک ساعت ده تا خرابکاری کرده رفته رو صندلی قیچی آورده میگم بده به من قیچی خودت بردار نمیدهد اومدم تاید بریزم تو شیشه اومده فوتش کرده ریخته تو صورت و موهاش بعدش هم رفته ظرف لوبیا که خیس داده بودم از رو کمد ریخته کف آشپزخونه باباش هم اگر گفتم ببرش بیرون میگه خودت هم بیا اگرم حرفی زدم میگه بچه هست ولی اگر خودش ده دقیقه بردش میگه بیا که دیوونه شدم
مامان کاوه مامان کاوه ۴ سالگی
سلام مامانا دوستم یه پسر داره یه ماه از کاوه بزرگتره دیشب بهم زنگ زد خیلی نگران بود میگفت پسرم بعضی روزا میره خونه مادرشوهرم میگه مادرشوهره هی زنگ میزنه یا وقتی منومیبینه میگه پسرت رو باید ببریم دکتر برااینکه مثلا یکی دوبار این داشته لباس عوض میکرده بچه گریه که باید بغلم کنی لباستم نپوشی یا مثلا بچه رو شکمش میخابه و محکم بغلش میکنه یا مثلا یبار شنیده که گفته مامان جون مملم بزرگ شده حالا این مادرشوهره حساس شده رو این که حتما یه مشکلی داره خودسر خودش زنگ میزنه مشاور نمیدونم چا مشاور قلابی بوده که گفته یمدت بغلش نکنین یمدت تازیاد مثلا تحریک نشه ویه مشت همین حرفای چرت. من گفتم اینجا میپرسم براش خودش میگه تو خونه اصلا همچین چیزی نشده میگه من اصلا جلوش لباس عوض نمیکنم به اونم گفتم شما نباید بچه یه ایرادی گرفت گوش کنی خوب زود لباستو باید بپوشی بعد بغلش کنی یا مثلا حواسشو باید پرت کنی این به گوشش نمیره میگه بهش گفتم از مامانم حساس ترم دیدی به اون گفتم میگه طبیعیع فقط باید حواسشو برت کنی از سرش بیوفته. شماها چی میگید والا من گفتم بچه تواین سن بدن خودشو داره میشناسه چون تازه هم از پوشک گرفته اما مامانه نگرانه و همچنان مادرشوهره هم پیگیر که بچت بلوغ زودرس میشه ومشکلی داره😐🤐