۱۶ پاسخ

کنار اقوام‌شوهر باشی همینه آدم تک گیر بیارن فقط خودشون مهمن عروس اهمیت نداره چی میکشه

نه والا منم همیشه من باید درک کنم کوتاه بیام و... اززندگی بشدت خسته وسیرم

ببخشید بی عرضگی از خودته وقتی اینجوری بهشون سواری میدی سوارت میشن مگه تعهد دادی بهشون ک درکشون کنی یا کاری براشون بکنی وقتی اهمیت نمیدن تو کلا نادیده بگیر همه شونو از خودت دفاع کن تو یک مادری اجازه نده کسی ازت سواستفاده کنه عاقل باش خواهر من

عزیزم من میگم نمک روزخم هم نباشیم مرحم باشیم

با آدمای اینجوری که توقع دارن کناره گیری کنید

من درککککککککت میکنم
منم غریبممممممم
کسی ب من نگفت اون‌یکی و درک کن
ولییییییییی
میدونم چی میگی
احتمالا بخاطر اینه ک زیادی،سازگاااااار بودیم

من یه بار حرفمو علنی بهشون زدم و واقعا خیلی خوشحالم از اون موقع اوضاع خیلی بهتر شد

بچه ها اگه توان مقابله باهاشون ندارید حداقل ازشون کناره بگیرید خودتون را بکشید کنار که کمتر ببینیدشون
این غصه ها و ناراحتیا که میریزیم تو خودمون میشه سرطان و افسردگی و هزار درد دیگه
ولی واقعا باید از حقمون دفاع کنیم حرفمون را بزنیم چون دیگه داره سنمون بالا می‌ره و تازه باید ما از بچه ها مونم دفاع کنیم تو این دنیا،باید قوی با شیم

همیشه درک کردم و درک نشدم، حاصلش شده فاصله از آدم ها و خالی شدن از هر نوع حس و عاطفه

فایل مهر طلبی هلاکویی رو از نت بگیر خیلی کمکت میکنه تو به جز بچه های خودت در مقابل هیچکس مسول نیستی

هیچ وقت درک نشدم اول همه رو درک میکردم اما الان برام مهم نیست کسی

تقصیر خودمونه انقدر باید برای خودمون حد و مرز بزاریم ک بقیه بفهمن ک ما هم هستیم و ارزش داریم
اگه تو زندگی اولویت ب خودت بدی ارزش گذاری میشی

منم همینم،همیشه من درک کردم،گاهی باید خودت حواست به خودت باشه،بقیه دیگه عادت کردن به این روند

چ چیزایی رو جدی گرفتی وب خودت سخت گرفتی

حس میکنم خودم بیشتر بقیه رو درک کردم تا بقیه منو
ولی یاد گرفتم باید منظورم و اون حسی که دارم رو واضح به بقیه بگم تا بقیه هم منو بهتر درک کنند.

من والا درک نشدم هیچ وقت البته نه ب این شدت عزیزم☹️☹️☹️

سوال های مرتبط

مامان ملیکا ودوقلوها مامان ملیکا ودوقلوها ۳ سالگی
مامان دیانا🩷 مامان دیانا🩷 ۲ سالگی
دیانا خیلی جیغ میکشه بعضی وقتا خیلی شدید میشه جوری ک اصلا قابل کنترل نیست منو میزنه موهامو میکشه بعد میاد بغلم میکنه بوسم میکنه وقتای ک جیغ میکشه بغلش میکنم میخام آرومش کنم اما بدتر میشه منم جیغ میکشم سرش خودم ناراحت میشم همه ام میگن بخاطر اینکه من عصبیم اینجوری شده اما بخدا من از قصد عصبی نمیشم رفتم قرص خریدم خوردم ک ارومشم عصبی نشم اما هیچ کس نیست منو درک کنه امروز رفتیم بیرون با خانواده شوهرم بهش میگم بچه رو نگه دار من برم یکم دور بزنم رفتم اومدم بهش میگم دیانا اذیت نکرد برگشته تو جم میگه اصلا یادتونبود اصلا بازی می‌کرد کسی نبود سرش داد بزنه 💔💔💔💔یجور میگه انگار من مادر بدیم مگ من مرض دارم بچه رو بزنم یا داد بزنم سرش خیلی حالم بده از طرفی افسرده شدم وزنم رفته بالا یه دیقه میخندم یدیقه بد سر یه چیز کوچیک گریه میکنم
واقعا من مادر بدیم بنظرتون هیچکس نیست چرا منو درک کنه چرا همه فشار میارن بهم واقعا جاریم برگشته میگه من ۳ تا اوردم تو از پس یکیش بر نمیای خیر سرش زنه یه زره درک نمیکنن ادمو تا الان ک دینا دوساله یبار درحد چند ساعت نشده بچمو باباش نگه داره دوماه دندون درد دارم یه روز بخاطر من از کارش نمیزنه ک من برم دندونمو درست کنم بعد ادعای پدریش میشه حرف زیاده آدم نمیدونه از کدومش بگه