۷ پاسخ

منم همینم .سه سالگی واقعا خیلی سخته

طبیعیه فکر کنم

پسرم۱۲سالش بحرفم نمیکنه دیوونه کرده منو ایناکه بچه ان

۳ تا ۵ سالگی اوج لجبازی هستش
مشکل تربیت شما نیست این بازه سنی کلا همینه باید فقط مدیریت کنی و تحمل
راجب فحش دادنش باهاش حرف بزن بگو کار زشتی آدمای بد فحش میدن بگو اگه دیگه فحش ندی چیزی که حالا دوست داره براش بخری جایزه تایین کن براش تو مدت مثلا دو هفته یا ۱۰ روز
یه کاغذ بچسبون رو دیواری جایی هرروزی که فحش نداد آخر شب که خواست بخوابه یدونه ستاره بکش روش هروقت مثلا ۱۰ تا شد واسش چیزی که قول دادی بخر

چرا چالش های منو نوشتی. دقیقا پسر منم اینطوریه

دوقلوهای منم همینن، من خودمم عصبی هستم🤕🤕

پسر منم همینه همش جیغ میزنه

سوال های مرتبط

مامان یزدان مامان یزدان ۳ سالگی
سلام مامانا من از دست این بچه خیلی عصبی شدم میترسم آخر سکته کنم بعضی موقع ها دیگه طوری به مغزم فشار میاد که میگم الان رگ مغزم می ترکه اصلا حرف گوش نمیده هرچی خودم کنترل میکنم که به درستی بهش میگم مامان نکن خطرناکه یا فلان چی کثیف هست دست نزن بدتر می‌کنه که دیگه مجبور بشم یا کتکش بزنم یا دعواش بکنم مثلا اگر رفتیم خیابون اصلا یه جا بند نیست فقط دو می‌کنه هرچی میگم ماشین میاد خطرناکه اصلا حالیش نیست او روز رفتم بازار تو پاساژ دو می‌زنه من برم پله برقی هرچی میگم نرو خطرناکه باهم میریم اصلا نمی ترسه دیگه اول تا آخر بغلش کردم که دیگه خورد شدم کاری می‌کنه که جلو همه دعواش کنم الان هم از خواب که بیدار شده تو یک ساعت ده تا خرابکاری کرده رفته رو صندلی قیچی آورده میگم بده به من قیچی خودت بردار نمیدهد اومدم تاید بریزم تو شیشه اومده فوتش کرده ریخته تو صورت و موهاش بعدش هم رفته ظرف لوبیا که خیس داده بودم از رو کمد ریخته کف آشپزخونه باباش هم اگر گفتم ببرش بیرون میگه خودت هم بیا اگرم حرفی زدم میگه بچه هست ولی اگر خودش ده دقیقه بردش میگه بیا که دیوونه شدم
مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۴ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲
مامان قلب مادر مامان قلب مادر ۳ سالگی
سلام مامانا من الان یک هفته است بخاطر عمل فتق اومدم خونه بابام ،پسرم خیلی خوب بود گاهی بهونه میگرفت ولی خب سرگرم میشد دیروز شوهرم اومد از لحظه ایی که باباشو دید دیگه گیر داد که بابا و مامان گوشی گوشی گوشی ما هم بهش ندادیم ،موقع ناهار خواهرم با گوشی سرگرمش کرد تا غذاشو داد،بعدش خوابید دوباره بعداظهر که از خواب بیدار شد بچه ها داداشم اومدن خونه بابام باز این شروع کرد که گوشی میخوام و گوشی میخوام دختر داداشم همسن پسرمه اون فقط نگاش میکرد یعنی هر دقیقه میومد میگفت گوشی با اینکه بهش دادم گفتم یکم بازی کن (که اصلا قبلا این کارو نمیکردم )ولی باز به زور ازش گرفتمش و دیگه غروب عصبی شدم آخه واقعا تعجب میکردم که برا یه گوشی اونجوری گریه میکنه منم درد داشتم و کلافه بود و دعواش کردم 🤦‍♀️امشب از عذاب وجدان خوابم نبرد که چرا پیش زن داداشام و مامانم اینا دعواش کردم واقعا نمیدونم چیکار کنم که دیگه بهونه گوشی رو نگیره آخه کلا گوشی دستش نمیدادم فقط موقع خواب خودش یه لالایی از گهواره یا یه قصه انتخاب میکرد و میذاشت🤦‍♀️🤦‍♀️تو رو خدا اگه راهکاری دارید کمکم کنید از نظر روحی واقعا داغونم طی ۴ماه دوبار رفتم اتاق عمل صبر و تحملم پایین اومده
فرزند پروری و
پوشک و
شیر خشک و
نی نی و ...