۸ پاسخ

من درکت میکنم😊

اینم یجور مرضه ک بعضیا دارن اصلا درک نمیکنن که باید با چه ادا اصول دراوردنی اون مادربدبخت غذا بده بهش، بچه خوش غذا باشه اشکالی نداره حالاپیش میاد ولی یسریا هستن خصوصیت بچه رو میدونن بازم کرم میریزن

میدونی با بچه نزدیک اقوام زندگی کردن کلا سخته من تجربه نداشتما ولی بیشتر از یک روز خونه پدر مادر اذیت میشم تمام برنامه بچه بهم میریزه مثلا دختر من میریم مهمونی ذوق میکنه نمیخوابه شده از بیخوابی غر بزنه اما نباید بزور بخوابونی باید بذارم خودش به اون نقطه برسه مادرشوهر من همش میگه چرا انقد کم میخوابه بچه رو میگیره رو پاش انقدر تکون میده بچه گریهههه ک نمیخواد بخوابه و منه مادر حالم بد میشه اما از طرفی بی احترامی میشه بزور بچمو بگیرم سر همین خیلی کوتاه میرم و بر میگردم
مدیریتش واقعا سخته حق داری

همین امروز اگه شد همینو تعریف کن واسشون که گریه کرده و بگو لطفا وقت مناسب بیاید که برنامه بچه بهم نخوره

پدر شوهر من دیگه همیشه چند قاشق که دادم غذا میگه بسشه چقدر غذا میدی
هر بار میگفت اخر گفتم میخوای مثل بچه ی فلانی بشه اون یکی نوه اش اصلا غذا دوست نداره یا بزور میخوره زیادی لاغره

ایکاش میذاشتی می‌رفت نیم ساعت دیگه غذاشو میدای فکر کنم بچه اونجوری خوشحالترم باشه اینجوری لج کردنم یاد میگیره

ب پدرشوهرت میگفتی شرمنده بچه داره غذا میخوره ی وقت دیگ میاد

خب میزاشتی برههعههعههعه
بچه اونجوری خوشحال تر بود:)

سوال های مرتبط

مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۶ ماهگی
سلام مامانا
باز امروز مادر شوهرم اومد خونم بعد بهم میگه چرا شیرت میریزنه ب بچه نمیدی منم گفتم وقتی نمیخوره ب زور بدم دهنش میگه از بس ندادی ک نمیخوره دیر دیر میدی اخه اونجوری ک میگه نیست زورم میاد مگ یزید ک نیستم بچمه مگه میشه ندم جونم واسش در میره هی هر روز ک این حرفارو بهم میگه انگار منو از این قبر در میارن تو اون یکی قبر میزارن بخدا خیلی خسته ام ب شوهرممم هر چی میگم انگار ن انگار میگم بریم ی خونه دیگ بگیریم میگم پولشم خودم میدم س تا النگو از خونه پدریم داریم ۶ تا بود با یه گوشواره و یه انگشتر و با انگشتر عقدم میشد دوتا همشو دادم ماشین گرفت ی وانت الان سه تا مونده کلا میگم بیا بدم ی خونه اجاره کنیم بریم از اینجا اصلا گوش نمیده میگه تو بچه رو نمیتونی نگ داری میگم پس الان کی نگه میداره ی ساعت ک ننه باباش ور میدارن بچه رو همین چششو گرفته بخدا داغون شدم همین الان ک این پیام و مینویسم سرم میخواد بترکه ، چیکار کنم بنظرتون برم خونه مادرم تا تکلیفم معلوم بشه اخه برمم بچرو نمیدم بهم باید تنها برم اونم دلم نمیاد بچمو بزارم خدایا چیکار کنم

پوشک
مایبیبی
فرنی
سرلاک
سوپ
مامان مهرادی مامان مهرادی ۲ سالگی